نقص مرگبار در اتحاد ترانس-آتلانتیک
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «نقص مرگبار در اتحاد ترانس-آتلانتیک»، به قلم جنیفر کاوانا (Jennifer Kavanagh) و پیتر اسلزکین (Peter Slezkine) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به انتقاد و تحلیل ساختاری روابط ترانس-آتلانتیک بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا میپردازد. مضمون اصلی مقاله این است که رابطه آمریکا و اروپا بر اساس اصولی بنیادین و قدیمی شکل گرفته که اکنون باعث بروز مشکلات جدی شده و برای اصلاح آن، تغییرات اساسی در سیاست خارجی ایالات متحده ضروری است. در ادامه چکیده مطلب آمده است.
بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید همراه بود با هدفی روشن برای تعدیل توازن روابط ترانس-آتلانتیک، زیرا سهم آمریکا در ناتو و هزینههای دفاعی و اقتصادی فراتر از منافع این کشور است. آمریکا تنها ۱۶ درصد بودجه ناتو را تأمین میکند، اما بخش عمده بار عملیاتی و لجستیکی امنیت اروپا بر دوش این کشور است. از سوی دیگر، مقررات بروکسل موانع اقتصادی متعددی برای کالاهای آمریکایی ایجاد کرده است. ترامپ از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود به اروپا فشار آورد تا مقررات را تسهیل و هزینههای دفاعی خود را افزایش دهد. در پی آن، در اجلاس ناتو در ماه ژوئن، کشورهای اروپایی متعهد شدند تا سال ۲۰۳۵ هزینههای دفاعی خود را به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برسانند و توافق تجاری پرحجمی بین آمریکا و اتحادیه اروپا برای خرید انرژی آمریکایی و سرمایهگذاری نیز امضا شد.
با وجود این پیشرفتها، تعهد ۵ درصد هزینه دفاعی عملی یا قابل اتکاء در کوتاهمدت نیست و اروپا همچنان کنترل رهبری ناتو را حفظ کرده که وابستگی نظامی اروپا به آمریکا را مستدام میکند. همچنین توافق تجاری با اتحادیه اروپا صرفاً یک چارچوب اولیه است و مقاومت بروکسل در برابر اصلاح مقررات ادامه دارد که مانع رشد کامل مشارکت اقتصادی آمریکا میشود. این توافق فاقد ساختار سازمانی پشتیبان است، بنابراین محدودیتهای اداری اروپا هنوز به قوت خود باقی است.
اگر دولت ترامپ واقعاً قصد تعادلبخشی به روابط با اروپا را دارد، نباید به اقدامات جزئی اکتفا کند که صرفاً به بهانههای موجود دستاندازی میکنند، بلکه باید به اصول پایهای ترانس-آتلانتیسم که سالها پیش در ناتو شکل گرفت، بپردازد. این سه اصل اشتباه، اولویت دادن اروپا به آمریکای لاتین و حوزه نزدیک آمریکا، دوم نظامیسازی روابط بهجای تمرکز اقتصادی، و سوم قرار دادن اتحاد منطقهای در چارچوب ایدئولوژیک عام است که هر یک پیامدهای منفی آشکار داشته و مشکلات کنونی را رقم زده است.
ترامپ باید سیاست خارجی آمریکا را بهسمت بازگشت به اولویتهای منطقهای خود در غرب سوق دهد؛ یعنی تمرکز بر امنیت نیمکره غربی بدون سوق دادن منابع به اروپا یا آسیا. لازم است ناتو فعالیتهای خود را صرفاً محدود به منطقه اروپا و آتلانتیک شمالی کند و از گسترش صلاحیتهای آن جلوگیری شود. همچنین اروپا باید بیشتر مسئولیت دفاع خود را بر عهده گیرد و آمریکا باید نیروهای نظامی مستقر در آلمان، لهستان و رومانی را کاهش داده و نقش خود را به حمایت اطلاعاتی، لجستیکی و پشتیبانی محدود کند. این تغییرات به آمریکا اجازه میدهد تا از دام درگیرشدن عمیقتر در بحرانهای اروپایی رهایی یابد.
علاوه بر این، آمریکا باید روابط اقتصادی و فناوری خود را با اروپا بهعنوان محور جدید همکاری تقویت کند؛ با ایجاد نهادهای جدید برای هماهنگی بهتر در رشتههایی چون هوش مصنوعی، داروسازی و مواد معدنی حیاتی. توافق جدید تجاری آمریکا و اتحادیه اروپا میتواند نقطه شروعی برای این تلاشها باشد. ترامپ نباید اشتباهات گذشته را تکرار کند و بهسوی تمرکز شدید بر آسیا برود، بلکه باید از منابع آزادشده برای تقویت امنیت داخلی آمریکای شمالی و نیمکره غربی استفاده کند. این تغییر نگرش نیازمند اراده و برنامهریزی جدی است و در صورت تحقق، میتواند دستاوردی پایدار برای آمریکا در مقابله با چالشهای دوره آینده باشد./ منبع



