عبور از جنگ غزه؛ راهبرد جدید کارزار اخوانی «ISNAD» برای فروپاشی اجتماعی اسرائیل
کارزار اسناد با پایان جنگ غزه رویکرد خود را به جنگ جامعهشناختی تغییر داده است تا با ترویج یأس و دوقطبیسازی، جامعه اسرائیل را از درون دچار فرسایش کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « عبور از جنگ غزه؛ راهبرد جدید کارزار اخوانی «ISNAD» برای فروپاشی اجتماعی اسرائیل» به قلم دیوید سیمان-توف (David Siman-Tov) و روت دیوید (Reut David) در موسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تغییر ماهیت عملیات نفوذ سایبری وابسته به اخوانالمسلمین پس از پایان جنگ غزه میپردازد که با گذر از فاز نظامی، اکنون بر «جنگ جامعهشناختی» و ترویج یأس و دوقطبیسازی در جامعه اسرائیل متمرکز شده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
پایان جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۵، کارزارهای نفوذ خارجی علیه اسرائیل را با چالش بنیادینی روبرو کرد. کارزار ISNAD که بهعنوان بازوی دیجیتال غیررسمی اخوانالمسلمین شناخته میشود و توسط عزالدین دویدار، مخالف تبعیدی مصری رهبری میگردد، مجبور شد خود را با واقعیتی تطبیق دهد که در آن افکار عمومی از تبوتاب جنگی فاصله گرفتهاند. این گروه اکنون از راهبرد واکنش سریع زمان جنگ به یک نبرد فرسایشی و مستمر شناختی تحت عنوان «جنگ جامعهشناختی» تغییر فاز داده است. هدف دیگر صرفاً پایان درگیری نظامی نیست، بلکه تخریب تدریجی انسجام اجتماعی و از بین بردن اعتماد به نهادهای حاکمیتی اسرائیل از درون است.
در این پارادایم جدید، اسناد تلاش میکند تا توجیه فعالیتهای خود را از بافت جنگی جدا کرده و آن را به یک مبارزه دائمی تبدیل کند. برخلاف دوران نبرد حماس یا تنش با ایران که تمرکز بر رویدادهای میدانی بود، اکنون اولویت پیامرسانی تغییر کرده است. در رأس این راهبرد، مشروعیتزدایی از رهبران اسرائیل قرار دارد؛ جایی که دولت و نخستوزیر نه فقط بهعنوان مدیران ناکارآمد، بلکه بهعنوان «دشمنان داخلی» و فاسد تصویر میشوند. این کارزار با عبور از مرز نقد سیاسی، آشکارا به ترویج نافرمانی مدنی، انقلاب و حتی جنگ داخلی میپردازد تا قطببندیهای سیاسی موجود را به شکافهای پرنشدنی تبدیل کند. همزمان، روایتهای «ناامیدی» با تأکید بر انزوای بینالمللی و فروپاشی اقتصادی پمپاژ میشود تا شهروندان را به این نتیجه برساند که آیندهای در این سرزمین وجود ندارد و مهاجرت تنها راهحل است.
در سطح عملیاتی و ساختاری نیز اسناد پوستاندازی کرده است. این شبکه که پیشتر ساختاری باز و مبتنی بر اشباع فضا داشت، اکنون به سمت بستن صفوف، گزینش سختگیرانه و افزایش امنیت داخلی حرکت کرده است. تأسیس «واحد ۳۰۸» برای شکار نفوذیها و توسعه اپلیکیشن باگهانتر (BugHunter) جهت نظارت بر فعالیت اعضا، نشاندهنده هراس رهبران کارزار از اقدامات متقابل سایبری است. این تغییر رویکرد پس از آن شدت گرفت که پلتفرم ایکس شفافیت دادههای کاربری را افزایش داد. اکنون بهجای استخدام فلهای، تمرکز بر تایید هویت دقیق و ایجاد حسابهایی با ظواهر موجهتر است؛ حسابهایی که برخلاف گذشته دارای بیوگرافی هستند و نامهای عبری رایج دارند.
کیفرخواست اخیر علیه یک شهروند اسرائیلی که با این شبکه همکاری میکرد، نشاندهنده موفقیت نسبی این تاکتیکهاست. او متهم است که در تولید و ویرایش محتوا برای پروفایلهای جعلی با اسناد همکاری داشته است. این نفوذ به داخل مرزهای سایبری و انسانی اسرائیل ثابت میکند که جنگ جامعهشناختی خطری انتزاعی نیست، بلکه تهدیدی فعال برای تابآوری اجتماعی است. اسناد با محو کردن مرز میان نقد اصیل شهروندی و عملیات روانی هدایتشده، میکوشد ایدههای ویرانگر را در گفتمان عمومی عادیسازی کند./ منبع



