چرا توافق ایران و آمریکا راهبرد اسرائیل را به چالش میکشد؟
اسرائیل می داند که هرگونه توافق بین ایران و واشنگتن که تنشها را کاهش دهد، در زمینههای سیاسی و نظامی به ضرر آن است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا توافق ایران و آمریکا راهبرد اسرائیل را به چالش میکشد؟» نوشته هانی هزیمه (Hani Hazaimeh) در عربنیوز (Arab News) منتشر شده است. پیشرفت دیپلماسی میان تهران و واشنگتن میتواند بسیاری از مبانی راهبردی و سیاسی مورد اتکای بنیامین نتانیاهو را تضعیف کرده و موازنه میان گزینه تقابل و گفتوگو در غربآسیا را تغییر دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با ادامه پیشرفت تدریجی تلاشهای دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران، بیش از پیش آشکار شده است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، احتمال دستیابی آمریکا و ایران به یک توافق موفق را نه یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه یک شکست راهبردی برای خود میداند. او طی سالها بخش مهمی از برنامه منطقهای و بینالمللی خود را بر معرفی ایران بهعنوان تهدیدی وجودی بنا کرده که تنها از طریق فشار، انزوا و تهدید مستمر نظامی قابل مهار است. دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران این روایت را به چالش میکشد و نشان میدهد که دیپلماسی، هرچند ناقص، میتواند به نتایجی دست یابد که سالها رویارویی از تحقق آن ناتوان بوده است؛ از جمله کاهش تنشها، ایجاد کانالهای ارتباطی و کاستن از خطر وقوع جنگی گسترده در منطقه.
به همین دلیل انتظار میرود نتانیاهو از همه ابزارهای سیاسی، دیپلماتیک و رسانهای در اختیار خود برای تضعیف هر توافق احتمالی استفاده کند. هدف او صرفاً انتقاد از مفاد توافق نیست، بلکه جلوگیری از تثبیت آن و بازگرداندن طرفها به چرخه بیاعتمادی و تقابلی است که دههها بر روابط حاکم بوده است. نتانیاهو سابقهای طولانی در مخالفت با تعامل دیپلماتیک با تهران دارد و از سخنرانیهای عمومی و کارزارهای لابیگری گرفته تا ارتباط مستقیم با قانونگذاران آمریکایی، همواره علیه مذاکراتی که بتواند روابط ایران و غرب را عادیتر کند، موضع گرفته است. محاسبه او نیز تغییری نکرده است؛ زیرا تداوم وضعیت تقابل با ایران، جایگاه راهبردی اسرائیل را تقویت کرده و توجه بینالمللی را بر تهران متمرکز نگه میدارد.
از نگاه نتانیاهو، موفقیت یک توافق میان آمریکا و ایران شامل دو جنبه از شکست سیاسی است. نخست، خود توافق که با کاهش خصومت میان واشنگتن و تهران، استدلال مبتنی بر ضرورت فشار نظامی را تضعیف میکند، توان اسرائیل برای جلب حمایت جهانی از اقدامات تهاجمی علیه ایران را محدود میسازد و احتمال رویارویی گسترده منطقهای را کاهش میدهد. دومین جنبه به گزارشهایی مربوط میشود که تلاشهای آمریکا برای مهار تنش در لبنان را بخشی از چارچوبی گستردهتر از تفاهمات با تهران میدانند. اگر واشنگتن بتواند دامنه عملیات نظامی را محدود کرده و از گسترش جنگ در جبهه لبنان جلوگیری کند، توان اسرائیل برای شکلدهی به تحولات منطقه از طریق تشدید نظامی کاهش خواهد یافت.
این وضعیت نتانیاهو را در موقعیت دشواری قرار میدهد. او نهتنها با تیم مذاکرهکننده ایران، بلکه با دولتی در آمریکا روبهرو است که به نظر میرسد بیش از گذشته به جلوگیری از یک درگیری طولانی دیگر در غربآسیا علاقهمند است. هرچند واشنگتن و تهران همچنان با اختلافات عمیق مواجهاند، اما هر دو طرف هزینههای سنگین تشدید تنش را درک میکنند. کشورهای حوزه خلیج فارس و بسیاری از کشورهای عربی نیز بارها حمایت خود را از راهحلهای دیپلماتیک به جای رویارویی نظامی اعلام کردهاند، زیرا امنیت، اقتصاد و برنامههای توسعهای آنان به ثبات وابسته است و تمایلی ندارند قربانی رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی شوند.
تلاش برای تخریب روند دیپلماسی باید موجب نگرانی همه کشورهای منطقه باشد، زیرا غربآسیا طی دههها درگیری، جنگهای نیابتی و رقابتهای سیاسی هزینههای سنگینی پرداخته است. هر فرصت ازدسترفته برای گفتوگو به بیثباتی، ویرانی و نااطمینانی بیشتر منجر شده است. هیچ توافقی کامل نخواهد بود و حتی در صورت دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران، اختلافات جدی و چالشهای اجرایی پابرجا خواهند ماند. با این حال، دیپلماسی نباید با معیار دستنیافتنی کمال سنجیده شود، بلکه باید با گزینه جایگزین آن مقایسه شود؛ گزینهای که شامل ازسرگیری تقابل، گسترش عملیات نظامی، تشدید قطببندی منطقهای و افزایش خطر جنگی فراگیر است.
نتانیاهو ممکن است برای جلوگیری از توافق از همه ظرفیتهای خود، از بسیج متحدان سیاسی تا تشدید نگرانیها و ایجاد موانع مختلف، بهره بگیرد. اما پرسش اصلی این است که آیا کشورهای منطقه بار دیگر اجازه خواهند داد مخالفان دیپلماسی آینده آن را تعیین کنند یا خیر. غربآسیا اکنون در نقطه انتخاب میان تشدید تنش و تعامل قرار دارد. در حالی که حامیان رویارویی دائمی همچنان با مصالحه مخالفت خواهند کرد، برای منطقهای که از درگیریهای مداوم خسته شده است، موفقیت دیپلماسی، حتی اگر ناقص باشد، چشماندازی امیدوارکنندهتر از تداوم جنگها ارائه میدهد. اگر توافقی حاصل شود، مهمترین دستاورد آن شاید نه مفاد مکتوبش، بلکه اثبات این واقعیت باشد که گفتوگو همچنان میتواند بر کسانی که از بحرانهای بیپایان سود سیاسی میبرند، غلبه کند./منبع



