شکستن محاصره یمن؛ آغاز کریدور راهبردی تهران ـ صنعا
گشایش مسیر تهران ـ صنعا موازنه قدرت در یمن را تغییر میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «شکستن محاصره یمن؛ آغاز کریدور راهبردی تهران ـ صنعا» نوشته حمید خوشآیند در شورای راهبردی روابط خارجی، ابعاد انسانی و پیامدهای ژئوپلیتیکی برقراری نخستین پرواز مستقیم تهران به صنعا پس از بیش از یک دهه محاصره هوایی را بررسی میکند و آن را نشانه فرسایش سیاست محاصره، تقویت بازدارندگی یمن و شکلگیری موازنهای تازه در منطقه میداند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
فرود نخستین پرواز مستقیم تهران در فرودگاه صنعا پس از بیش از یک دهه محاصره هوایی، فقط بازگشایی یک مسیر حملونقل نبود، بلکه نشانه ورود بحران یمن به مرحلهای تازه است. این پرواز در شرایطی انجام شد که محدودیتهای طولانیمدت فرودگاه صنعا، دسترسی میلیونها یمنی به درمان، دارو و جابهجایی ایمن را دشوار کرده و هزینه انسانی جنگ را بهشدت افزایش داده است. انتقال بیش از دویست شهروند یمنی، از جمله بیماران و مجروحان، نشان داد که استمرار این مسیر میتواند بخشی از نیازهای انباشته انسانی را پاسخ دهد و انحصار ائتلاف محاصرهکننده بر فضای هوایی یمن را تضعیف کند.
اهمیت راهبردی این تحول زمانی آشکارتر میشود که پرواز تهران ـ صنعا به یک مسیر پایدار تبدیل شود. چنین کریدوری زمان، هزینه و خطر ارتباط با یمن را کاهش میدهد و به صنعا امکان میدهد ارتباطات سیاسی، انسانی و اقتصادی خود را گسترش دهد. در منازعات منطقهای، کنترل مسیرهای ارتباطی بخشی از توزیع قدرت است؛ بنابراین بازگشایی این خط هوایی، ظرفیت بازیگری یمن را افزایش میدهد و ابزار محاصره را از یک اهرم مطمئن فشار به سازوکاری پرهزینه و کماثر تبدیل میکند.
این تحول همچنین با بازآرایی عمق راهبردی محور مقاومت ارتباط دارد. اتصال مستقیم ایران و یمن، دو نقطه مهم در امتداد خلیج فارس تا بابالمندب را به یکدیگر نزدیکتر میکند. افزایش پایداری ارتباطات صنعا میتواند توان اثرگذاری آن را بر امنیت دریای سرخ، مسیرهای کشتیرانی و معادلات انرژی تقویت کند. به همین دلیل، پرواز مستقیم را نمیتوان صرفاً اقدامی نمادین دانست؛ این مسیر ممکن است بخشی از شکلگیری شبکهای تازه از ارتباطات منطقهای باشد که محدودیتهای آمریکا و متحدانش را دور میزند.
امکان انجام این پرواز، از تغییر موازنه در خود یمن نیز حکایت دارد. در سالهای نخست جنگ، ائتلاف سعودی قادر بود با هزینه محدود، آسمان و زیرساختهای ارتباطی یمن را کنترل کند. اکنون افزایش توان پدافندی و تهاجمی نیروهای یمنی، هزینه جلوگیری از بازگشایی مسیرها را بالا برده است. شکلگیری معادله هزینهسازی متقابل باعث شده اعمال فشار یکجانبه دشوارتر شود و صنعا از موقعیت آسیبپذیری مطلق به مرحلهای از بازدارندگی فعال برسد.
پیام منطقهای این رخداد آن است که محاصره دیگر ابزار کمهزینهای برای وادارکردن یمن به امتیازدهی نیست. هر تلاش برای بازگرداندن وضعیت گذشته میتواند واکنشهایی فراتر از جغرافیای یمن، بهویژه در بابالمندب و دریای سرخ، ایجاد کند. استمرار پروازها، علاوه بر کاهش فشار انسانی، جایگاه سیاسی صنعا را تقویت و توان آن را برای مشارکت در ترتیبات آینده منطقه افزایش خواهد داد. این روند همچنین میتواند محاسبات عربستان و آمریکا را درباره هزینه ادامه فشار بر یمن و امکان بازگشت به راهکارهای سیاسی تغییر دهد.
بااینحال، تبدیل این رخداد به یک تغییر پایدار، به تداوم مسیر هوایی، امنیت پروازها و مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و نظامی وابسته است. در صورت تحقق این شروط، فرود هواپیمای ایرانی را میتوان آغاز فرسایش عملی محاصره و نشانه تثبیت موازنهای تازه در یمن دانست.
./منبع



