امنیت و دفاعخاورمیانه

حواسمان باشد دوباره غافلگیر نشویم

زیردریایی‌ها چگونه راه حمله به ایران را هموار می‌کنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حواسمان باشد دوباره غافلگیر نشویم» به قلم محمد مونسان و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی نقش زیردریایی‌های آمریکا در آغاز حملات دریایی و هوایی و چالش‌های پدافند ایران در مقابل این تهدید می‌پردازد. نویسنده بر اهمیت ارتقای توان جنگ ضدزیردریایی و بهره‌گیری از شناورهای بدون سرنشین به‌عنوان راهبردی کلیدی برای کاهش آسیب‌پذیری تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

در روزهای اخیر خبرهایی از تجمع ناوگان دریایی آمریکا در آب‌های جنوبی و احتمال حمله به ایران منتشر شده و تصور رایج این است که ناوهای هواپیمابر نخستین حملات را انجام می‌دهند، حال آنکه در دکترین دریایی آمریکا حملات اولیه با موشک‌های زیردریایی برای سرکوب پدافند دشمن است. زیردریایی‌ها به‌دلیل مخفی‌کاری، به فاصله سیصد تا پانصد کیلومتر از سواحل نزدیک شده و مهم‌ترین تجهیزات پدافند دشمن را نابود می‌کنند و در صورت نبود فناوری ضدزیردریایی، تا نزدیکی بیشتری پیش می‌روند. زیردریایی اتمی حامل موشک بالستیک توان حمل حدود ۳۵۰ تن تسلیحات و نوع تهاجمی حدود ۱۵۰ تن را دارد. در حمله اول تیر ماه به سایت‌های هسته‌ای ایران، زیردریایی اوهایو با ۳۰ موشک تاماهاوک از شمال دریای عرب اقدام کرد.

پس از سرکوب پدافند، ناوهای هواپیمابر مجبورند برای عملیات جنگنده‌ها نزدیک‌تر شوند، زیرا هواپیماها برد محدود دارند؛ به‌عنوان نمونه اف۳۵ با تسلیحات شعاع عملیاتی ششصد کیلومتر و اف۱۶ برابر با ۳۵۰ کیلومتر. نگرانی اصلی در حمله از دریا برای ایران، حضور زیردریایی‌هاست زیرا در صورت کشف موقعیت، مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند و توان نابودی‌شان با مین‌های عمقی و اژدرها وجود دارد.

ایران در جنگ ضدزیردریایی در آب‌های باز تمرکز اندکی داشته و بیشتر زیردریایی‌ها کوچک و محدود به آب‌های ساحلی هستند. راهکارهای ارزان و مؤثر، استفاده از شناورهای بدون سرنشین سطحی و زیرسطحی است که با تجهیزات شنود زیرآبی می‌توانند محیط دریای عمان و شمال دریای عرب را برای زیردریایی‌های دشمن ناامن کنند. همچنین می‌توان لنج‌ها و شناورهای بزرگ صیادی و خدماتی را به هیدروفون مجهز کرد تا موقعیت زیردریایی‌ها را شناسایی و عملیات انهدام آغاز شود. پهپادهای ضدزیردریایی مسلح به اژدر و مین نیز در دنیا رایج هستند و در ایران توسعه نیافته‌اند.

زیردریایی‌ها برای شلیک موشک باید به عمق ۳۰ تا ۵۰ متری سطح آب بیایند که آن‌ها را آسیب‌پذیر می‌کند. استفاده از ماهواره برای ردیابی نیز روش دیگری است که ایران تاکنون در آن به موفقیت نرسیده است. اهمیت دورکردن زیردریایی‌ها در کاهش توان ناوگان سطحی دشمن کلیدی است.

در صورت استفاده آمریکا از پایگاه‌های هوایی کشورهای همسایه، واکنش ایران خطر بحران انرژی را افزایش می‌دهد و احتمال پذیرش این ریسک توسط آنها کم است، لذا ناوهای هواپیمابر گزینه مناسب‌تری هستند. استفاده از پایگاه‌های غیرهمسایه مانند اردن مستلزم هواپیماهای سوخت‌رسان است که پاشنه آشیل عملیات محسوب می‌شوند و ایران در ماه‌های اخیر برای مقابله با آن‌ها آماده شده است.

احتمال دارد مأموریت ناوهای هواپیمابر صرفاً منحرف‌کردن توجه ایران از زیردریایی‌ها باشد. مقابله مؤثر با تهاجم موشکی زیردریایی‌ها، استفاده از سامانه‌های پدافندی و آفندی متحرک زمینی و دریایی است. تمرکز باید بر قابلیت دریامانی شناورها و استقرار سامانه‌های موشکی در اقیانوس‌ها باشد. ترکیب شناورهای سوات با بدون‌سرنشین‌ها می‌تواند امنیت آب‌های دوردست را افزایش دهد. غرق‌کردن ناو هواپیمابر نیازمند انهدام موتورخانه، مخازن سوخت یا محل ذخیره تسلیحات با اژدر است. راهکار پایدار، گسترش توان ضدزیردریایی، حضور در آب‌های باز، استفاده از بدون‌سرنشین‌های پرتعداد و تجهیز شناورهای مختلف به سامانه‌های موشکی و ردیابی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا