چرا حوثیها و الشباب به یکدیگر نزدیکتر میشوند؟
حوثیها و الشباب با منافع راهبردی یکسان در دریای سرخ هر روز به هم نزدیکتر میشوند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا حوثیها و الشباب به یکدیگر نزدیکتر میشوند؟» نوشته امیلی میلیکن (Emily Milliken) در نشنال اینترست (National Interest)، به بررسی شکلگیری همکاری فزاینده میان جنبش حوثی یمن و گروه الشباب سومالی میپردازد؛ همکاریای که میتواند معادلات امنیتی دریای سرخ، خلیج عدن و شاخ آفریقا را دگرگون کند و نشاندهنده تغییر الگوی روابط نیروهای نیابتی و شبکههای فراملی شبهنظامی باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
رابطه میان جنبش حوثی یمن و گروه الشباب سومالی بهعنوان تحولی نوظهور و فزاینده توصیف میشود که میتواند بر امنیت دریای سرخ، خلیج عدن و شاخ آفریقا تأثیر عمیقی بگذارد. آنچه پیشتر ارتباطی حاشیهای میان دو گروه شبهنظامی با فاصله جغرافیایی تلقی میشد، اکنون بهعنوان نشانهای از تحول در شبکههای جهادی و مجرمانه فراملی معرفی میشود که پیامدهایی برای امنیت دریایی، ثبات منطقهای و تجارت جهانی دارد.
حوثیها که سالها از حمایت ایران بهعنوان بخشی از شبکه منطقهای تهران برخوردار بودهاند، اکنون در حال گسترش روابط خود فراتر از چارچوب سنتی حمایت دولتی هستند. با افزایش فشارها بر ایران و متحدانش در سالهای اخیر، بسیاری از گروههای نیابتی با تضعیف میدانی، کاهش توان رهبری یا محدودیتهای راهبردی مواجه شدهاند. با این حال، حوثیها توانستهاند ساختار فرماندهی اصلی و ظرفیت عملیاتی خود را در یمن حفظ کنند و همچنان توانایی اخلال در کشتیرانی دریای سرخ و حمله به اهداف منطقهای را داشته باشند. این پایداری نسبی، زمینه اتخاذ رویکردی مستقلتر و برونگرا را برای آنان فراهم کرده است.
در این چارچوب، ارتباط میان حوثیها و الشباب بر پایه منافع مشترک در اخلال دریایی، قاچاق تسلیحات و جنگ نامتقارن شکل گرفته است. گزارشها حاکی از آن است که نیروها و عوامل مرتبط با الشباب میان سومالی و یمن، بهویژه در مناطق شبوه و مأرب، رفتوآمد داشتهاند. این جابهجاییها به تبادل تسلیحات، شبکههای قاچاق و تجربیات عملیاتی کمک میکند. همچنین نشانههایی از حضور نیروهای حوثی در بخشهایی از سومالی وجود دارد که در زمینه جنگ پهپادی، مواد منفجره و تاکتیکهای جنگی آموزش ارائه میدهند.
جغرافیا یکی از عوامل اصلی این همکاری محسوب میشود. تنگه بابالمندب و خلیج عدن از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان هستند که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکنند و مسیر حیاتی انتقال انرژی و تجارت جهانی بهشمار میروند. حضور دو گروه در دو سوی این آبراه، همکاری را از نظر راهبردی سودمند ساخته است. این وضعیت امکان دسترسی به مسیرهای مشترک دریایی، شبکههای قاچاق و زیرساختهای لجستیکی را فراهم میکند که میتواند در قاچاق سلاح، تجارت غیرقانونی و حمله به کشتیهای تجاری بهکار رود.
برای حوثیها، این رابطه نوعی تنوعبخشی راهبردی ایجاد میکند و وابستگی آنان به پشتیبانی مالی و لجستیکی ایران را کاهش میدهد. در مقابل، الشباب از دسترسی به فناوریها و تجربیات حوثیها در حوزه پهپاد، موشک و عملیات هماهنگ بهره میبرد. این همکاری همچنین منابع درآمدی تازهای از طریق دزدی دریایی، قاچاق، اخاذی و کنترل بنادر ایجاد میکند.
گسترش این روابط نشاندهنده تحول گستردهتری در ساختار گروههای مسلح غیردولتی است. با افزایش فشار بر شبکههای وابسته به ایران، این گروهها بهجای اتکای کامل به حمایت متمرکز تهران، بهسوی ائتلافهای عملگرایانه و انعطافپذیر حرکت میکنند. همکاری حوثیها با الشباب، شاخههای القاعده و شبکههای مجرمانه دریایی نشان میدهد که مزیت عملیاتی و بقا بر همسویی ایدئولوژیک اولویت یافته است. این روند، محیط امنیتی منطقه را پیچیدهتر و بیثباتتر میکند و تهدیدی مستقیم برای امنیت کشتیرانی و اقتصاد جهانی بهوجود میآورد./ منبع



