سلطه دلار در عصر پول دیجیتال؛ نبرد بر سر زیرساختها
بقای رهبری پولی ایالات متحده در گرو نوسازی زیرساختهای پرداخت و ایجاد سازگاری میان سیستمهای دیجیتال نوین برای جلوگیری از چندپارگی مالی جهانی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سلطه دلار در عصر پول دیجیتال؛ نبرد بر سر زیرساختها» به قلم سیلوییا اسگری (Silvia Sgherri) در پراجکت سیندیکیت (Project Syndicate) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چالشهای پیش روی دلار در مواجهه با ارزهای دیجیتال بانک مرکزی و استیبلکوینها پرداخته و تأکید میکند که تداوم برتری اقتصادی آمریکا دیگر نه بر پایه داراییهای سنتی، بلکه بر توانایی این کشور در هدایت زیرساختهای نوین مالی و تضمین همکاریهای فرامرزی دیجیتال استوار خواهد بود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در قرن گذشته، مبانی مالی جهانی دو بار با تحولات بنیادین روبرو شد؛ نخست زمانی که فشار بر سازوکارهای پولی سنتی غیرقابل تحمل گشت و اکنون، جهان در آستانه سومین دگردیسی بزرگ قرار دارد. این بار محرک اصلی نه معاهدات دیپلماتیک یا سیاستهای نرخ ارز، بلکه ظهور استیبلکوینها، سپردههای توکنسازیشده و ارزهای دیجیتال بانک مرکزی است. پرسش کلیدی دیگر این نیست که کدام بانک مرکزی دارایی پایه سیستم را منتشر میکند، بلکه مسئله حیاتی این است که ارزش پولی بر بستر کدام زیرساخت جریان مییابد.
معماری پولی پس از جنگ جهانی دوم بر پایه قدرت اقتصادی آمریکا و دلارِ متصل به طلا شکل گرفت، اما با تعمیق بازارهای سرمایه، سیستم برتون وودز کارایی خود را از دست داد. از سال ۱۹۷۱ و با خروج دلار از قید طلا، جهان به سمت رژیم نرخ ارز شناور حرکت کرد که اگرچه انعطافپذیر بود، اما شکنندگی و بحرانهای مکرر را نیز به همراه داشت. با این حال، دلار به دلیل عمق بازارهای خزانهداری و اعتبار نهادهای آمریکایی، همچنان سلطه خود را حفظ کرده است.
امروز ساختار اقتصاد جهانی بهسوی چندقطبیشدن پیش رفته و چین به بزرگترین معاملهگر جهان تبدیل شده است، اما سیستم پولی همچنان تکقطبی باقی مانده و دلار نیمی از وامهای فرامرزی و ۶۰ درصد ذخایر ارزی را به خود اختصاص داده است. این عدم توازن باعث شده تا کشورهای در حال توسعه بهشدت در معرض چرخههای پولی ایالات متحده و کمبود نقدینگی دلاری قرار گیرند؛ مشکلی که در بحرانهای ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ بهوضوح نمایان شد. پول دیجیتال میتواند این بنبست تاریخی را بشکند.
نوآوری اصلی در خودِ ارزها نیست، بلکه در لایههای تسویه حساب نهفته است. داراییهای توکنسازیشده به بازیگران اجازه میدهند زیرساختهای جایگزینی برای دور زدن واسطههای قدیمی ایجاد کنند. در این میان، پروژههای ارز دیجیتال به ابزاری ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند؛ چین با آزمایشهای فرامرزی بهدنبال شکلدهی به هنجارهای حکمرانی است و اروپا در جستوجوی حاکمیت دیجیتال برای کاهش وابستگی به واشنگتن است.
قدرتهای نوظهور نیز بهدنبال ترتیبات تسویه خارج از کانالهای سنتی دلار هستند. تکنولوژی به چیزی دست یافته که سیاست از آن بازمانده است: بازآرایی قدرت پولی از پایین به بالا. تهدید واقعی برای جایگاه دلار نه یک ارز رقیب، بلکه احتمال تکامل زیرساختهای مالی جهانی بهگونهای است که مزیتهای سیستم باز و اثرات شبکهای دلار را تضعیف کند. ایالات متحده برای حفظ موقعیت مرکزی خود باید در ساخت «ریلهای» انتقال نقدینگی دیجیتال پیشقدم شود. این امر مستلزم نوسازی سیستمهای پرداخت داخلی و فرامرزی، شفافیت مقرراتی برای استیبلکوینها و تقویت حاکمیت چندجانبه است تا از «بالکانیزه شدن» دیجیتال جلوگیری شود.
این رویکرد به نفع همه است؛ اروپا و چین به استقلال پولی بیشتری میرسند و کشورهای نوظهور مسیر معتبری برای کاهش شوکهای خارجی مییابند. برای آمریکا نیز، این تحول بهمعنای تقویت تابآوری زنجیره تأمین و حفظ رقابتپذیری سرمایهگذاری خواهد بود. ایجاد یک نظم پولی باز و سازگار، میتواند سرانجام نقدینگی، ثبات و حاکمیت ملی را بهطور همزمان برای تمامی بازیگران بینالمللی در عصر جدید تأمین کند. در واقع، آینده ارزهای دیجیتال بازتعریف دیپلماسی تجاری و قدرت نرم اقتصادی است./ منبع



