آیا محاصره ترامپ باعث عظمت ایران شد؟
سیاستهای حمایتگرایی مفرط و محاصره اقتصادی با آسیب به تجارت آزاد رفاه عمومی را نابود میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا محاصره ترامپ باعث عظمت ایران شد؟» به قلم پیر لمیو (Pierre Lemieux)، اقتصاددان دانشگاه کبک کانادا، در نشریه رگولیشن (Regulation) متعلق به اندیشکده کاتو (Cato Institute) منتشر شده است. این تحلیل با رویکردی علمی و لحنی رسمی و بیطرف، به نقد منطق ناسیونالیسم اقتصادی و سیاستهای حمایتگرایی دولت آمریکا میپردازد و استدلال میکند که انسداد مسیرهای تجاری مانند تنگه هرمز و محاصره نظامی ایران، برخلاف ادعاهای مرکانتالیستی، نه تنها به نفع هیچیک از طرفین نیست، بلکه با افزایش قیمتها و محدود کردن مبادلات داوطلبانه، به رفاه مصرفکنندگان جهانی و شهروندان آسیب جدی وارد میسازد؛ در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
بر اساس منطق ناسیونالیسم اقتصادی و دیدگاههای حامیان حمایتگرایی، کاهش یا قطع صادرات نفت ایران و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس به عنوان یک رویداد مثبت تلقی میشود. در این طرز فکر، کاهش صادرات به معنای ورود ارز کمتر و در نتیجه کاهش واردات است؛ پدیدهای که از نظر ناسیونالیستها مانع از نابودی مشاغل داخلی و تضعیف تولید ملی توسط محصولات خارجی میشود. با بسط این استدلال محافظهکارانه به نقطه نهایی، حتی صادرات نیز به دلیل مصرف منابع داخلی برای بیگانگان امری منفی قلمداد خواهد شد. در نتیجه، بر اساس این تئوری، محاصره نظامی ایران باید با رها کردن شهروندان از آسیبهای واردات، به نفع اقتصاد این کشور تمام شود و به دلیل کاهش تجارت جهانی، عصر طلایی انزواطلبی را برای سایر جهان نیز به ارمغان آورد.
در مقابل این نظریه، تحلیلهای اقتصادی مدرن و اصول بازار آزاد دیدگاهی کاملاً مغایر دارند. تجارت بینالملل و مبادلات داوطلبانه دقیقاً به همان دلایلی سودمند هستند که تجارت داخلی در یک کشور مفید واقع میشود. نگاه مرکانتالیستی که همواره بر محدود کردن واردات و توسعه اجباری صادرات پافشاری میکند، در سطح جهانی غیرممکن و مردود است. در فرآیند تجارت واقعی، این دولتها نیستند که با یکدیگر معامله میکنند، بلکه افراد، تجار و نهادهای خصوصی بر اساس مزیت نسبی و توانایی تولید کالا با هزینه کمتر، دست به مبادله میزنند. در این میان، انحصار دولتی بر منابعی مانند نفت همواره مانع بزرگی در مسیر این پویایی ایجاد میکند.
اعمال محاصره نظامی و انسداد شریانهای حیاتی تجارت، به طور مستقیم به تولیدکنندگان داخلی آسیب میزند و با محروم کردن مصرفکنندگان بینالمللی، بستر افزایش قیمتها را فراهم میسازد. سیاستهای خودکفایی اجباری و ممنوعیتهای تجاری، استاندارد زندگی عموم مردم را کاهش داده و تنها به سود آن دسته از وابستگان حکومتی تمام میشود که از رقابت بازار مصون ماندهاند. اگرچه در بستر تجارت آزاد ممکن است برخی تولیدکنندگان ناکارآمد داخلی آسیب ببینند، اما مزایای رفاهی آن برای کل جامعه به عنوان مصرفکننده، بسیار فراتر از این زیانها است.
حمایتگرایی در زمان صلح دقیقاً همان محدودیتهایی را بر اقتصاد کشور تحمیل میکند که دشمنان در زمان جنگ به دنبال اجرای آن هستند. نظریه انتخاب عمومی به خوبی آشکار میسازد که چرا دولتهای مداخلهگر، چه در جناح چپ و چه در جناح راست، تمایلی به درک این واقعیتها ندارند؛ منافع متمرکز و سازمانیافته تولیدکنندگان خاص، حمایت سیاسی و مالی بیشتری را نسبت به منافع پراکنده مصرفکنندگان برای سیاستمداران به همراه دارد. در واقع، کنترل بر اقتصاد و تضعیف بازار آزاد، ابزاری برای حفظ و گسترش قدرت حاکمان است؛ چرا که قدرت متمایل به فساد است و قدرت مطلقه، فساد مطلق به همراه میآورد./منبع



