امنیت و دفاعخاورمیانه

بازگشت واقعی جنگ با ایران؟

اعلام حاکمیت ترامپ بر تنگه هرمز و تعیین عوارض عبور، بحران را وارد مرحله جدیدی کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « بازگشت واقعی جنگ با ایران؟» نوشته اندرو پروکاپ (Andrew Prokop) در وکس (Vox) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی لغو آتش‌بس موقت میان واشنگتن و تهران، تشدید حملات متقابل نظامی و ابعاد اقتصادی ادعای حاکمیت ایالات متحده بر تنگه هرمز می‌پردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

روند تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه نشان می‌دهد که توافق آتش‌بس شکننده میان ایالات متحده و ایران که در اواسط ژوئن منعقد شده بود، به طور کامل فروپاشیده و تقابل نظامی میان طرفین با شدتی مضاعف آغاز شده است. آغازگر این دور جدید از تنش‌ها، حملات پهپادی و موشکی به چندین نفت‌کش و کشتی تجاری در مسیر عبور از تنگه هرمز بود؛ اقدامی که پاسخ سنگین واشنگتن را به همراه داشت و منجر به حمله به بیش از ۳۰۰ هدف نظامی در داخل خاک ایران و اعمال مجدد تحریم‌های اقتصادی شد. در واکنش به این اقدامات، نیروهای نظامی در منطقه نیز حملات موشکی و پهپادی خود را به پایگاه‌های نظامی آمریکا در حاشیه خلیج فارس از سر گرفتند تا چرخه خشونت بار دیگر فعال شود.

در گام بعدی این تنش، واشنگتن با اعلام رسمی برقراری مجدد محاصره دریایی علیه ایران، مدعی حاکمیت کامل بر آبراه حیاتی تنگه هرمز شده و خود را نگهبان این مسیر بین‌المللی نامیده است. تصمیم جدید مبنی بر وضع عوارض سنگین ۲۰ درصدی بر ارزش کل محموله‌های عبوری از این تنگه به عنوان هزینه تأمین امنیت، شوک جدیدی را به بازارهای جهانی و زنجیره تأمین انرژی وارد کرده است. این تصمیم که با هدف جبران هزینه‌های نظامی اتخاذ شده، عملاً حاکمیت قوانین بین‌المللی دریانوردی آزاد را به چالش کشیده و اعتراض سایر کشورهای مصرف‌کننده انرژی را برانگیخته است.

اهمیت راهبردی تنگه هرمز به عنوان شاه‌راه اصلی انتقال نفت جهان، همواره اصلی‌ترین ابزار فشار در برابر تحریم‌های یک‌جانبه بوده است. مسدودشدن عملی یا اخلال شدید در رفت‌وآمد کشتی‌ها از این مسیر، خطر افزایش جهشی و بحرانی قیمت نفت را به‌شدت تقویت می‌کند. اصرار واشنگتن بر بازگشایی و کنترل کامل این آبراهه در کنار پافشاری بر مواضع تهاجمی، نشان‌دهنده بن‌بست عمیق دیپلماتیک است که در آن هر دو طرف با برآوردهای احتمالی بیش از حد از توانایی‌های نظامی خود، عملاً مسیر دستیابی به هرگونه توافق صلح‌آمیز و پایدار را مسدود کرده‌اند./ منبع

تگ‌ها

Vox, Andrew Prokop, تنگه هرمز, دونالد ترامپ, ایران, ایالات متحده

دسته‌بندی

خاورمیانه

امنیت و دفاع

تحریم‌های نوین؛ از فشار اقتصادی تا مهار فناوری

تحریم‌های جدید با مهار فناوری، مسیر توسعه بلندمدت کشورها را هدف می‌گیرند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تحریم‌های نوین؛ از فشار اقتصادی تا مهار فناوری» به قلم امید مطهریان، کارشناس اقتصاد بین‌الملل، در شورای راهبردی روابط خارجی منتشر شده است. این مطلب توضیح می‌دهد که تحریم‌ها از محدودیت‌های مالی و تجاری فراتر رفته و به ابزاری برای کنترل فناوری، داده، زنجیره تأمین و مسیر توسعه رقبا در رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده‌اند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

تحریم‌ها در دهه‌های گذشته عمدتاً با محدودکردن تجارت، مسدودسازی دارایی‌ها و قطع دسترسی کشورها به شبکه‌های بانکی تعریف می‌شدند. هدف اصلی، افزایش هزینه اقتصادی و وادارکردن دولت هدف به تغییر رفتار سیاسی بود. با این حال، رقابت قدرت‌های بزرگ ماهیت این ابزار را دگرگون کرده است. تحریم‌های جدید دیگر فقط جریان پول و کالا را متوقف نمی‌کنند، بلکه دسترسی به فناوری، داده، دانش تخصصی و ظرفیت نوآوری را نیز محدود می‌سازند. به این ترتیب، تحریم از ابزار موقت فشار اقتصادی به بخشی از معماری امنیت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

فناوری در مرکز این تحول قرار دارد. نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی، تجهیزات صنعتی، داده‌های کلان و فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه، اکنون از اهداف اصلی محدودیت‌های صادراتی و سرمایه‌گذاری هستند. قدرت‌های بزرگ دریافته‌اند که برتری آینده بیش از هر چیز به توان تولید، جذب و توسعه فناوری‌های حساس وابسته است. ازاین‌رو، جلوگیری از دسترسی رقبا به تراشه‌ها، نرم‌افزارها، ماشین‌آلات تخصصی و سرمایه فناورانه، می‌تواند سرعت رشد و حتی مسیر توسعه بلندمدت آنان را تغییر دهد. پیامد چنین سیاستی صرفاً کاهش تولید یا تجارت امروز نیست، بلکه تعمیق شکاف فناورانه در سال‌های آینده است.

در کنار این روند، تحریم‌های مالی همچنان جایگاه مهمی دارند. سلطه دلار و نقش گسترده شبکه‌های بانکی و بازارهای سرمایه تحت نفوذ ایالات متحده، امکان اعمال فشار بر دولت‌ها، شرکت‌ها و اشخاص را فراهم کرده است. بااین‌حال، گسترش تجارت با ارزهای ملی، ایجاد مسیرهای پرداخت جایگزین و تلاش قدرت‌های غیرغربی برای کاهش وابستگی به دلار، از حرکت تدریجی به سوی یک نظام مالی چندمرکزی حکایت دارد. این تغییر هنوز برتری ساختار مالی غرب را از میان نبرده، اما هزینه اجرای تحریم‌ها را افزایش داده و راه‌های بیشتری برای کاهش اثر آن ایجاد کرده است.

زنجیره‌های تأمین نیز به میدان اصلی رقابت تبدیل شده‌اند. تولید کالاهای پیشرفته به شبکه‌ای از مواد اولیه، شرکت‌ها، زیرساخت‌ها و فناوری‌های پراکنده در کشورهای مختلف وابسته است. کنترل یک حلقه حساس، از مواد معدنی کمیاب تا تجهیزات تولید تراشه، می‌تواند کل زنجیره را مختل کند. به همین دلیل، دولت‌ها سیاست‌هایی مانند تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان، انتقال تولید به داخل یا کشورهای همسو و ذخیره‌سازی مواد راهبردی را دنبال می‌کنند. هدف این اقدامات، کاهش آسیب‌پذیری و جلوگیری از تبدیل وابستگی اقتصادی به اهرم فشار سیاسی است.

در مقابل، کشورهای هدف نیز از واکنش‌های مقطعی عبور کرده‌اند. توسعه روابط با اقتصادهای غیرغربی، ایجاد شبکه‌های تجاری غیررسمی، استفاده از سامانه‌های مالی جایگزین و سرمایه‌گذاری در تولید داخلی، بخشی از راهبردهای ساختاری مقابله با تحریم شده‌اند. در نتیجه، تحریم و خنثی‌سازی آن به یک رقابت دائمی و متقابل تبدیل شده است؛ هر ابزار تازه محدودکننده، انگیزه‌ای برای طراحی مسیرهای جایگزین ایجاد می‌کند.

برآیند این تحول، شکل‌گیری جهانی چندلایه‌تر و رقابتی‌تر است که در آن اقتصاد، فناوری و امنیت از یکدیگر جدا نیستند. تحریم‌ها اکنون برای مهار توان توسعه، جهت‌دهی به زنجیره‌های جهانی و تنظیم توازن قدرت به کار می‌روند. در چنین نظمی، موفقیت کشورها به توانایی آنان در حفظ دسترسی فناورانه، تنوع‌بخشی اقتصادی و ایجاد شبکه‌های مقاوم در برابر فشار خارجی وابسته خواهد بود. تحریم دیگر پایان یک منازعه نیست، بلکه بخشی دائمی از خود رقابت ژئوپلیتیکی است.

./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا