امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

ایران در حال برگرداندن راهبرد ارتباطی آشفته ترامپ علیه خود اوست

بررسی ارتباطات داخلی ایران ماه‌ها پس از جنگ دوازده‌روزه نشان می‌دهد که ایران روش ترامپ را کپی، اصلاح و علیه خودش به کار گرفته است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران در حال برگرداندن راهبرد ارتباطی آشفته ترامپ علیه خود اوست» به قلم آویرام بلایشه (Aviram Bellaishe) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم (Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs)  منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که ایران با کپی‌برداری از راهبرد «آشوب شناختی» ترامپ، اکنون از سیگنال‌های متناقض نه به‌عنوان نشانه‌ای از اختلاف داخلی، بلکه به‌عنوان ابزاری هماهنگ برای فلج‌کردن تصمیم‌گیری واشنگتن و حفظ موازنه کنونی استفاده می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در طول جنگ دوازده روزه ژوئن ۲۰۲۵، ویرانگرترین سلاح ترامپ نظامی نبود، بلکه شناختی بود: آبشاری از سیگنال‌های متناقض که شد هشت ماه بعد، بررسی ارتباطات داخلی ایران این روش را کپی، اصلاح و علیه خود ترامپ به کار بگیرد. حکومتی که ۴۵ سال دوام آورده، سریع یاد می‌گیرد. در تاریخ ۳ فوریه ۲۰۲۶، تسنیم همزمان سه تیتر منتشر کرد: تأیید مذاکرات، هشدار جنگ و رد مذاکره تحت شرایط ترامپ. کیهان نیز در یک روز از مذاکرات دفاع کرد و روز بعد نوشت: «انگشت‌ها باید روی ماشه بماند». این بار، این تناقضات بازتاب اختلافات داخلی واقعی نیست. علی شمخانی، مشاور سیاسی رهبر، صراحتاً اعلام می‌کند که وزیر خارجه تحت فرمان رهبری عمل می‌کند.

این یک ناهماهنگی از جناح‌های متخاصم نیست، بلکه یک پولیفونی با یک رهبر ارکستر است. سه شاخص این خوانش را تأیید می‌کند: اول، هیچ درز اطلاعاتی در مورد جنگ قدرت وجود ندارد. دوم، زمان‌بندی سیگنال‌ها عمدی است. سوم، هر صدای متناقض به یک نتیجه واحد منجر می‌شود: خط تند موضع مذاکراتی را تقویت می‌کند، خط نرم از حمله جلوگیری می‌کند و موشک از هر دو حمایت می‌کند. وقتی تناقضات در خدمت یک هدف واحد باشند، این بی‌نظمی نیست، بلکه طراحی است.

اگر ایران در حال اجرای کتاب بازی ترامپ علیه اوست، نتیجه یک تعادل است که هیچ یک از طرفین نمی‌توانند آن را بشکنند. آیت‌الله خامنه‌ای نمی‌تواند یک توافق واقعی را امضا کند، زیرا عقب‌گرد هسته‌ای شالیزه حکومت او را از تهدید می‌کند و محدودیت‌های موشکی و نیابتی، معماری نفوذ او را فرو می‌پاشد. ترامپ نیز نمی‌تواند یک جنگ واقعی را آغاز کند، زیرا هویت سیاسی او بر «جنگ‌های بی‌پایان دیگر نه» ساخته شده است. هر دو طرف نیاز دارند که بازی را ادامه دهند، نه اینکه به آن پایان دهند بلکه فقط بازی کنند.

ترامپ به تهدید برای نمایش قدرت نیاز دارد و حکومت به مذاکرات برای جلوگیری از حمله. مذاکرات وسیله‌ای برای رسیدن به توافق نیست، بلکه خود توافق است. پیش‌بینی می‌شود یک «توافق چارچوب» امضا شود: کاهش غنی‌سازی، انتقال نمادین مواد اورانیوم و یک مکانیسم نظارتی که چشمگیر به نظر می‌رسد، اما قابلیت فاقد اجراست. ترامپ اعلام خواهد کرد به چیزی دست یافته که اوباما هرگز نتوانست و حکومت ایران نیز اعلام خواهد کرد که از چیزی دست نکشیده است و هر دو درست خواهند گفت. این تحلیل یک بازی منطقی را فرض می‌کند، اما ترامپ غیرقابل پیش‌بینی است. غرایز او بر هر ارزیابی آگاهانه‌ای غلبه می‌کند و ممکن است دوباره با یک توافق غیرمنتظره یا حمله‌ای که هیچ‌کس توصیه نکرده، همه را غافلگیر کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا