آنچه ونزوئلا درباره «دکترین دون-رو» آشکار میکند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آنچه ونزوئلا درباره «دکترین دون-رو» آشکار میکند» به قلم دنیل مککارتی (Daniel McCarthy) در اسپایکد (Spiked) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل مداخلات ایالات متحده در ونزوئلا تحت ریاستجمهوری ترامپ پرداخته و تفاوت رویکرد او نسبت به مداخلات نظامی گذشته را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
عملیات اخیر ایالات متحده در ونزوئلا، که منجر به دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور این کشور شد، یکی از نمونههای روشن از رویکرد ترامپ به سیاست خارجی است. این اقدام نهتنها یک جنگ تمامعیار نبوده بلکه تنها یک عملیات ویژه محدود بود که در آن نیروهای ویژه ایالات متحده بهطور کوتاه و سریع وارد عمل شدند. برخلاف واکنشهای معمول که این نوع اقدامات را بهعنوان جنگ تلقی میکنند، میتوان آن را بیشتر شبیه به عملیاتهای مشابه در تاریخ ایالات متحده دانست، همچون عملیات نظامی در سال ۱۹۷۹ برای نجات گروگانها در ایران یا حمله به ابوتآباد در سال ۲۰۱۱ برای کشتن اسامه بن لادن.
این عملیات بهطور خاص به معنای تغییر رژیم نبود، چراکه دولت سوسیالیستی تحت فرمان هوگو چاوز همچنان در قدرت باقیمانده است، اگرچه جانشینی ضعیفتر از مادورو بهعنوان رئیسجمهور جدید منصوب شده است. دلسی رودریگز، که بهطور موقت جایگزین مادورو شده، بهنظر میرسد که تمایل به کاهش تنشها و همکاری با ایالات متحده دارد، و احتمالاً ترامپ نیز قصد دارد روابط میان دو کشور را به آرامی بهبود بخشد.
هرچند که این اقدام در ظاهر خطرناک بهنظر میرسد، اما ترامپ و رودریگز هر دو بهدنبال کاهش تنشها هستند. با اینحال، شرایط همچنان میتواند بهسرعت تغییر کند و حوادث غیرمنتظره مانند کودتای داخلی در ونزوئلا یا شورشهای مردمی میتواند وضعیت را پیچیده کند. ترامپ بهوضوح علاقهای به دموکراتیزه کردن سریع ونزوئلا ندارد، اما ممکن است برخی از افراد در دولت او دیدگاههای ایدئالیستیتر و صبر کمتری داشته باشند.
ترامپ در سیاستهای خود بهدنبال دستیابی به منافع اقتصادی است، بهویژه در زمینه نفت ونزوئلا که یکی از منابع مهم اقتصادی این کشور است. او علاقه دارد که ایالات متحده در آینده نقش بیشتری در صنعت نفت ونزوئلا ایفا کند. این تمایل ممکن است بهصورت توافقات تجاری مشابه آنچه که در اوکراین انجام داد، عملی شود. در این میان، ترامپ بیشتر یک معاملهگر است تا یک ایدئولوگ و این موضوع برای منتقدان او که بهدنبال ایدئالیسم لیبرالی هستند، ناخوشایند است.
منتقدان ترامپ از هر دو جناح چپ و راست، او را بهعنوان یک گانگستر نقد میکنند، حالآنکه خود ترامپ برخلاف رؤسایجمهور پیشین ایالات متحده، که جنگها و مداخلات خود را تحت عنوان ایدئولوژیک توجیه میکردند، بیشتر به دنبال منافع ملی و مادی است تا اخلاقگرایی. در دوران رئیسجمهوری اوباما، جنگها و مداخلات بهنام ترویج نظم لیبرال بینالمللی انجام میشد، اما در دوران ترامپ، چنین مداخلاتی بر اساس منافع اقتصادی و واقعگرایی صورت میگیرد.
ترامپ در حقیقت بهدنبال ایدئولوژی جنگی نیست. او مخالف جنگهای همیشگی است که در آنها آرمانگرایی برای توجیه اقدامات نظامی استفاده میشود. او بیشتر بهعنوان یک واقعگرا، سیاست خارجی ایالات متحده را بر اساس منافع کوتاهمدت و هدفهای محدود دنبال میکند. این رویکرد ممکن است منجر به انجام اقدامات خطرناکی شود، اما از آنجا که هدفها محدود و مشخص هستند، ممکن است پیامدهای آن به مراتب کمتر از جنگهای بزرگ و بیپایان گذشته باشد./ منبع



