به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فروپاشی سازمان ملل تحت رهبری گوترش» توسط ادموند فیتون-براون (Edmund Fitton-Brown) در اسپکتِیتور (Spectator) منتشر شده است و به بررسی بحرانها و ناکارآمدیهای سازمان ملل و عملکرد انتقادی آنتونیو گوترش، دبیرکل این نهاد، در مدیریت نهاد جهانی میپردازد. یادداشت با تحلیل تضعیف نقش عملیاتی و اخلاقی سازمان، نشان میدهد که تصمیمات و اولویتهای رهبری فعلی، موجب کاهش کارآمدی، ازدسترفتن مشروعیت و بیاعتمادی در میان کارکنان و اعضای کلیدی شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سازمان ملل در وضعیت بحران قرار دارد و انتصاب آنتونیو گوترش بهعنوان دبیرکل این نهاد، نمادی از روند نزولی آن است. طی سالهای اخیر، نهاد جهانی با مشکلات مدیریتی و ناکارآمدیهای ساختاری روبهرو شده و سطح رضایت کارکنان و اعضای کلیدی بهشدت کاهش یافته است. انتصابها در سازمان بر اساس وفاداری شخصی و ملیت افراد انجام میشود و شایستگی و تجربههای مرتبط کمتر مدنظر قرار میگیرد. نمونه بارز آن، انتصاب میگل گراسا، هموطن پرتغالی گوترش، به سمت معاون دبیرکل در شرایط بودجه محدود است که به هزینه اضافی منجر شد و اعتراضاتی را در پی داشت. در دوران همهگیری کرونا، سازمان با بحران رهبری مواجه شد و تصمیمگیریها به سطوح میانی واگذار شد، در حالی که مسئولیت مدیریت بازگشت کارکنان به محل کار بر دوش آنان باقی ماند. همچنین، اقدامات گوترش در زمینه تساوی جنسیتی و انتصابات زنان در سطوح بالا ناپیوسته و در مواردی با منافع شخصی وی تضاد داشته است، که این مسأله به کاهش انگیزه و کاهش اعتماد کارکنان انجامیده است.
رهبران سازمان، بهویژه گوترش، تمرکز خود را بر مسائل مدرن و سیاستهای غربی گذاشتهاند که در برخی کشورها، بهویژه میزبانان محافظهکار، پیامدهای منفی داشته است. برخورد نهاد با مجازات اعدام در کشورهایی مانند چین، آمریکا و روسیه نمونهای از این رویکرد است که باعث محدود شدن تأثیرگذاری سازمان در کشورها شده است. در برخی مناطق، از جمله مالی، سودان، جمهوری دموکراتیک کنگو و عراق، فعالیتهای سازمان تحت فشار و اخراج نیروها با شکست مواجه شده است. همچنین، سفرها و ملاقاتهای گوترش با رهبران جهانی، مانند حضور در اجلاس بریکس و دیدار با ولادیمیر پوتین، نشاندهنده محدودیت دسترسی و تأثیرگذاری سازمان در مسائل حساس بینالمللی است.
با وجود بحران داخلی، سازمان ملل همچنان از بودجه سالانه ۲٫۷۵ میلیارد پوند برخوردار است و اعتبار عمومی بالایی دارد. این اعتبار باعث میشود که گزارشها و اظهارنظرهای برخی مقامهای ویژه نهاد، حتی اگر جانبدارانه باشند، با مشروعیت تلقی شوند. نمونه آن گزارش اخیر درباره غزه بود که با ادعای نسلکشی منتشر شد و با وجود سوابق ضد اسرائیلی رئیس هیئت کارشناسان، بهعنوان سندی معتبر پذیرفته شد. این رویکرد موجب افزایش تنشها و کاهش اعتماد ایالات متحده و سایر اعضای اصلی سازمان شده است.
درگیریها در جهان گسترش یافته و سازمان ملل نقش چندانی در کنترل آنها نداشته است. جنگ غزه بهوضوح نشان داد که نهاد بینالمللی قادر به ارائه پاسخ صریح و مؤثر به اقدامات تروریستی نیست و تلاشها عمدتاً محدود به اقدامات بشردوستانه و فراخوانهای بدون الزام به گروهها مانند حماس بوده است. همچنین، انتصابات موردی مانند دوباره انتخاب شدن فرانسسکا آلبانزه بهعنوان گزارشگر ویژه فلسطین، بدون توجه به اعتراضات ایالات متحده، نشاندهنده کمتوجهی سازمان به دغدغههای اعضای مهم است. تصمیم برای بهرسمیت شناختن فلسطین نیز با وجود حمایت ۱۵۶ کشور عضو، تأثیر ملموسی بر شرایط مردم فلسطین نداشته و در بدترین حالت، پیامد خشونت را بهعنوان ابزاری مؤثر تقویت کرده است.
در مجموع، سازمان ملل هنوز برای حفظ صلح و امنیت جهانی ضروری است و حضورش در بسیاری از مناطق که کشورهای عضو علاقهای به مداخله ندارند یا مسئولیت نمیپذیرند، حیاتی است. با این حال، تحت مدیریت گوترش، این نهاد به صحنهای برای شعارها و اقدامات نمایشی تبدیل شده است، که موجب کاهش منابع، کاهش مشروعیت و ناکارآمدی عملیاتی شده است. اصلاحات ساختاری و تغییر رهبری برای بازگرداندن کارآمدی و اعتبار سازمان ضروری به نظر میرسد و تا آن زمان، اقدامات نمادین مانند بهرسمیت شناختن فلسطین، فاقد اثرگذاری واقعی خواهند بود./ منبع



