کودتای ونزوئلا و تهدیدهای کوبا؛ عادتهای قدیمی آمریکا
مداخلات آمریکا بهطور مداوم از منافع اقتصادی و راهبردی خودش پیروی کردهاند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کودتای ونزوئلا و تهدیدهای کوبا؛ عادتهای قدیمی آمریکا» نوشته جاناتان ام. کاتز (Jonathan M. Katz) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل مداخلات تاریخی و مستمر ایالات متحده در آمریکای لاتین، بهویژه دخالت اخیر ترامپ در ونزوئلا، پرداخته و تأکید دارد که این مداخلات بهطور مداوم از منافع اقتصادی و راهبردی در این منطقه پیروی کردهاند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در تاریخ ۳ ژانویه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دستور حمله سریع به ونزوئلا را صادر کرد و رئیسجمهور این کشور را ربود. بسیاری از تحلیلگران سوال کردهاند که چرا ترامپ چنین اقدامی انجام داد. آیا این حمله بهخاطر نفت ونزوئلا بود؟ برای سرنگونی یک دیکتاتور فاسد؟ برای مقابله با قاچاق مواد مخدر؟ یا برای تقویت مبارزهاش با مهاجرت غیرقانونی؟ آیا بهمنظور نمایش قدرت در برابر رقبا یا برای منحرف کردن توجهات از مشکلات اقتصادی داخلی بود؟ پاسخ به این پرسشها پیچیده است، زیرا دلایل مختلفی در این اقدام دخیل بودهاند. در حقیقت، این مداخله تنها بهدلایل مشخص و روشن انجام نشد، بلکه ترکیبی از عوامل متعدد آن را توجیه کرد.
این نوع مداخلات بهطور تاریخی یکی از ویژگیهای سیاست خارجی ایالات متحده در آمریکای لاتین بوده است. واشنگتن از سالهای دور بهطور مداوم در این منطقه دخالت کرده است. از نظر تاریخی، آمریکای لاتین بهعنوان یک منطقه تحت سلطه ایالات متحده در نظر گرفته شده است، منطقهای که بهمنظور تأمین منافع اقتصادی و سیاسی آمریکا همواره مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. از این رو، در گذشته نیز کشورهای مختلف این منطقه همچون نیکاراگوئه و پاناما، بارها شاهد مداخلات ایالات متحده بودهاند که در بسیاری از مواقع بهخاطر تأمین منافع اقتصادی نظیر دسترسی به کانال پاناما یا کنترل منابع طبیعی بود.
در نیکاراگوئه، در اوایل قرن بیستم، ایالات متحده بهدلیل تهدیدات احتمالی از سوی آلمان و ژاپن، و همچنین بهخاطر منافعی که در صنایع استخراج معادن داشت، با حمایت از یک کودتا علیه رئیسجمهور این کشور، عملیات نظامی را آغاز کرد. این مداخلات که ابتدا بهدلیل منافع تجاری و استراتژیک صورت میگرفت، بهمرور بهیک روند طولانی و مداوم تبدیل شد. ایالات متحده در تمام این دوران، دخالتهای خود را با دلایل مختلفی توجیه میکرد، از جمله دفاع از حقوق بشر یا تأمین امنیت منطقهای، اما در واقع، انگیزههای اقتصادی و سیاسی در پس هر یک از این مداخلات نهفته بود.
اما در طول زمان، برخی مقامات ایالات متحده در تلاش بودند تا این روند را بهگونهای تغییر دهند. فرانکلین روزولت با سیاست «همسایه خوب» خود تلاش کرد روابط ایالات متحده با کشورهای آمریکای لاتین را از حالت سلطهگرانه بهگونهای دوستانهتر تغییر دهد. با این حال، حتی پس از این تغییرات، بسیاری از کشورهای منطقه همچنان تحت تأثیر سیاستهای ایالات متحده باقی ماندند.
امروز، ترامپ در تلاش است تا همان سیاستهای قبلی را که در دورانهای مختلف در آمریکای لاتین بهکار گرفته شده بود، دوباره احیا کند. او علیرغم انتقادات جهانی، اقدام به مداخله در کشورهای منطقه میکند و تلاش دارد تا از منابع اقتصادی این کشورها بهرهبرداری کند. این سیاستها، که بهنوعی ادامهدهنده سیاستهای امپریالیستی ایالات متحده هستند، بهخوبی نشاندهنده شکافهای عمیق در روابط بین آمریکا و کشورهای آمریکای لاتین است./ منبع



