انحراف راهبردی در سیاست منطقهای آمریکا
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «انحراف راهبردی در سیاست منطقهای آمریکا» به قلم برایان کاتولیس (Brian Katulis) در موسسه خاورمیانه(Middle East Institute) منتشر شده است. این مقاله به انتقاد از عدم وجود چارچوب عملی در سیاست خارجی ترامپ، بهویژه در غرب آسیا میپردازد و بر ضعف رویکرد او نسبت به مناقشه اسرائیل-فلسطین و نقش کشورهای اروپایی و عربستان در جستوجوی راهحل بلندمدت تأکید دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سبک منحصربهفرد سیاستگذاری خارجی آمریکا تاکید کرد و انتقادهایی علیه دیگران، از جمله خود سازمان ملل، مطرح نمود. سخنان ترامپ فاقد چارچوب برای مقابله با مشکلات جهانی و چالشهای امنیتی بود. این فقدان برنامه عملی، بهویژه در غرب آسیا مشهود است؛ جایی که مناقشه اسرائیل-فلسطین ضعیفترین بخش رویکرد ترامپ است. گفتمان مرکزی به تلاشهای اروپایی و شرکای آمریکا مانند عربستان برای تمرکز بر راهحل بلندمدت تغییر یافته است.
سخنرانی و دیدارهای ترامپ چرخه خبری را تحت سلطه درآورد، اما داستان اصلی سازمان ملل و آمریکا از ماهها پیش شکل گرفته است. اقدامات اولیه دولت دوم ترامپ برای کاهش بودجه آژانسهای کلیدی سازمان ملل، بخش مرکزی برنامه دولت دوم ترامپ است، اما پیامدهای آن بر امنیت جهانی نامشخص مانده است؛ مانند تأثیر اقدامات ترامپ بر سیاستهای داخلی بهداشتی و اقتصادی.
داستان دیگر سفر ترامپ به نیویورک، تغییر لفاظی در مورد جنگ روسیه علیه اوکراین بود. ترامپ گفت اوکراین میتواند تمام سرزمینهای اشغالی را بازپس گیرد، که با بیانیههای اولیه دولتش تضاد دارد. اما مشخص نیست آیا ترامپ این سخنان را با تغییرات سیاست واقعی پشتیبانی کند.
در هفته آینده، تمرکز سیاست آمریکا به مسائل داخلی بازمیگردد، زیرا رویارویی جمهوریخواهان و دموکراتهای کنگره بر سر بودجه، تعطیلی دولت را محتمل میسازد. این تعطیلیهای دورهای، ناشی از اختلافات بر سر اولویتهای بودجه، پیام روشنی به جهان میفرستد که آمریکا با مسائل داخلی درگیر است و فرقهگرایی سیاسی، آن را به بدترین دشمن خود تبدیل کرده است.
رویکرد دولت دوم ترامپ به غرب آسیا در هشتماهگی زمامداریاش، از انحراف راهبردی رنج میبرد و توسط نیروهای خارجی پیش رانده میشود، نه چارچوبی منسجم برای اهداف ترامپ.
سه ماه پس از جنگ دوازدهروزه اسرائیل-ایران، که به برنامه هستهای ایران آسیب زد، سؤالات کلیدی در مورد آینده برنامه، نیتهای ایران و نقش منطقهای آن بیپاسخ مانده است. تهران از ازسرگیری مذاکرات هستهای امتناع کرد و اروپاییها تاکتیکهای تأخیری حکومت را محکوم نمودند.
علامت سؤال بزرگتر بر جبهه اسرائیل-فلسطین است. اسرائیل با کارزار نظامی در غزه و حمله به مقامات حماس در قطر، پویاییها را شکل میدهد. تیم ترامپ منفعل بوده و اجازه داده دیگران شرایط را تعیین کنند. ترامپ ایدههایی برای وضعیت پساجنگی غزه به رهبران عرب و مسلمان در حاشیه مجمع عمومی ارائه داد، در حالی که اروپاییها برنامههای خود را تدوین میکنند.
گزارش واشنگتنپست فاش کرد دولت ترامپ به جابهجایی انبوه فلسطینیان فکر میکند. این ایدهها از بازگشت ترامپ جوشیدهاند. سند ۳۸صفحهای شهرهای هوشمند با هوش مصنوعی را توصیف میکند و پیشنهاد میدهد فلسطینیان «داوطلب» (پس از دو سال جنگ) پنج هزار دلار و یارانه غذا و اجاره برای چهار سال دریافت کنند، در حالی که آمریکا و اسرائیل سرپرستی را مدیریت کنند.
تحت دولت ترامپ، نادیده گرفتن فلسطینیان و تلاش برای پاک کردن آنها در سپهر آینده غرب آسیا ثابت بوده است. بایدن نیز مسئله فلسطینی را اولویت نداد و تنها به عادیسازی اسرائیل-عربستان توجه کرد. اظهارات اولیه ترامپ مبنی بر تصاحب غزه و ویدئوی هوش مصنوعی «ریویرای غزه»، دیدگاههای نواستعمارگرایانه را نشان داد. دیوید شنکر -تحلیلگر و دستیار امور خاور نزدیک وزیر امور خارجه در دوران بوش دوم- این طرح را «دور از ذهن» خواند.
دو مشکل اصلی وجود دارد. اکثر فلسطینیان قصد ترک ندارند و کشورهای عربی، بهویژه عربستان با تمرکز بر طرح دو دولتی، ایدهها را نمیپذیرند. پیام به ترامپ مبنی بر بهرسمیتشناختن نمادین فلسطین این است که عادیسازی روابط اسرائیل-عربستان بدون اقدام در مورد قضیه اسرائیل و فلسطین مرده است. وعده صلح پایدار نمیتواند فلسطینیان را دور بزند.
چشمها به دیدار نتانیاهو و ترامپ در واشنگتن دوخته شده است. در سه دیدار امسال، سیاستهای آنها بر تاکتیکهای نظامی و ارتباطات تهاجمی تکیه دارد، که الگویی برای صلح نیست، بلکه حملات بدون راهبرد است. توافقهای دیپلماتیک برای بازسازی زندگی، سختتر از عملیات نظامی است./ منبع



