آمریکاسیاست داخلی و جامعه

فشار اسرائیل، دیپلماسی آمریکا با ایران را می‌آزماید

دیپلماسی آمریکا بر چندین پایه و دلیل مختلف استوار است که تضاد منافع و نگاه این‌ها شکل‌گیری یک توافق با ایران را سخت کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فشار اسرائیل، دیپلماسی آمریکا با ایران را می‌آزماید» نوشته جنی ویلیامز (Jenny Williams)  در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. فشارهای سیاسی داخلی آمریکا و نفوذ اسرائیل و حامیان آن، روند مذاکرات واشنگتن با تهران را محدود کرده و امکان دستیابی به توافقی پایدار برای کاهش تنش را دشوار ساخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

دیپلماسی آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه بر مبنای مذاکرات سنتی میان دولت‌ها شکل گیرد، تحت تأثیر شبکه‌ای پیچیده از فشارهای سیاسی در واشنگتن قرار دارد؛ شبکه‌ای که در آن بازیگران خارجی، به‌ویژه اسرائیل و حامیانش، نقش تعیین‌کننده‌ای در مشخص‌کردن حدود سیاست قابل قبول ایفا می‌کنند. هم‌زمان با نزدیک‌شدن مذاکرات مربوط به تمدید ۶۰ روزه آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز دوباره روندی ساختاریافته برای گفت‌وگوهای هسته‌ای به مرحله تصمیم‌گیری، این روند دیپلماتیک از پیش با انتظارات متضاد داخلی و متحدان آمریکا محدود شده است.

چارچوب در حال شکل‌گیری به‌عنوان مسیری برای کاهش تنش معرفی می‌شود که شامل توقف موقت درگیری‌ها، بازگشایی مسیرهای دریایی و ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای است. بااین‌حال، این روند در سایه آمادگی دائمی نظامی دنبال می‌شود. مقام‌های آمریکایی بارها اعلام کرده‌اند که در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز باقی خواهد ماند. این رویکرد دوگانه فضایی ایجاد می‌کند که در آن دیپلماسی و اجبار به‌طور هم‌زمان عمل می‌کنند و مرز میان مذاکره و فشار را مبهم می‌سازند.

در چنین شرایطی، انتظار می‌رود ایران امتیازاتی بدهد که با بازگشایی اقتصادی و محدودیت‌های راهبردی همراه است، در حالی که تهدید ضمنی حملات نظامی مجدد نیز وجود دارد. از نگاه واشنگتن، این وضعیت ابزاری برای تقویت قدرت چانه‌زنی تلقی می‌شود، اما از منظر منطقه‌ای بیشتر به دیپلماسی زیر سایه تهدید شباهت دارد؛ جایی که اعتبار مذاکره به حضور دائمی قدرت نظامی وابسته است.

نقش اسرائیل در تعیین حدود تعامل آمریکا با ایران یکی از مهم‌ترین عوامل پیچیده‌کننده این روند به شمار می‌رود. هر اقدام دیپلماتیک مهم در قبال ایران از فیلتر نگرانی‌های مربوط به پذیرش اسرائیل و پیامدهای سیاسی آن در واشنگتن عبور می‌کند. تأیید یا رد توافق‌ها تنها بر اساس محاسبات راهبردی درباره ایران تعیین نمی‌شود، بلکه به میزان هم‌خوانی آن با ترجیحات امنیتی اسرائیل و واکنش شبکه‌های سیاسی بانفوذ در آمریکا بستگی دارد.

این وضعیت نوعی ساختار وتوی چندلایه ایجاد کرده است. هر توافق احتمالی باید هم‌زمان رضایت بازیگران سیاسی داخلی آمریکا، جناح‌های کنگره، دولت‌های متحد، حامیان مالی و به‌ویژه رهبری و نهادهای امنیتی اسرائیل را جلب کند. با افزوده‌شدن هر لایه از شروط، فضای مصالحه واقعی محدودتر می‌شود و محصول نهایی دیپلماتیک بیش از آنکه توافقی متوازن باشد، به سندی محدودشده برای جلوگیری از واکنش سیاسی تبدیل می‌شود.

تنگه هرمز نیز به نقطه کانونی مذاکرات بدل شده است، زیرا هرگونه اختلال در این مسیر دریایی پیامدهای فوری برای جریان جهانی نفت، هزینه‌های حمل‌ونقل و ثبات اقتصادی جهان خواهد داشت. به همین دلیل، مذاکرات از سطح اختلافی دوجانبه فراتر رفته و به مسئله‌ای مرتبط با بازارهای بین‌المللی و شرایط اقتصادی روزمره در نقاط مختلف جهان تبدیل شده است. در همین حال، حامیان ادامه فشار بر ایران بر مفاهیمی مانند بازدارندگی، اعتبار و امنیت بلندمدت تأکید می‌کنند، اما این رویکرد اغلب خطرات اقتصادی و انسانی تشدید تنش را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

لابی‌های سیاسی در واشنگتن، به‌ویژه گروه‌های حامی روابط نزدیک آمریکا و اسرائیل، با حمایت آشکار از نامزدها و سیاست‌های همسو با ترجیحات خود، دامنه گزینه‌های قابل قبول سیاستی را محدود می‌کنند. در نتیجه، فاصله‌گرفتن از مواضع سخت‌گیرانه برای سیاستمداران هزینه سیاسی بالایی دارد و همین امر انگیزه مصالحه را کاهش می‌دهد. سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از گذشته تحت تأثیر محدودیت‌های ساختاری قرار گرفته و دوام هر توافقی نه‌تنها به مفاد آن، بلکه به توانایی نظام سیاسی آمریکا برای حفظ آن در برابر فشارهای داخلی و متحدان وابسته است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا