آسیاامنیت و دفاع

هرمز؛ هشداری برای هند-آرام

تنگه هرمز، امنیت آسیا را تهدید می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هرمز؛ هشداری برای هند-آرام» نوشته لین کوک (Lynn Kuok) و منتشرشده در فارن افرز (Foreign Affairs)، به بررسی این موضوع می‌پردازد که چگونه گلوگاه‌های دریایی در اقتصاد جهانی به ابزارهای فزاینده رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند و تجربه تنگه هرمز چه پیامدهایی برای آبراه‌های راهبردی آسیا دارد. آسیب‌پذیری فزاینده مسیرهای دریایی و زنجیره‌های تأمین جهانی، اهمیت کنترل و حفاظت از این گذرگاه‌ها را بیش از پیش افزایش داده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

بحران تنگه هرمز به‌عنوان نقطه عطفی معرفی می‌شود که نشان می‌دهد گلوگاه‌های دریایی تجارت جهانی به ابزارهای اصلی رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند. اقدامات ایران در خلیج فارس، به‌ویژه از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نشان داده است که سرمایه‌گذاری‌های نسبتاً محدود در حوزه فناوری و توانمندی‌های نظامی می‌تواند جریان جهانی انرژی را مختل کند. ایران با استفاده از پهپادها، موشک‌ها و مین‌های دریایی توانسته است بدون نیاز به بستن کامل تنگه هرمز، عبور و مرور در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت جهان را محدود یا تهدید کند. نکته اصلی آن است که صرف ایجاد اختلال، حتی بدون انسداد کامل، برای وارد کردن شوک اقتصادی جهانی کافی است؛ زیرا افزایش هزینه‌های بیمه، تغییر مسیر کشتی‌ها و نوسان قیمت کالاها را به دنبال دارد.

سوابق تاریخی کنترل یا اخلال در تنگه‌ها همواره ابزاری راهبردی بوده است. در جریان جنگ ایران و عراق و همچنین در دوره‌های پیشین فشار دریایی انگلیس در قرن بیستم، تنگه هرمز از نظر فنی باز باقی ماند، اما تنش‌ها آثار قابل‌توجهی بر امنیت دریانوردی داشت. با این حال، شرایط کنونی متفاوت است؛ زیرا فناوری‌های جدید هزینه ایجاد اختلال را کاهش داده و امکان گسترش آن را فراهم کرده‌اند. هم‌زمان، زنجیره‌های تأمین جهانی بیش از گذشته متمرکز و آسیب‌پذیر شده‌اند و این امر قدرت چانه‌زنی کشورهایی را که در گذرگاه‌های باریک دریایی فعالیت می‌کنند افزایش داده است.

این استدلال سپس به آسیا گسترش می‌یابد؛ جایی که اهمیت موضوع بسیار بیشتر است. تنگه مالاکا، تنگه تایوان و تنگه لوزون نه‌تنها مسیرهای انتقال انرژی، بلکه شریان‌های حیاتی تجارت جهانی و زنجیره‌های تأمین نیمه‌رساناها محسوب می‌شوند. تنگه مالاکا بخش بزرگی از تجارت جهانی و بیشتر واردات انرژی چین را در خود جای داده و از این رو یکی از آسیب‌پذیری‌های راهبردی پکن به شمار می‌رود. تنگه تایوان نیز سهم مهمی در تجارت دریایی جهان دارد و با نقش محوری تایوان در تولید نیمه‌رساناهای پیشرفته پیوند خورده است.

بحران هرمز همچنین نشان می‌دهد قدرت‌های بزرگ بیش از گذشته آمادگی پذیرش پیامدهای اقتصادی اقدامات راهبردی خود را دارند. حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و تهدیدهای متقابل مربوط به محاصره و ضد محاصره بیانگر آن است که محدودیت‌های حقوقی ناشی از قوانین بین‌المللی دریایی ممکن است در شرایط بحرانی در برابر اهداف راهبردی اهمیت کمتری پیدا کنند. حتی اگر کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل حق عبور ترانزیتی را تضمین کند، دولت‌ها ممکن است در عمل اقداماتی انجام دهند که این هنجارها را به چالش بکشد.

احتمال سرایت فشارها از گلوگاه‌های اصلی به مسیرهای فرعی ممکن است. در صورت اختلال در تنگه‌هایی مانند هرمز یا مالاکا، ترافیک دریایی به مسیرهای باریک‌تر مجمع‌الجزایر اندونزی، از جمله تنگه‌های سوندا و لومبوک، منتقل خواهد شد. این گذرگاه‌ها نظارت و حفاظت دشوارتری دارند و می‌توانند به نقاط تنش آینده تبدیل شوند. نشانه‌هایی نیز از افزایش توجه آمریکا و چین به این مسیرهای جایگزین، از طریق فعالیت‌های نظارتی و رزمایش‌های نظامی، مشاهده می‌شود.

در کنار ابزارهای نظامی، گلوگاه‌های دریایی می‌توانند به وسیله‌ای برای اعمال فشار اقتصادی نیز تبدیل شوند. دریافت عوارض، ایجاد موانع مقرراتی یا بهره‌گیری از سیاست‌های زیست‌محیطی ممکن است این آبراه‌ها را به اهرم‌های فشار درآمدزا تبدیل کند. حتی بدون محاصره رسمی، صرف تصور وجود خطر می‌تواند هزینه‌ها را افزایش داده و شبکه‌های لجستیکی جهانی را مختل کند.

برای مقابله با این تهدیدها، پیشنهادهایی همچون تقویت نظارت دریایی، افزایش هماهنگی میان کشورهای همسو، تنوع‌بخشی به زیرساخت‌های حمل‌ونقل و توزیع جغرافیایی صنایع حیاتی از جمله تولید نیمه‌رساناها مطرح می‌شود. توسعه ظرفیت بنادر در کشورهایی مانند فیلیپین، ویتنام و هند نیز راهی برای کاهش وابستگی به یک گلوگاه واحد تلقی می‌شود. همچنین بر تقویت چارچوب‌های حقوقی حاکم بر عبور و مرور دریایی، از جمله احتمال پیوستن آمریکا به کنوانسیون حقوق دریاها، تأکید شده است.

تجارت جهانی امروز به تعداد محدودی گذرگاه دریایی آسیب‌پذیر وابسته است. تجربه تنگه هرمز نشان می‌دهد این گلوگاه‌ها تا چه اندازه می‌توانند به ابزار اعمال نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شوند. در صورتی که چنین روندی به آسیا گسترش یابد، پیامدهای آن به دلیل نقش این منطقه در تولید صنعتی، انتقال انرژی و زنجیره‌های فناوری جهانی بسیار گسترده‌تر خواهد بود. از این رو، ثبات نظام اقتصادی بین‌المللی بیش از پیش به توانایی دولت‌ها در حفظ باز بودن مسیرهای دریایی و جلوگیری از تبدیل آنها به ابزارهای فشار راهبردی وابسته است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا