اوراسیا و آینده جهان چندقطبی
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «اوراسیا و آینده جهان چندقطبی» نوشته حسین نورلو در تیآرتی (TRT) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل تحولات اوراسیا و نحوه شکلگیری نظم جهانی چندقطبی از طریق همکاریهای منطقهای و تحرکات اقتصادی و سیاسی در این قاره میپردازد. این متن با اشاره به تحولات اخیر در این منطقه، به توصیف چگونگی شکلگیری اتحادیههای جدید و بهخصوص ایجاد شبکههای حملونقل و انرژی که به نوعی سرنوشتساز خواهند بود، میپردازد و روند تحولاتی که از چندجانبهگرایی به «مینیلترالیسم» منتهی شده را توضیح میدهد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
اوراسیا دیگر تنها یک صفحه شطرنج جغرافیایی برای رقابت قدرتهای بزرگ نیست؛ بلکه به کارگاه ساخت یک نظم جهانی جدید تبدیل شده است. در سالهای اخیر، این قاره شاهد شکلگیری ائتلافهای انعطافپذیر، نشستهای میانمنطقهای و پروژههای زیرساختی بوده که سلسلهمراتب قدیمی را کنار میزنند. آنچه ممکن است به نظر بینظمی بیاید، مانند نشستهای همپوشانی، مسیرهای تجاری رقیب و تغییرات در اتحادها، در واقع الگویی از نظم در حال ظهور از طریق مذاکره و توسعه است. اوراسیا امروز بهعنوان آزمایشگاهی برای چندقطبیبودن جهانی عمل میکند، نگاهی اولیه به چگونگی عملکرد سیاست جهانی در دوران چندقطبی و غیرمتمرکزتر.
یکی از روندهای مهم در اوراسیا، تغییر از چندجانبهگرایی سنتی به گروههای «مینیلترال» است که سریعتر و مبتنی بر منافع خاص هستند. این گروهها به کشورها اجازه میدهند که بر روی اهداف خاص بدون نیاز به همراستایی ایدئولوژیک همکاری کنند. مثالهای اخیر مانند نشست اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی در ماه آوریل ۲۰۲۵ و همچنین نشستهای C5+1 و GCC+آسیای مرکزی، نشاندهنده این تغییرات هستند. این گروهها بهجای استفاده از معاهدات جهانی، از طریق ائتلافهای هدفمند به حل مسائل میپردازند.
ویژگی دیگر نظم جدید در اوراسیا، افزایش نقش کشورهایی مانند قزاقستان، ازبکستان و آذربایجان است که با سیاستهای چندوجهی و متعادل روابط خود با بازیگران خارجی، توانستهاند آزادی عمل بیشتری پیدا کنند. این کشورها که پیش از این از پیوستن به ائتلافهای ثابت اجتناب کردهاند، حالا توانستهاند با ترکیب روابط با روسیه، چین، آمریکا، اروپا و دیگران، قدرت مانور خود را افزایش دهند. در پاسخ به جنگ اوکراین، کشورهای آسیای مرکزی با بیطرفی در برابر تحریمها و تنوع روابط خود با بازیگران مختلف، توانستهاند سیاستهای متعادلتری را اتخاذ کنند.
همچنین، تلاشهای مختلف برای ساخت کریدورهای حملونقل و انرژی در اوراسیا شاهد تحرکات جدید است که از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است. پروژههایی مانند کریدور میانه و ابتکارات چین مانند طرح «یک کمربند، یک جاده»، نشاندهنده اهمیت بینظیر این کریدورها برای اتصال بازارها و کشورهای مختلف هستند. بهطور خاص، پروژههایی همچون خط لوله گاز ترنسکاسپین که گاز ترکمنستان را از زیر دریای خزر به آذربایجان منتقل میکند و نیز طرحهای خطوط ریلی جدید در آسیای مرکزی، به ایجاد یک شبکه گسترده از ارتباطات و همپیوستگی اقتصادی در سطح جهانی کمک میکنند.
در نهایت، تحولات اوراسیا نشان میدهند که نظم جهانی در حال تغییر است و بهجای تمرکز بر ائتلافهای بزرگ جهانی، کشورهای مختلف ترجیح میدهند که بهصورت گروهی و بر اساس منافع خاص خود، با دیگر کشورهای منطقهای و قدرتهای جهانی تعامل کنند. در این مسیر، پروژههای توسعهای که منافع ملموس اقتصادی به همراه دارند، جایگزین شعارهای ایدئولوژیک و نظامی شدهاند. این روندهای جدید به ما میآموزند که در جهانی چندقطبی، همکاریهای منطقهای و گروههای کوچک میتوانند نظم جدید جهانی را شکل دهند، بدون اینکه به هرج و مرج تبدیل شوند./ منبع



