روایتی از قدرت ایران در برابر تهدیدات فرارو
ایران با تقویت بازدارندگی فعال و توسعه همکاری با قدرتهای شرقی در برابر تهدیدات نظامی آمریکا ایستادگی میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «روایتی از قدرت ایران در برابر تهدیدات فرارو» به قلم محمد محمودیکیا در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این مطلب به بررسی آرایش نظامی آمریکا در منطقه، راهبرد بازدارندگی دفاعی جمهوری اسلامی و نقش محوری همکاریهای راهبردی با چین و روسیه در خنثیسازی فشارها و تحریمها میپردازد. نویسنده معتقد است تلاقی توانمندیهای آفندی میدانی و دیپلماسی هوشمند، محاسبات تهاجمی دشمن را با چالش جدی مواجه کرده و سطح تابآوری ملی را در برابر بحرانهای داخلی و خارجی ارتقا داده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
تحرکات اخیر در سطح منطقه و تغییر آرایش جنگی آمریکا حاکی از آن است که احتمال تهاجم نظامی علیه ایران جدیتر از گذشته شده است. کاخ سفید بهدنبال یک ماجراجویی فرسایشی و طولانیمدت نیست؛ بلکه هر سناریویی را بر مبنای حصول منافع فوری و کاهش هزینههای ناشی از عدم مواجهه با تهران تنظیم میکند. هدف نهایی این فشارهای گسترده، «نرمالیزهکردن» رفتار ایران در عرصههای بینالمللی و داخلی است تا جمهوری اسلامی وادار به پذیرش مطالبات واشنگتن در میز مذاکره شود. این شروط شامل از میان بردن قدرت نظامی، توقف کامل فعالیتهای هستهای و قطع حمایت از محور مقاومت است. پذیرش این شروط، بهمعنای تضعیف حاکمیت ملی و آغاز پروژه «سوریسازی» ایران خواهد بود که نتیجه آن، تکرار حملات روزانه به زیرساختهای قدرت ملی توسط نیروهای متجاوز است.
در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی در تجربیات میدانی اخیر، بهویژه در تنشهای موسوم به جنگ دوازدهروزه، توانمندیهای بالای اطلاعاتی و عملیاتی خود را در فازهای آفندی به اثبات رسانده است. این تجربه نشان داد که ایران میتواند ضرباتی دقیق، قاطع و مهلک به هر هدف متخاصمی وارد کند. این واقعیت، معادلات راهبردی را به نفع تهران سنگین کرده و تحلیلگران نظامی آمریکا را با این پرسش اساسی مواجه ساخته که آیا واقعاً توانایی مقابله با پاسخ تلافیجویانه و قاطع ایران را دارند؟ از سوی دیگر، تقویت همکاریهای راهبردی و دفاعی با چین و روسیه در فضای محرمانه، باعث تجهیز نیروهای مسلح به فناوریهای پیشرفته شده و سطح بازدارندگی کشور را به طرز چشمگیری ارتقا داده است. تدبیرپردازان ایرانی با درک صحیح از اهداف پروژه آمریکایی، به بهینهسازی کنشهای دیپلماتیک و دفاعی پرداختهاند.
از منظر میدانی، آمریکا اگرچه از فناوریهای پیشرفته برخوردار است، اما به عنوان یک متجاوز در محیط دریایی و پایگاههای پیرامونی ایران، در موقعیت شکنندهای قرار دارد. تخلیه سریع پایگاههای نظامی در مجاورت مرزهای ایران و انتقال تجهیزات به نقاط دوردستی مانند اردن، گواهی بر ترس از حملات تلافیجویانه ایران است. هرگونه شکست در اجرای یک برنامه عملیاتی برقآسا و فلجکننده، نیروهای آمریکایی را به محدودهای غیرقابل پیشبینی و باتلاقی عمیق فرو میبرد. علاوهبر بعد نظامی، ایران توانسته است از بحرانهای پیچیده امنیتی داخلی و خارجی، نظیر حوادث دیماه، با موفقیت عبور کند. این تابآوری سیستمی نشاندهنده قدرت ساختاری جمهوری اسلامی در مدیریت بحرانهاست، هرچند که ترمیم ریشههای داخلی این چالشها برای ثبات پایدار ضروری است.
در نهایت، با مهار خطر جنگ، پیشبینی میشود که همکاریهای راهبردی در حوزههای تجاری و اقتصادی برای مقابله با تحریمهای ظالمانه گسترش یابد. تحولات ژئوپلیتیک جهانی نشان میدهد که پیوندهای امنیتی با قدرتهای شرقی، زمینهساز توسعه مناسبات اقتصادی خواهد بود که در آیندهای نزدیک به خنثیسازی فشارهای معیشتی منجر میشود. ایران با یادگیری شیوه زیست در بحران و تقویت سازههای قدرت خود، معادلهای ایجاد کرده که در آن هرگونه ماجراجویی نظامی برای مهاجمان، هزینههایی بسیار سنگین و خارج از محاسبات اولیه به همراه خواهد داشت./ منبع



