ترامپ محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار کرده است
شکست راهبردی واشنگتن در تغییر حکومت ایران، اهرمهای قدرت منطقهای آمریکا را بهشدت تضعیف نمود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ محدودیتهای قدرت آمریکا را آشکار کرده است» نوشته کلاوس دادز (Klaus Dodds) در اسپکتیتور (Spectator) منتشر شده است. این یادداشت، پیامدهای ناکامی راهبردی دولت دونالد ترامپ در منطقه خلیج فارس و پروژه تغییر حکومت در ایران را بررسی میکند؛ رویکردی جاهطلبانه که با نادیده گرفتن واقعیتهای ژئوپلیتیک تنگه هرمز، نه تنها به تقویت موقعیت منطقهای تهران و ایجاد شکاف بیسابقه میان واشنگتن و تلآویو منجر شد، بلکه بیاعتمادی عمیق متحدان غربی و عربی به تضمینهای امنیتی ایالات متحده را در پی داشت. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تلاشهای ایالات متحده برای تغییر حکومت در ایران به شکلی معکوس پایان یافته است. واشنگتن با ارزیابی نادرست از تابآوری ساختار سیاسی تهران، محاسبات راهبردی تلآویو و موقعیت جغرافیایی و سیاسی تنگه هرمز، با بنبست سختی مواجه شده است. این عملیات نظامی که بر پایه فرضیه فروپاشی سریع حکومت ایران و ایجاد «شوک و بهت» طراحی شده بود، بخشی از دکترین توسعهطلبانه فرامرزی دولت جدید آمریکا برای تسلط بر خطوط کشتیرانی، منابع انرژی و بازارهای راهبردی جهان به شمار میرفت؛ اما در نهایت، عبور از نظم بینالمللی قانونمحور در این نقطه با مانعی جدی برخورد کرد. تهران با اتکا به تجربه جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰، به خوبی توانست این گذرگاه آبی حیاتی را که انتقال ۲۰ درصد نفت و گاز مایع جهان را تسهیل میکند، به پاشنه آشیل واشنگتن تبدیل سازد.
اگرچه برآوردهای اولیه کاخ سفید نشان میداد که هرگونه انسداد در تنگه هرمز بیش از همه به چین آسیب میزند و آمریکا به عنوان ابرقدرت انرژی از بحران مصون خواهد ماند، اما واقعیت میدانی خلیج فارس به سرعت به بستری برای حملات گسترده پهپادی و موشکی علیه پایگاههای غربی تبدیل شد. این وضعیت حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را وادار کرد تا برای دفاع پهپادی به تجربه تسلیحاتی اوکراین متوسل شوند. در این میان، توافق نهایی برای پایاندادن به درگیریها، یک عدم تقارن راهبردی آشکار را به نمایش گذاشت. با رفع محاصره بنادر ایران توسط آمریکا، تهران عملاً نظارت بر این آبراه را از طریق «سازمان ترانزیت خلیج فارس» دستخوش تغییری بنیادین کرد تا از این پس از کشتیهای عبوری حق ترانزیت دریافت کند؛ توافقی که منوط به عقبنشینی نیروهای آمریکایی از منطقه و اعطای یک بسته ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی و رفع تحریمها است.
این توافق برای نزدیکترین متحد واشنگتن، یعنی اسرائیل، یک فاجعه امنیتی به شمار میرود. در متن این توافق به برنامههای موشکی و حمایتهای منطقهای ایران اشارهای نشده و تنها بر عدم توسعه تسلیحات هستهای تاکید شده است. این بحران نه تنها به یک جنگ لفظی میان واشنگتن و تلآویو دامن زده، بلکه شکافی آشکار در «روابط ویژه» آنها ایجاد کرده است. در پی این تحولات، متحدان سنتی آمریکا از اسرائیل و اوکراین گرفته تا کشورهای ناتو و پایتختهای عربی، به این نتیجه تلخ رسیدهاند که ایالات متحده دیگر یک شریک امنیتی قابل اعتماد نیست. در نهایت، انجام ۱۳ هزار حمله نظامی آمریکا به اهداف مختلف نتوانست موازنه قدرت را تغییر دهد و واشنگتن در آستانه ۶ ماه بسیار پرفرازونشیب، محدودیتهای جدی قدرت خود را به نظام بینالملل نشان داد./منبع



