چند واقعیت درباره توافق ایران
توافق موقت ترامپ با ایران با هدف گشایش هرمز و مهار بحران اقتصادی انجام شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چند واقعیت درباره توافق ایران» نوشته کرت شلیشتر (Kurt Schlichter) در تاونهال (Townhall) منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی نومحافظهکارانه و واقعگرایانه به بررسی یادداشت تفاهم اخیر میان دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی ایران میپردازد و تبیین میکند که چرا این توافق برخلاف تصور منتقدان تندرو، یک فاجعه مطلق نیست بلکه آتشبسی موقت برای مهار بحرانهای اقتصادی واشنگتن و بازسازی توان راهبردی متحدان آن در منطقه به شمار میرود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
یادداشت تفاهم اخیر میان ایالات متحده و ایران را نباید یک فاجعه تمامعیار دیپلماتیک یا مایه خرسندی دانست، بلکه این توافق در واقع یک تصمیم ناگزیر در دنیای واقعی و سرشار از گزینههای نامطلوب است. این توافقنامه به هیچ عنوان پایاندهنده جنگ ۵۰ ساله غرب با حکومت ایران نیست، زیرا تقابل با این نظام ریشه در تضادهای بنیادین و مذهبی دارد که آشتیپذیر نبوده و تنها با شکست کامل یکی از طرفین خاتمه مییابد. بنابراین، شرایط کنونی صرفاً یک «هدنه» یا آتشبس موقت است که هر دو طرف از آن برای تجدید قوا و آمادهسازی جهت از سرگیری نبردهای آینده استفاده خواهند کرد. اگرچه اتخاذ رویکرد نظامی و تغییر حکومت تهاجمیترین و مطلوبترین راهکار برای حل این بحران به شمار میرود، اما واقعیتهای افکار عمومی در آمریکا و نظرسنجیها نشان میدهد که بیشتر مردم تمایلی به ورود به یک جنگ فراگیر و مستقیم با ایران در مقطع کنونی ندارند.
دلیل اصلی دونالد ترامپ برای پیشبرد این یادداشت تفاهم، ضعف در مذاکره نیست، بلکه او اولویتهای اقتصادی فوریتری دارد که این توافق موقت از آنها پشتیبانی میکند. مسدود شدن تنگه هرمز و بحرانهای بیمه کشتیرانی، محرک اصلی افزایش شدید قیمت سوخت و تهدیدکننده جدی اقتصاد جهانی بودهاند. ترامپ با بازگشایی این آبراه بینالمللی، بهدنبال کاهش قیمت بنزین و جلوگیری از رکود اقتصادی در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره است. این آتشبس فرصتی حیاتی به کشورهای حوزه خلیجفارس میدهد تا با احداث خطوط لوله جایگزین، وابستگی خود به تنگه هرمز را قطع کرده و در بلندمدت اهرم فشار ایران را بیاثر کنند؛ چرا که زمان در سطح کلان به نفع جبهه غربی پیش میرود.
از منظر نظامی، برنامه هستهای و زیرساختهای دفاعی ایران بهشدت آسیب دیده و توانمندیهای آن تضعیف شده است؛ بنابراین مقایسه این توافق با برجام اشتباه ارزیابی میشود. در حال حاضر، تهران تلاش میکند از طریق اهرمهای باقیمانده و با استفاده از جنگ روانی، میان ایالات متحده و اسرائیل شکاف ایجاد کند تا مانع از نابودی کامل حزبالله توسط ارتش اسرائیل شود. اگرچه واشنگتن تمایل دارد تلآویو در علن فضا را آرام کند، اما در پشت صحنه باید چراغ سبز لازم را برای حذف تهدیدات مرزی به اسرائیل اعطا کند. تمدید دور از ذهن دوره ۶۰ روزه مذاکرات هستهای نیز بخشی از راهبرد ترامپ برای خرید زمان تا پس از انتخابات است؛ چرا که حکومت ایران همچنان با بحرانهای عمیق اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و پذیرش این توافق از سوی تهران، ناشی از استیصال و نیاز مبرم آنها به کاهش فشارها بوده است./منبع



