کابوس کارتری ترامپ در ایران
شرایط نظامی و سیاسی برای خارج کردن اورانیوم ایران برای هیچ گروه نظامی ممکن نبود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کابوس کارتری ترامپ در ایران» نوشته مایکل هریسون (Michael Harrison) در فارن پالیسی این فوکِس (Foreign Policy In Focus) منتشر شده است. بررسی اظهارات دونالد ترامپ درباره احتمال عملیات نظامی برای دستیابی به اورانیوم غنیشده ایران، استدلال میکند که محدودیتهای عملیاتی و سیاسی گزینه نظامی بار دیگر اهمیت دیپلماسی، راستیآزمایی و نظارت بینالمللی را در مدیریت پرونده هستهای ایران برجسته کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
زمانی که ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال اعزام نیروهای عملیات ویژه آمریکا به ایران برای خارج کردن ذخایر اورانیوم غنیشده گفت چنین گزینهای بررسی شده، اما او نخواسته است به «جیمی کارتر» تبدیل شود. این اشاره به عملیات «پنجه عقاب» در سال ۱۹۸۰ بازمیگردد؛ مأموریت ناموفق آمریکا برای آزادسازی گروگانهای خود در ایران که به کشته شدن هشت نظامی آمریکایی انجامید و در حافظه راهبردی واشنگتن به نمادی از فاصله میان فشار سیاسی و واقعیتهای عملیاتی تبدیل شد.
هرچند ترامپ همچنان تأکید میکند که آمریکا در صورت اراده میتواند به اورانیوم ایران دست یابد و تهران قادر به جلوگیری از آن نخواهد بود، اما اشاره او به تجربه کارتر نشان میدهد که چنین اقدامی با پیچیدگیها و خطرات فراوان همراه است. میان ادعای توانایی انجام عملیات و اجرای واقعی آن در خاک ایران فاصله زیادی وجود دارد. چنین مأموریتی مستلزم شناسایی، ایمنسازی، انتقال و حفاظت از مواد هستهای در تأسیسات آسیبدیده یا مستحکم است و میتواند همزمان به بحران گروگانگیری، عملیات نجات و جنگی گستردهتر منجر شود.
این مسئله اهمیت ویژهای دارد، زیرا آمریکا و اسرائیل حملات خود به ایران را اقدامی تعیینکننده معرفی کرده بودند، اما آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنان نتوانسته سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای پایین و بالا، از جمله مواد غنیشده تا سطح ۶۰ درصد را بهطور کامل راستیآزمایی کند. همچنین بنیامین نتانیاهو اعلام کرده است که تا زمانی که اورانیوم غنیشده در ایران باقی بماند، نمیتوان جنگ را پایانیافته تلقی کرد. از این منظر، اگر هدف اصلی حذف یا تعیین تکلیف این ذخایر بوده است، حملات هوایی نتوانسته این مسئله را حل کند.
نگرانیها درباره اورانیوم ۶۰ درصدی ایران جدی است و تهران بر اساس تعهدات پادمانی خود موظف به شفافیت است. با این حال، استفاده از فشار نظامی نظارت بر این برنامه را دشوارتر کرده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داده که از دست رفتن «تداوم دانش» درباره مواد هستهای اعلامشده ایران باید فوراً جبران شود. بمباران ممکن است به تأسیسات آسیب برساند، اما قادر نیست زنجیرهای قابل اعتماد برای کنترل و نظارت بر مواد هستهای ایجاد کند و حتی ممکن است انگیزه بیشتری برای پنهانسازی این مواد به وجود آورد.
در ادامه، به گزارشی از خبرگزاری رویترز اشاره میشود که بر اساس آن در جریان یک عملیات نجات خدمه یک جنگنده ساقطشده آمریکایی در ایران، دو فروند هواپیمای MC-130 دچار نقص فنی شدند و حدود ۱۰۰ نیروی عملیات ویژه آمریکا در معرض خطر قرار گرفتند. نیروهای آمریکایی ناچار شدند تجهیزات و بالگردهای از کار افتاده را منهدم کنند تا به دست طرف مقابل نیفتد. اگر نجات یک خدمه نظامی تا این اندازه خطرناک بوده، عملیات گسترده برای تصرف مواد هستهای که به حضور طولانیمدت، تجهیزات سنگین و استقرار زمینی نیاز دارد، با خطرات بسیار بیشتری همراه خواهد بود.
منافع ملی آمریکا نه در حفظ وجهه سیاسی رهبران، بلکه در جلوگیری از گسترش هستهای، محدود کردن جنگ، حفاظت از نیروهای آمریکایی، ثبات بازارهای انرژی و تقویت نقش کنگره در تصمیمگیریهای مربوط به جنگ و صلح نهفته است. تجربه عملیات ناموفق «پنجه عقاب» باید هشداری درباره خطرات اعتماد بیش از حد به قدرت نظامی باشد. ایران کشوری بزرگ با زیرساختهای مستحکم، توان دفاعی قابل توجه و حافظه تاریخی نسبت به مداخلات خارجی است و به همین دلیل مذاکره و راستیآزمایی، واقعبینانهترین مسیر برای مدیریت پرونده هستهای و جلوگیری از بحرانی است که ترامپ خود از وقوع آن ابراز نگرانی کرده است./منبع



