امنیت و دفاعخاورمیانه

کشورهای خلیج فارس چاره‌ای جز گفت‌وگو با ایران ندارند، همین حالا

کشورهای حاشیه خلیج فارس، باید با دیپلماسی مشکلاتشان را با ایران حل کنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «کشورهای خلیج فارس چاره‌ای جز گفت‌وگو با ایران ندارند، همین حالا» نوشته تامر عجرمی (Tamer Ajrami) از میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor)، با این ایده که تداوم تقابل میان کشورهای خلیج فارس و ایران به‌دلیل وابستگی ساختاری اقتصاد منطقه به تنگه هرمز و ناکارآمدی اتکای صرف به حمایت نظامی خارجی، به تهدیدی وجودی برای ثبات و امنیت اقتصادی تبدیل شده است، منتشر شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

کشورهای خلیج فارس به نقطه‌ای رسیده‌اند که تقابل با ایران دیگر یک راهبرد قابل مدیریت نیست و به تهدیدی مستقیم برای ثبات و بقا اقتصادی آن‌ها تبدیل شده است. فرض اتکا به قدرت‌های خارجی برای مهار تنش در منطقه و حفظ تجارت عادی دریایی دیگر واقع‌بینانه نیست زیرا خلیج فارس از نظر جغرافیایی بسیار محدود است و اقتصاد آن به عبور بدون وقفه از تنگه هرمز وابسته است. هر تنش طولانی در این گذرگاه همه کشورهای منطقه را درگیر پیامدهای مستقیم می‌کند. ساختار امنیتی سنتی منطقه بر حضور نظامی آمریکا استوار بود و تصور می‌شد این حضور بازدارندگی کافی ایجاد می‌کند، اما رخدادهای اخیر نشان داده‌اند که پایگاه‌های نظامی آسیب‌پذیر هستند و نمی‌توانند به تنهایی ضامن ثبات باشند.

این وضعیت اعتماد به نظم امنیتی گذشته را تضعیف کرده است و درک عمومی از کارآمدی بازدارندگی کاهش یافته است در مرکز این تحول نقش ایران در تلاش برای کنترل مسیر عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز قرار دارد و اشاره می‌شود که سازوکارهایی برای مدیریت تردد دریایی می‌تواند نشانه‌ای از تلاش تهران برای نهادینه کردن نفوذ خود باشد این وضعیت باعث افزایش عدم قطعیت در بازارهای جهانی می‌شود زیرا شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران و سرمایه‌گذاران نسبت به ریسک حساس هستند و هر نشانه اختلال هزینه‌ها را افزایش می‌دهد. جغرافیای خلیج فارس این آسیب‌پذیری را تشدید می‌کند زیرا زیرساخت‌ها در نزدیکی سواحل و مسیرهای باریک متمرکز شده‌اند و امکان جایگزینی سریع برای تنگه هرمز وجود ندارد.

در نتیجه زمان به یک ابزار راهبردی تبدیل می‌شود و هر دوره بی‌ثباتی هزینه‌ها و فشار اقتصادی را افزایش می‌دهد و برنامه‌های تنوع اقتصادی را تضعیف می‌کند. حتی بدون بسته شدن تنگه اثر روانی تهدید نیز کافی است تا بازارها قیمت ریسک را افزایش دهند و هزینه حمل و نقل بالا رود و بیمه گران شود و این پیامدها نه فقط اقتصادهای غربی بلکه خود کشورهای خلیج را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

حضور نظامی خارجی اگرچه نماد بازدارندگی است اما همیشه اعتماد ایجاد نمی‌کند و گاهی خود نشانه افزایش خطر تلقی می‌شود. کشورهای خلیج فارس باید به سمت گفت‌وگوی مستقیم با ایران حرکت کنند تا از تشدید بحران جلوگیری شود. این گفت‌وگوها بیشتر بر مدیریت بحران و ایجاد خطوط ارتباطی و قواعد رفتاری در دریا متمرکز است نه آشتی ایدئولوژیک. هدف کاهش سوءتفاهم و جلوگیری از درگیری ناخواسته است در حالی که تجارت دریایی باید پایدار بماند.

وابستگی به آمریکا کافی نیست و کشورهای منطقه باید خود نقش فعال در شکل‌دهی به امنیت آینده داشته باشند. جغرافیا و وابستگی اقتصادی خلیج فارس را در موقعیتی قرار داده که بقای آن به ثبات منطقه‌ای و جلوگیری از تبدیل شدن آن به میدان رقابت قدرت‌های خارجی وابسته است. تنها راه واقع‌بینانه برای کاهش تنش ایجاد سازوکارهای ارتباطی پایدار میان تهران و پایتخت‌های عربی است که بتواند از تبدیل بحران های کوچک به درگیری گسترده جلوگیری کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا