آیا دیپلمات ارشد اروپا واقعاً دیپلمات است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا دیپلمات ارشد اروپا واقعاً دیپلمات است؟» به قلم آنچال وهرا (Anchal Vohra) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نقش و کارنامه کایا کالاس در مقام نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی میپردازد و به نقد تواناییهای او در ایجاد اجماع میان کشورهای عضو و مدیریت روابط بینالمللی میپردازد، در حالی که تلاش دارد سیاست خارجی واحد اروپایی را پیش ببرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در سال ۲۰۲۱، هنگامی که روسیه نیروهای خود را در مرز با اوکراین جمع کرد، پیشنهاد شد اتحادیه اروپا ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، را برای یک اجلاس دعوت کند. کایا کالاس، نخستوزیر وقت استونی، این ایده را رد کرد و تأکید داشت رفتار روسیه از زمان الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ کاملاً قابل پیشبینی بوده است. این تصمیم، شهرت او را افزایش داد و زمینه را برای انتصابش به مقام نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی فراهم کرد. با این حال، شیوه صریح و مستقیم او در بیان نظرات، باعث بروز چالشهایی در نقش جدیدش شد. دیپلماتهای اروپایی او را بیش از حد متمرکز بر مسائل روسیه و کمتر دیپلماتیک میدانند و گفته میشود روابطش با ایالات متحده و قدرتهای بزرگ مانند هند و چین تحت تأثیر همین رویکرد قرار گرفته است.
کالاس در سفر اخیر خود به قطر بهعنوان میانجی حضور یافت و در پروندههای حساس مانند توافق هستهای ایران نقش فعال نداشت. تلاش او برای اجماع در پروندههای مهمی مانند درگیری اسرائیل و حماس و بحران اوکراین محدود بوده و رهبران دیگر اروپایی مانند امانوئل ماکرون، فریدریش مرتس و اورزولا فون در لاین به چهرههای شاخص اتحادیه اروپا تبدیل شدهاند. در حوزههای دیگر، از جمله تقویت بودجه دفاعی و مذاکرات تجاری با ایالات متحده، کالاس در حاشیه قرار گرفته است. با وجود این، او به مدیریت همکاریها میان کشورهای عضو و هماهنگی سیاست خارجی واحد ادامه میدهد.
یکی از دستاوردهای قابل ذکر تحت رهبری او، رسیدن به توافقی با اسرائیل برای ارائه کمکهای بشردوستانه بیشتر به غزه است. خدمات دیپلماتیک اروپا، از جمله بازگشایی مسیرهای اردن و مصر و ارسال هزاران کامیون کمک، بخشی از این دستاورد است. این کمکها شامل سوخت، بازسازی زیرساختها و فعالسازی تأمین آب در تصفیهخانه جنوب غزه است. با این حال، برخی ناظران معتقدند تصمیمهای اسرائیل نیز در این روند مؤثر بوده و دستاوردها تنها به کالاس نسبت داده نمیشوند.
چالش دیگر کالاس محدودیتهای مقام اوست که پایینتر از رئیس کمیسیون اروپا و رهبران اقتصادهای بزرگ قرار دارد و اغلب توسط دیگر مقامات اروپایی تحتالشعاع قرار میگیرد. با وجود این، بسیاری از پیشنهادات کمیسیون اروپا و ایدههای مرتبط با تحریم اسرائیل و حمایت از اوکراین، از پیش توسط تیم کالاس آماده شده بود. در خصوص اوکراین، او موفق شد اجرای ۸۰ درصد از طرح ارسال دو میلیون گلوله توپخانه به این کشور را پیگیری کند، هرچند برخی گزارشها کاهش حجم این طرح را نشان میدهد.
رابطه با ایالات متحده نیز یکی از چالشهای اصلی است؛ پس از لغو ملاقات برنامهریزیشده با مارکو روبیو و اظهارنظرهای علنی انتقادی نسبت به ترامپ و سیاستهای او، تعاملات دیپلماتیک با آمریکا تحت فشار قرار گرفت. از سوی دیگر، روابط کالاس با چین و هند نیز پیچیده است، چراکه مواضع صریح او در موضوعات تاریخی و سیاستهای انرژی، واکنش منفی این کشورها را بهدنبال داشته است. تلاشهای او برای هماهنگی با ایالات متحده در موضوع برنامه هستهای ایران نشان میدهد که او رویکرد مستقلی دارد و روابط دیپلماتیک را با صراحت مدیریت میکند.
با وجود محدودیتها، کالاس همچنان بر تکمیل مأموریتها و هماهنگی سیاست خارجی اتحادیه اروپا تمرکز دارد و رویکرد مستقیم و صریح او بخشی از سبک مدیریتی اوست. او ممکن است انگیزه بیشتری برای تقویت خودمختاری راهبردی اروپا داشته باشد و نقدهایش نسبت به تهدیدهای خودکامگی نه تنها در روسیه بلکه در دیگر بازیگران بینالمللی، بخشی از این رویکرد است./ منبع



