اسرائیل به این کشتار پایان خواهد داد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اسرائیل به این کشتار پایان خواهد داد؟» به قلم روئل مارک گرچت (Reuel Marc Gerecht) در بنیاد دفاع از دموکراسیها (Foundation for Defense of Democracies) منتشر شده است. این مقاله با اشاره به وضعیت پیچیده کنونی، استدلال میکند که جنگ غزه بهدلیل درهمتنیدگی سرنوشت دو ملت، ممکن است به اشغال نامحدود این منطقه توسط اسرائیل بینجامد. نویسنده میافزاید که با توجه به عدم تمایل و توانایی هیچیک از بازیگران منطقهای و جهانی در برعهدهگرفتن مسئولیت غزه، اسرائیل ناچار است برای کنترل و بازسازی آن، سیاستهای جدیدی در پیش بگیرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گمان میکند حمله به شهر غزه، آخرین پایگاه حماس، میتواند به نابودی این گروه، حل بحران گروگانها و بازگشت نیروهای اسرائیلی به خانه منجر شود؛ اما احتمال وقوع این سناریو کم است. اسرائیل در غزه گرفتار شده و هیچکس، نه آمریکا و اروپا و نه اعراب حاشیه خلیج فارس، به کمک آن نخواهند آمد تا از مسئولیت اداره و تأمین غزه رها شود.
ایده راهحل دو دولتی در غرب بهدلیل ناکامی آن در تحقق اهدافش، شکست خورده است. خوب است به حمله دوم انتفاضه در سال ۲۰۰۰ که با پاسخ منفی یاسر عرفات به تلاشهای صلح بیل کلینتون و ایهود باراک آغاز شد، اشاره کنم؛ رویدادی که باعث نابودی امید به صلح و تقویت جاهطلبیهای ارضی و راستگراییهای مذهبی در اسرائیل شد. باید تاریخ را دلیلی بر این دانست که راهحل تشکیل یک کشور فلسطینی، به «عدالت و صلح» نخواهد رسید؛ بلکه ملیگرایی و تشکیل کشور، معمولاً تمایل به کشتن همسایگان را تشدید میکند.
«لیبرالیسم» و نه ملیگرایی، رفتارهای خشونتآمیز را تعدیل میکند. لیبرالیسم درونی اسرائیلیها ریشه در تاریخ چندصدساله آنها دارد که سرشار از تحمل ملیگرایی افراطی و یهودیستیزی بوده است. در حالی که این لیبرالیسم در اسرائیل توسط جناح راست افراطی، بهویژه پیروان ایتمار بنگویر، که خواهان اخراج اعراب از غزه و کرانه باختری هستند، تحت محاصره قرار گرفته است. با وجود این، اقلیتهای عربی، دروزی و مسیحی اسرائیل در طول سالها پیشرفتهای قابلتوجهی در این کشور داشتهاند. این حقیقت اجتنابناپذیر وجود دارد که هر کشور فلسطینی در کرانه باختری و غزه، برای حفظ امنیت اسرائیل، مجبور است که کنترل بر مرز، حریم هوایی و تجارت خود نداشته باشد.
نهادهای حکومت خودگردان فلسطین، عملاً «یک مافیا» هستند که بهجای مهار خشونت، آن را تشویق میکنند. اقدامات نظامی مداوم اسرائیل در کرانه باختری، مانع از تسلط حماس بر فتح شده است. همچنین، خودگردانی محدود فلسطینیها، چه در کرانه باختری و غزه و چه در تبعید در اردن و لبنان، فاجعهبار و پرهزینه بوده است.
هویت فلسطینیها از بدو تولد با مخالفت خشونتآمیز با یهودیان گره خورده است. پدران بنیانگذار فلسطینی، حتی در مقایسه با مردان بیرحم دیگر غرب آسیا، مردمان وحشتناکی بودند. نمونه آن، حمایت حماس از جنایات ۷ اکتبر و یا اظهارنظرهای محمد امین الحسینی، مفتی اعظم بیتالمقدس، که در هیتلر فضیلتهایی میدید، را مطرح میکند. با این حال، این خصومت در میان دو میلیون عرب اسرائیلی کمتر است؛ زیرا آنها هویت یهودی دولت اسرائیل را بهچالش نمیکشند.
طرحهای فعلی نتانیاهو برای اشغال غزه، هرچند ممکن است نابخردانه بهنظر برسد، اما دستکم واقعیت درهمتنیدگی سرنوشت اسرائیلیها و فلسطینیها را بهرسمیت میشناسد. این رویکرد، در صورت موفقیت، نیاز به کنترل کامل اسرائیل بر منطقه و سپس یافتن یک شریک فلسطینی برای اداره آن دارد؛ هرچند که احتمال آن بسیار کم است. به همین دلیل، گزینهای که بیشتر اسرائیلیها به آن معتقدند، یک «دیدگاه حداقلی» است. این دیدگاه شامل محصور کردن غزه، کنترل مرز مصر، ایجاد موانع بهتر، و واگذارکردن ادامه کار به دیگران است. با این حال، این رویکرد در کرانه باختری غیرممکن است.
جنگ غزه را باید یک «کابوس روابط عمومی» برای اسرائیل دانست. برای نابودی کامل حماس، ارتش اسرائیل ناچار به کشتن تعداد زیادی از غیرنظامیان بوده است، اما با این حال تعداد کشتهشدگان غیرنظامی از آنچه در جنگهای شهری انتظار میرود، کمتر است. بهدنبال پیروزی اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷، مصر کنترل غزه و اردن کنترل کرانه باختری را از دست دادند و تاکنون نیز تمایلی به بازپسگیری آنها نشان ندادهاند.
این اشغال نامحدود را میتوان تنها گزینه واقعی برای اسرائیل دانست؛ هرچند که ممکن است از نظر برخی ناعادلانه بهنظر برسد. در چنین شرایطی، اسرائیل باید به یک «اشغال انسانی» متعهد شود که زندگی اعراب را بهبود بخشد و به وضعیت داخلی فلسطینیها و نحوه حکومت آنها علاقهمند شود. فلسطینیها بهجای اصلاح حکومت خودگردان، باید آن را از ابتدا بازسازی کنند. این امر محقق نخواهد شد مگر با اولویت دادن اسرائیل و متحدان غربی آن به این موضوع. اسرائیلیها و فلسطینیها هیچگاه برادر نخواهند بود، اما میتوانند مانند بسیاری از مردمان متخاصم در غرب آسیا، با هم بسازند و به زندگی ادامه دهند./ منبع



