تصورناپذیر: ایران هستهای
ایران میتواند هستهای باشد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تصورناپذیر: ایران هستهای» نوشته لارنس کادیش (Lawrence Kadish) در اندیشکده (Gatestone Institute) منتشر شده است. پیامدهای احتمالی هستهایشدن ایران که برنامه اتمی و موشکی تهران نهفقط یک تهدید منطقهای، بلکه چالشی برای نظم امنیتی بینالمللی و نظام عدم اشاعه به شمار میرود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
نگرانی درباره جاهطلبیهای هستهای ایران سالهاست بر مباحث سیاسی غربآسیا و غرب سایه افکنده، اما تنشهای اخیر این هراس را تشدید کرده است که ایران مجهز به سلاح هستهای چه معنایی برای امنیت جهانی خواهد داشت. حامیان سیاست تهاجمیتر آمریکا در قبال تهران معتقدند خطر دیگر صرفاً فرضی نیست. به باور آنان، گسترش توان موشکی، فعالیتهای غنیسازی اورانیوم و نفوذ منطقهای ایران، چالشی مستقیم برای نظم بینالمللی موجود است و میتواند جهان را بهسوی رویارویی فاجعهبار سوق دهد.
یکی از مضامین اصلی این استدلالها آن است که رهبری آمریکا نقشی تعیینکننده در جلوگیری از رسیدن ایران به توان کامل هستهای دارد. طرفداران اقدام نظامی سختگیرانهتر، بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در سال ۲۰۲۵ را نشانه آمادگی دولت او برای مقابله با تهران از طریق فشار، تحریم و بازدارندگی نظامی میدانند. آنان این رویکرد را در تقابل با آنچه ضعف سیاست خارجی جریان مترقی یا دموکراتها، بهویژه در دوره چهرههایی چون کامالا هریس، باراک اوباما و جو بایدن میخوانند، قرار میدهند.
بسیاری از ناظران به غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد، بسیار بالاتر از سقف تعیینشده در توافق هستهای، بهعنوان نشانهای اشاره میکنند که ایران هرگز از اهداف بلندمدت خود دست نکشیده است. گزارشهایی که از وجود ذخایر بزرگ اورانیوم با غنای بالا حکایت دارند، نگرانیها را درباره نزدیک شدن ایران به آستانه تولید سلاح هستهای افزایش دادهاند. برخی تحلیلگران همچنین معتقدند ایران بخشهایی از زیرساخت هستهای خود را در اعماق زمین پنهان کرده و این امر نابودی آن را با حملات متعارف دشوار میکند.
منبع دیگر نگرانی، برنامه موشکی ایران است. موشکهای بالستیک میانبرد ایران هماکنون قادر به رسیدن به بخشهایی از اروپا و پایگاههای مهم آمریکایی در غربآسیا هستند. این بیم نیز مطرح است که توسعه احتمالی موشکهای بالستیک قارهپیما در آینده، امکان تهدید اروپای غربی، انگلیس و حتی خاک اصلی آمریکا را برای تهران فراهم آورد. منتقدان میگویند در صورت ترکیب سامانههای موشکی پیشرفته با کلاهک هستهای، توازن قدرت منطقهای اساساً دگرگون میشود.
احتمال هستهایشدن ایران فقط از منظر تهدید مستقیم نظامی مطرح نیست، بلکه بهعنوان محرکی برای بیثباتی فراگیرتر در غربآسیا نیز دیده میشود. شماری از مفسران معتقدند کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و مصر در صورت هستهایشدن ایران بهسرعت بهدنبال برنامههای هستهای خود خواهند رفت. محمد بن سلمان نیز بارها اشاره کرده که ریاض در چنین وضعی همین مسیر را دنبال میکند. چنین رقابت تسلیحاتی منطقهای میتواند احتمال درگیری تصادفی، تشدید هستهای و بیثباتی پایدار را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
پیامدهای راهبردی این وضعیت فراتر از غربآسیا خواهد رفت. نفوذ ایران بر مسیرهای حیاتی دریایی، بهویژه تنگه هرمز، برای بازار جهانی انرژی مسئلهای مهم است. از آنجا که درصد قابل توجهی از محمولههای نفتی جهان از این گذرگاه عبور میکند، حتی تصور تهدید ایرانِ برخوردار از پشتوانه هستهای میتواند تجارت را مختل، قیمت انرژی را بهشدت افزایش و پیامدهای اقتصادی سنگینی در سطح جهان ایجاد کند.
حامیان فشار نظامی استدلال میکنند که رهبری ایران را نمیتوان صرفاً بازیگری عادی در چارچوب بازدارندگی متعارف دانست. آنان بر بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و خصومت آن با اسرائیل و غرب تأکید میکنند. به باور منتقدان، سپر هستهای میتواند تهران را در تشدید جنگ نیابتی، گسترش نفوذ منطقهای و به چالش کشیدن همسایگان، جسورتر کند. از همین رو، شماری از مفسران از اقدام نظامی پیشدستانه علیه تأسیسات هستهای ایران حمایت میکنند و آن را تنها گزینه مؤثر میدانند. در مجموع، این بحث به نگرانی عمیقتری درباره تضعیف نظام جهانی عدم اشاعه، کاهش اعتبار بازدارندگی غرب و برهم خوردن موازنه قدرت در نظم امنیتی پس از جنگ سرد گره خورده است./ منبع



