چه چیزی پشت تلاشهای میانجیگرانه ترکیه در غرب آسیا نهفته است؟
تلاشهای میانجیگرانه ترکیه بخشی از یک راهبرد مبتنی بر منافع شخصی برای جلوگیری از جنگ و احیای نفوذ منطقهای آنکارا است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چه چیزی پشت تلاشهای میانجیگرانه ترکیه در غرب آسیا نهفته است؟» به قلم یونی بن مناحیم (Yoni Ben Menachem) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم (Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs) منتشر شده است. این یادداشت با استناد به منابع اطلاعاتی اسرائیل، استدلال میکند که تلاشهای میانجیگرانه ترکیه، نه از روی خیرخواهی، بلکه بخش اصلی دکترین امنیت ملی این کشور برای جلوگیری از جنگ منطقهای و پیشبرد جاهطلبیهای نئوعثمانی جهت تبدیلشدن به یک قدرت منطقهای ضروری است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در سالهای اخیر، ترکیه تلاش کرده است خود را بهعنوان یک بازیگر موازنهگر منطقهای معرفی کند، با این درک که هرگونه رویارویی گسترده منطقهای میتواند مستقیماً به ثبات داخلی، امنیت ملی و وضعیت اقتصادی آن آسیب برساند. مقامات ارشد امنیتی در اورشلیم ارزیابی میکنند که به همین دلیل آنکارا در تنشهای بین ایران و آمریکا مداخله کرده و برای میانجیگری جهت یافتن راهحلی دیپلماتیک برای بحران تلاش کرده است.
سیاست میانجیگری ترکیه یک حرکت دیپلماتیک یکباره نیست، بلکه بخشی از یک دکترین گستردهتر امنیت ملی است که دیپلماسی فعال را ابزاری برای مدیریت ریسکهای استراتژیک میداند. تلاشهای میانجیگرانه ترکیه بین واشنگتن و تهران، نشاندهنده نگرانی عمیق آنکارا از چشمانداز یک جنگ تمامعیار منطقهای است. طبق ارزیابیهای اطلاعاتی غربی، رویارویی نظامی بین آمریکا و ایران میتواند چهار تهدید بزرگ برای ترکیه ایجاد کند: گسترش فعالیت شبهنظامیان طرفدار ایران در عرصههای نزدیک، بحران شدید انرژی به دلیل وابستگی ترکیه به نفت و گاز منطقه، موج بزرگ پناهندگان از ایران که میتواند کشور را از نظر داخلی بیثبات کند، و سرنوشت اقلیت کرد در ایران که موضوعی بسیار حساس برای آنکارا است.
مقامات ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی میکنند که ترکیه ممکن است تلاش کند چارچوبهای دیپلماتیکی را ترویج دهد که عمدتاً بر موضوع هستهای متمرکز است، درحالیکه بحث در مورد برنامه موشکی بالستیک ایران و نیروهای نیابتی منطقهای آن را به حداقل برساند. این ارزیابی از این درک ناشی میشود که خود ترکیه روابط پیچیدهای با برخی از این بازیگران دارد و بنابراین علاقهای به انحلال کامل آنها ندارد. علاوه بر این، مقامات اطلاعاتی اسرائیل تلاش ترکیه برای تقویت جایگاه خود بهعنوان یک میانجی اصلی منطقهای به قیمت تضعیف سایر بازیگران منطقهای، از جمله مصر و کشورهای حاشیه خلیج فارس را شناسایی کردهاند.
ارزیابی غالب در رهبری سیاسی اسرائیل این است که ترکیه در درجه اول به دنبال منافع خود عمل میکند، نه از روی تعهد به ثبات گسترده منطقهای. فراتر از ملاحظات فوری ثبات و امنیت، تلاشهای میانجیگرانه ترکیه بخشی از جاهطلبی گستردهتر اردوغان برای بازگرداندن جایگاه آنکارا بهعنوان یک قدرت پیشرو منطقهای است که بهجای واکنش صرف، دستور کار را شکل میدهد. این سیاست ریشه در یک جهانبینی نئوعثمانی دارد که ترکیه را وارث طبیعی امپراتوری عثمانی میبیند. میانجیگری دیپلماتیک بهعنوان ابزاری اصلی برای گسترش این نفوذ، در کنار استفاده از قدرت نظامی نرم و سخت، تلقی میشود.
برای اردوغان، میانجیگری بین واشنگتن و تهران بهطور همزمان چندین هدف را دنبال میکند: قرار دادن ترکیه بهعنوان پلی بین غرب و جهان اسلام، تقویت جایگاه ترکیه در نزد آمریکا بهعنوان یک شریک حیاتی منطقهای، و تأثیرگذاری غیرمستقیم بر نتیجه هرگونه توافق آینده با ایران به نحوی که منافعش حفظ شود. با این حال، این جاهطلبیها با محدودیتها و ریسکهایی نیز همراه است. شکاف بین آرمانهای ترکیه و سطح اعتمادی که در میان بازیگران کلیدی، و در رأس آنها اسرائیل، از آن برخوردار است، آزادی عمل آن را محدود میکند./ منبع



