عراق میان تهران و واشنگتن؛ جایگزینی امنیت با منفعت
بغداد میکوشد رقابت تهران و واشنگتن را به فرصتی برای میانجیگری تبدیل کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «عراق میان تهران و واشنگتن؛ جایگزینی امنیت با منفعت» نوشته محمد الخزاعی (Mohammed Al-Khazaei) در شبکه المیادین (Al Mayadeen)، راهبرد بغداد برای پایاندادن به منطق حضور نظامی و تنش امنیتی، بازتعریف مناسبات با واشنگتن بر پایه همکاری اقتصادی و بهرهگیری از روابط عمیق با تهران برای ایفای نقش میانجی منطقهای را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
عراق در پی آن است که روابط خود با ایالات متحده را از چارچوبی امنیتمحور و متکی بر حضور نظامی، به الگویی مبتنی بر منافع اقتصادی و همکاریهای چندجانبه منتقل کند. در این رویکرد، پایان مأموریت نیروهای رزمی خارجی تنها یک مطالبه حاکمیتی نیست، بلکه مقدمهای برای تغییر ماهیت رابطه بغداد و واشنگتن محسوب میشود. دولت عراق میخواهد بهجای باقیماندن در موقعیت کشوری تحت مهار امنیتی، به شریک اقتصادی آمریکا در حوزههای انرژی، تجارت و فناوری تبدیل شود و همزمان فضای لازم را برای تنوعبخشی به مناسبات خارجی خود حفظ کند.
سفر نخستوزیر عراق به واشنگتن و توافق بر سر خروج نیروهای رزمی آمریکا و ائتلاف بینالمللی تا پایان سپتامبر، نشانهای از تلاش برای عملیکردن این تغییر است. پیوندزدن خروج نظامی با گسترش سرمایهگذاری و همکاری اقتصادی، نوعی معامله راهبردی ایجاد میکند: بغداد مسئولیت تأمین امنیت و انحصار استفاده مشروع از قدرت را بر عهده میگیرد و واشنگتن نیز حضور نظامی مستقیم را با مشارکت اقتصادی جایگزین میکند. موفقیت این معادله، به توان دولت عراق در کنترل سلاحهای خارج از ساختار رسمی و جلوگیری از بازتولید تنشهای داخلی وابسته است.
بااینحال، تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که اتکای کامل به وعدههای آمریکا میتواند پرهزینه باشد. بازسازی ناقص پس از سال ۲۰۰۳، اجرای محدود توافقنامه شراکت راهبردی و تغییر مداوم اولویتهای دولتهای آمریکا، بغداد را ناگزیر میکند که روابط جدید را با احتیاط پیش ببرد. ضعف پایگاه حزبی و پارلمانی نخستوزیر نیز بر شکنندگی این مسیر میافزاید؛ زیرا هر تغییر سیاسی در واشنگتن یا بغداد میتواند تعهدات اقتصادی و امنیتی موجود را با چالش روبهرو کند.
مهمترین مزیت عراق، توان بالقوه آن برای تبدیلشدن از میدان رقابت ایران و آمریکا به کانال ارتباطی میان دو طرف است. موقعیت جغرافیایی، روابط رسمی با واشنگتن و پیوندهای تاریخی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی با ایران، ظرفیت میانجیگری بغداد را از بسیاری از بازیگران منطقهای متمایز میکند. شبکه ارتباطی شهرهای مذهبی عراق با قم و مشهد و مناسبات گسترده اجتماعی و عشایری، امکان انتقال پیام و کاهش سوءبرداشتها را در دورههای بحرانی فراهم میسازد.
چنین نقشی میتواند جایگاه عراق را در ترتیبات امنیتی آینده خلیج فارس و گفتوگوهای احتمالی درباره برنامه هستهای ایران ارتقا دهد. میانجیگری موفق همچنین به بغداد امکان میدهد حمایت خارجی بیشتری برای برنامههای داخلی خود، از مبارزه با فساد تا توسعه خدمات و تقویت نهادهای دولتی، به دست آورد. در این صورت، عراق دیگر صرفاً موضوع توافق قدرتهای منطقهای و بینالمللی نخواهد بود، بلکه در طراحی توافقها و مدیریت بحرانها سهم خواهد داشت.
آزمون اصلی این راهبرد، اجرای واقعی انحصار سلاح در اختیار دولت و پایاندادن به توجیه حضور بازیگران مسلح خارج از ساختار رسمی است. اگر بغداد بتواند میان حاکمیت امنیتی، شراکت اقتصادی و توازن روابط خارجی پیوندی پایدار ایجاد کند، فرصت تبدیلشدن به میانجی راهبردی منطقه را خواهد یافت؛ در غیر این صورت، همچنان صحنه رقابت تهران و واشنگتن باقی میماند.
./منبع



