بحران موشکی پوتین در اوکراین
طولانی شدن جنگ اوکراین میتواند به سقوط سیاسی پوتین مانند خروشچف منجر شود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران موشکی پوتین در اوکراین» نوشته هارلان اولمن (Harlan Ullman) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت، به مقایسه تاریخی بحران موشکی ۱۹۶۲ و جنگ کنونی اوکراین، پیامدهای فرسایشی این نبرد را بر تضعیف موقعیت سیاسی ولادیمیر پوتین و احتمال مواجهه او با سرنوشتی مشابه نیکیتا خروشچف بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
بحران موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲، یکی از حساسترین برهههای تاریخ معاصر بود که جهان را تا آستانه یک رویارویی هستهای پیش برد. در آن زمان، اتحاد جماهیر شوروی به طور مخفیانه موشکهای بالستیک میانبرد خود را در کوبا مستقر کرد، اما با رصد هواپیماهای جاسوسی آمریکا و اعمال قرنطینه دریایی از سوی دولت جان اف کندی، مسکو ناگزیر به عقبنشینی و برچیدن موشکها شد. این شکست دیپلماتیک و نظامی، ضربه مهلکی به جایگاه نیکیتا خروشچف، رهبر وقت شوروی، وارد کرد و دو سال بعد به برکناری او از قدرت منجر شد. ریشهیابی این بحران نشان میدهد که سیاستهای تقابلی ایالات متحده و ارزیابیهای نادرست اطلاعاتی، نقشی اساسی در شکلگیری این تنش داشتند؛ جایی که واشنگتن با بزرگنمایی توان موشکی شوروی، به بازتسلیح گسترده و اقدامات تهاجمی دست زد و خروشچف نیز برای فرار از رقابت تسلیحاتی پرهزینه، به یک قمار ژئوپلیتیک مخفیانه در کوبا روی آورد که در نهایت به شکست او انجامید.
امروز، با گذشت بیش از چهار سال از تهاجم نظامی روسیه به اوکراین، شباهتهای ساختاری و راهبردی پیچیدهای میان موقعیت کنونی ولادیمیر پوتین و بحران تاریخی کوبا نمایان شده است. الحاق بدون دردسر شبهجزیره کریمه در سال ۲۰۱۴ و انفعال غرب در برابر آن، در کنار احساس انزوای ناشی از گسترش مداوم پیمان ناتو، پوتین را به این باور رساند که حمله تمامعیار به اوکراین میتواند با یک پیروزی برقآسا و قاطع همراه باشد، بدون اینکه غرب فرصتی برای واکنش کارآمد پیدا کند. با این حال، محاسبات کرملین درست از آب درنیامد و این ایده به یک بنبست راهبردی بزرگ منتهی شد. بر خلاف بحران ۱۳ روزه کوبا، جنگ در اوکراین اکنون به یک کارزار فرسایشی طولانی تبدیل شده که مدت زمان آن از جنگ جهانی اول نیز فراتر رفته و هزینههای انسانی، نظامی و اقتصادی بیسابقهای را به کرملین تحمیل کرده است.
آمارهای موجود حاکی از آن است که روسیه با بیش از یک میلیون مجروح و حدود ۵۰۰ هزار کشته مواجه شده است. همزمان، حملات هدفمند به زیرساختهای کلیدی انرژی روسیه، به سهمیهبندی بنزین و برق در شهرهای مختلف منجر شده و ثبات اجتماعی را به چالش کشیده است. اگرچه ساختار سیاسی فعلی در مسکو فاقد نهادی شورایی مانند «پولیتبورو» برای خلع مستقیم رهبر کشور است و پوتین کنترل کاملی بر ارکان قدرت دارد، اما تداوم این فرسایش و تهدید احتمالی علیه حاکمیت روسیه بر کریمه در پی حملات آینده، میتواند مشروعیت او را به طور جدی متزلزل کند. در چنین شرایطی، بنبست نظامی در اوکراین و تشدید فشارهای داخلی میتواند پوتین را در موقعیتی به مراتب آسیبپذیرتر قرار داده و او را با همان سرنوشت سیاسی مواجه سازد که خروشچف پس از عقبنشینی تاریخی خود در کوبا تجربه کرد./منبع



