بازنویسی توافق با زبان زور: چرا ترامپ در حال بر هم زدن توافق با ایران است؟
ناتوان از وادار کردن ایران به تسلیم در طول جنگ، دولت ترامپ اکنون تلاش میکند تا با فشار نظامی مجدد، به چیزی دست یابد که در مذاکرات به دست نیاورده بود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازنویسی توافق با زبان زور: چرا ترامپ در حال بر هم زدن توافق با ایران است؟» به قلم نگار مرتضوی (Negar Mortazavi) در نیو عرب (The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که رویارویی مجدد آمریکا و ایران نه یک سوءتفاهم، بلکه تلاشی عامدانه از سوی دولت ترامپ برای بازنویسی تفاهمنامه پایان جنگ با ابزار نظامی است. این تحلیل نشان میدهد که ایران، تشدید تنشها را نه به دلیل کنار گذاشتن توافق، بلکه برای مقابله با تلاش ترامپ برای تهی کردن آن از محتوا، در پیش گرفته است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
رویارویی مجدد میان ایالات متحده و ایران اغلب به عنوان شکست یک توافق شکننده توصیف میشود، اما از دیدگاه تهران، مسئله عامدانهتر است: دونالد ترامپ پس از امضای تفاهمنامهای برای پایان دادن به جنگ، بلافاصله تلاش برای بازنویسی و گسترش محدودیتهای آن در میدان نبرد را آغاز کرد. دولت ترامپ که در طول جنگ نتوانست ایران را به تسلیم وادارد، اکنون با فشار نظامی مجدد در لبنان، تنگه هرمز، عدم آزادسازی داراییها و ازسرگیری حملات، به دنبال دستیابی به چیزی است که در مذاکرات شکست خورد. این اقدامات نه مناقشات جداگانه، بلکه تلاشی هماهنگ برای تغییر مفاد عملی تفاهمنامه پس از امضای آن است. پاسخ ایران نیز بر این محاسبه استوار است که پذیرش این فشارها بدون پاسخ، تنها به فشارهای بیشتر منجر خواهد شد. تهران تنش را نه به دلیل کنار گذاشتن تفاهمنامه، بلکه به این دلیل تشدید میکند که معتقد است ترامپ در حال تهی کردن آن از محتواست.
این تفاهمنامه پس از جنگی ویرانگر میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل امضا شد. در آن جنگ، با وجود برتری نظامی آمریکا و اسرائیل، ایران تسلیم نشد و با استفاده از راهبرد، جغرافیا و تاکتیکهای نامتقارن، هزینههای سنگینی را به دشمنان خود تحمیل کرد. جنگ هم آسیبپذیری ایران و هم تابآوری آن را نشان داد و این بنبست سیاسی به امضای تفاهمنامه منجر شد. این توافق برای ترامپ راهی برای خروج از یک جنگ پرهزینه و برای ایران، توقف جنگ و چارچوبی برای حل دیپلماتیک اختلافات بود، اما ترامپ بلافاصله پس از امضا، تحت فشار منتقدان داخلی قرار گرفت که معتقد بودند او بدون خلع سلاح ایران و وادار کردن آن به تسلیم کامل، جنگ را پایان داده است. در واکنش، دولت او به جای دفاع از توافق، تلاش برای تغییر توازن پس از آن را آغاز کرد.
اولین آزمون، لبنان بود. برای تهران، لبنان یک جبهه مرکزی در جنگ بود و اصرار داشت که در مفاد توافق گنجانده شود. از دید ایران، عملیات نظامی مستمر اسرائیل در لبنان نقض مستقیم تفاهمنامه بود، اما آمریکا لبنان را خارج از توافق اصلی در نظر گرفت و به اسرائیل آزادی عمل داد. این اقدام، ارزش توافق را برای ایران تغییر داد، زیرا به معنای توقف اقدامات ایران در عین حفظ آزادی عمل دشمنانش بود. آزمون بعدی در تنگه هرمز بود. تفاهمنامه بر «گذر امن» با هماهنگی ایران و عمان تأکید داشت، اما واشنگتن با حمایت نظامی، به دنبال ایجاد یک مسیر جایگزین در سمت عمان و به حاشیه راندن ایران بود. از دید تهران، این تلاشی دیگر برای تحمیل کنترل آمریکا بر یک آبراه راهبردی بود؛ چیزی که ایران در مذاکرات نپذیرفته بود. در کنار اینها، لغو معافیتهای تحریم نفتی و تهدیدهای نظامی مجدد، این باور را در تهران تقویت کرد که ترامپ به جای اجرای توافق، به سیاست فشار بازگشته است تا بدون پرداخت هزینه یک جنگ تمامعیار دیگر، ایران را به تسلیم تدریجی وادار کند.
اما این راهبرد قبلاً آزموده و شکست خورده بود. تهران تشدید فشار آمریکا را نه نشانه بیهودگی مقاومت، بلکه دلیلی بر این میداند که واشنگتن تنها به محدودیتهایی احترام میگذارد که مجبور به رعایت آنها شود. از این رو، ایران همزمان با تشدید تنش، به ارسال سیگنالهای دیپلماتیک ادامه میدهد. هدف ایران شکست نظامی آمریکا نیست، بلکه نشان دادن این است که برتری نظامی نمیتواند به یک پیروزی سیاسی قابل قبول منجر شود. تهران بر این باور است که اگرچه قدرت نظامی آمریکا بیشتر است، اما تحمل کمتری برای یک درگیری بیپایان، اختلالات اقتصادی و پیامدهای سیاسی یک جنگ دیگر در خاورمیانه دارد. به همین دلیل، اعتماد به ترامپ در پایینترین سطح قرار دارد. تفاهمنامه شکست نخورد چون طرفین زبان آن را نمیفهمیدند؛ این توافق در معرض تهدید است زیرا رئیسجمهور آمریکا ظاهراً حاضر به پذیرش محدودیتهای مصالحهای که امضا کرده، نیست./منبع



