چرا دیوان عالی آمریکا در حال گشودن دست رئیسجمهور است؟
دیوان عالی با رویکردی جدید، دامنه قدرت رئیسجمهور را در آمریکا بهطور چشمگیری گسترش میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا دیوان عالی در حال گشودن دست ریاستجمهوری است؟» نوشته کیت شاو (Kate Shaw) در نیویورک تایمز(New York Times)، به بررسی تغییر رویکرد دیوان عالی آمریکا در مواجهه با اختیارات ریاستجمهوری و افزایش سطح همراهی قضات محافظهکار با تصمیمات دولت در دوره جدید میپردازد و این روند را نشانهای از تضعیف کنترلهای حقوقی بر قدرت اجرایی و تغییر توازن میان نهادهای حکمرانی ارزیابی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در سالهای اخیر، رویکرد دیوان عالی آمریکا نسبت به اختیارات ریاستجمهوری دستخوش تغییر قابل توجهی شده و این تغییر بهویژه در دوره جدید ریاستجمهوری دونالد ترامپ آشکارتر شده است. مجموعهای از تصمیمات قضایی اخیر نشان میدهد که این نهاد عالی قضایی در موارد متعدد، زمینه را برای اجرای سیاستهای گسترده دولت در حوزه مهاجرت و امنیت داخلی فراهم کرده است؛ حتی در شرایطی که درباره رعایت کامل الزامات قانونی یا انگیزههای پشت این تصمیمات تردیدهای جدی وجود دارد. یکی از نمونههای مهم، اجازه اجرای لغو وضعیت حفاظت موقت برای صدها هزار مهاجر از کشورهای مختلف است که پیامدهای انسانی گستردهای به همراه دارد و بهعنوان یکی از بزرگترین اقدامات حذف وضعیت اقامتی در تاریخ معاصر آمریکا شناخته میشود.
این روند در ادامه بحثی گستردهتر درباره علت تغییر رفتار دیوان عالی نسبت به دوره اول و دوم ریاستجمهوری ترامپ قرار میگیرد. در دوره نخست، همین نهاد در موارد مهمی همچون تلاش برای افزودن سؤال شهروندی به سرشماری یا لغو برنامه حمایت از مهاجران موسوم به DACA، با دولت مخالفت کرد و حتی در برخی موارد، استدلالهای دولت را فاقد صداقت یا مبتنی بر اهداف پنهان ارزیابی نمود. در آن دوره، نوعی نظارت فعالتر بر تصمیمات اجرایی دیده میشد که مانع از پیشبرد برخی سیاستهای جنجالی میشد.
اما در دوره جدید، الگوی متفاوتی شکل گرفته است. مجموعهای از تصمیمات بدون استدلالهای تفصیلی در قالب رویههای فوری قضایی، به دولت اجازه داده تا سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی، اخراجهای گسترده و محدودیتهای حقوقی را با موانع کمتری اجرا کند. این تغییر رویکرد، بهویژه در پروندههایی که به تبعیض احتمالی یا نقض تعهدات بینالمللی مربوط میشود، باعث شده برخی تحلیلگران از نوعی افزایش انعطاف دیوان عالی در برابر قدرت اجرایی سخن بگویند.
در این میان، نقش رئیس دیوان عالی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که در گذشته برخی آرای او نقش محدودکننده بر قدرت ریاستجمهوری داشت، در وضعیت کنونی او کمتر در برابر تصمیمات دولت موضع انتقادی اتخاذ میکند و این امر به تقویت موقعیت حقوقی قوه مجریه منجر شده است. همزمان، استفاده گسترده از «دکترین اورژانسی» یا تصمیمات سریع بدون رأیگیری علنی، موجب کاهش شفافیت در روند تصمیمگیری قضایی شده است.
این روند پیامدهای مهمی برای توازن قوا در نظام سیاسی آمریکا دارد. گسترش دامنه اختیارات رئیسجمهور، بهویژه در حوزه مهاجرت، میتواند به تضعیف سازوکارهای نظارتی و افزایش امکان اجرای سیاستهای بحثبرانگیز منجر شود. همچنین این وضعیت نگرانیهایی درباره امکان سوءاستفاده از قدرت اجرایی و کاهش حمایتهای حقوقی از گروههای آسیبپذیر ایجاد کرده است.
در نهایت، مسئله اصلی نه صرفاً تصمیمات فردی، بلکه تغییر تدریجی در فلسفه حقوقی دیوان عالی است؛ تغییری که به نظر میرسد در حال بازتعریف مرزهای قدرت ریاستجمهوری در یکی از مهمترین دموکراسیهای جهان است و میتواند پیامدهای بلندمدتی برای ساختار حکمرانی و حقوق اساسی شهروندان داشته باشد./منبع



