ترامپ ضد غرب است، نه ضد جنگ
ترامپ برخلاف ادعای ضدجنگی، علیه اتحاد غرب عمل میکند و اقداماتش حول قدرت و منافع شخصی متمرکز است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ ضد غرب است، نه ضد جنگ» نوشته مایکل توماسکی (Michael Tomasky) در نیو ریپابلیک (New Republic) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی رویکرد ترامپ در سیاست خارجی میپردازد و نشان میدهد او مخالف جنگ به معنای سنتی نیست، بلکه علیه ارزشها و اتحادهای غربی عمل میکند و اقدامات نظامیاش عمدتاً حول قدرت، منافع شخصی و ملیگرایانه متمرکز است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ترامپ با تبلیغ خود بهعنوان یک نامزد ضدجنگ در انتخابات ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴، تصویری از صلحطلبی ارائه داد، اما واقعیت پیچیدهتر است. در مورد جنگ عراق، او در ابتدا حمایت خود را از آن اعلام کرد و تنها وقتی شرایط بههم ریخت، موضع انتقادی گرفت و تمرکز اصلیاش بر عدم بهرهبرداری کامل از نفت عراق بود. اکنون، با اقدام نظامی در ونزوئلا، روشن میشود که ترامپ ضدجنگ نیست و هدفش نه دفاع از اصول غربی، بلکه اعمال قدرت و منافع شخصی است.
جنگهای غرب، از جمله ویتنام و عراق، معمولاً بر پایه اصول اعلامشده انجام میشوند، هرچند ممکن است نادرست یا بد اجرا شوند. در ویتنام، آمریکا با هدف دفاع از آزادی و جلوگیری از گسترش کمونیسم وارد عمل شد و در عراق، هدف اصلی جورج بوش تثبیت موقعیت آمریکا بهعنوان قدرت پیشرو جهانی و بهطور جزئی، آزادی مردم عراق بود. ترامپ اما مخالف این نوع جنگها است؛ او ارزشها و اتحادهای غربی را نمیپذیرد و جنگ را تنها در صورتی میپذیرد که منافع قدرت و ملیگرایی محض او تأمین شود.
این رویکرد ترامپ، بهطور خاص، با تمایل او به تضعیف نهادهای چندجانبه و اتحادهای بینالمللی همراه است. او مخالفت خود را با نظم لیبرال بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم نشان میدهد و با نزدیکشدن به رهبران اقتدارگرا همچون پوتین و شی جین پینگ، سیگنال میدهد که آمریکا در امور منطقهای دیگر کشورها مداخله نخواهد کرد. این سیاست، در عمل، باعث میشود کشورهای دیگر نیز اصول و ارزشهای خود را کنار بگذارند و محدودیتها و نظارتهای بینالمللی کاهش یابد.
سیاستهای اعلامشده در راهبرد امنیت ملی اخیر، بر اولویت دادن به منافع آمریکا و محدودکردن نقش این کشور در اتحادیهها و همکاریهای غربی تأکید دارد. این سیاست، همزمان با اقداماتی مانند عفو متحدان جنایی و عملیات نظامی علیه روسای کشورها، نشاندهنده دیدگاهی است که ارزشها را فدای منافع و قدرت شخصی میکند و استانداردهای جهانی و حقوق بشر را به حاشیه میراند.
مواردی مانند حملات نظامی به ونزوئلا، تهدیدات نسبت به گرینلند و مکزیک و نیز مشاهده شرایط اوکراین و تایوان، بیانگر این است که اولویت ترامپ حفظ کنترل و نفوذ در مناطق همجوار آمریکا و نشاندادن قدرت به رهبران دیگر کشورهاست. این سیاست، خطرات بالقوهای برای کشورهای مستقل و برای نظم جهانی مبتنی بر احترام به حاکمیت ملی ایجاد میکند و میتواند موجب نادیده گرفتن حقوق و امنیت مردم شود.
در نهایت، سیاستهای ترامپ نشان میدهد که او جنگ را نه بهدلیل اصول یا ارزشها، بلکه بهعنوان ابزاری برای قدرت و منافع خود میبیند و این رویکرد، با نزدیکی به دولتهای اقتدارگرا، جهان را در معرض تهدیدهای جدی قرار میدهد. کنترل مناطق همجوار، بیتوجهی به ارزشهای غربی و تلاش برای ایجاد نظامی مبتنی بر منافع شخصی و ملیگرایانه، چشماندازی نگرانکننده برای نظم بینالمللی و امنیت جهانی ارائه میدهد./ منبع



