جاهطلبی چین برای نظم نوین جهانی؛ رؤیاپردازی بدون هزینه؟
چین با ارائه یک بیانیه جامع، چشمانداز خود را برای یک نظم نوین جهانی چندقطبی و با محوریت سازمان ملل و جنوب جهانی ترسیم کرده است، اما به دلیل محدودیتهای مالی، حاضر به پرداخت هزینههای رهبری جهانی نیست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جاهطلبی چین برای نظم نوین جهانی؛ رؤیاپردازی بدون هزینه؟» به قلم یو جی (Yu Jie) در چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل «بیانیه سفید» جدید چین در مورد حکمرانی جهانی میپردازد و استدلال میکند که پکن با وجود ارائه یک چشمانداز منسجم برای بازآرایی نظم جهانی، به دلیل محدودیتهای اقتصادی داخلی، تمایلی به تعهد منابع مالی لازم برای تحقق این جاهطلبیها را ندارد و در عوض، به دنبال اعمال نفوذ از طریق قدرت هنجاری است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در حالی که توجه جهان به جنگهای غرب آسیا و اوکراین معطوف است، پکن هفته گذشته بیانیهای جامع در مورد آینده نظم بینالمللی منتشر کرد. این بیانیه ۴۵ صفحهای با عنوان «حکمرانی جهانی عادلانهتر و منصفانهتر: اصول، پیشنهادات و اقدامات چین»، همزمان با انتشار نسخهپیچیهای گروه هفت برای امور جهانی منتشر شد. این سند، نشاندهنده تحول چین از یک شرکتکننده صرف در نظام بینالملل به معمار یک نظم نوین جهانی است. اهمیت این بیانیه نه در ایدههای انقلابی جدید، بلکه در تحکیم و یکپارچهسازی مضامین دیپلماتیک دیرینه پکن در یک چشمانداز منسجم برای بازآرایی حکمرانی جهانی است. در هسته این بیانیه، سه گزاره به هم پیوسته قرار دارد: حرکت به سوی یک نظم واقعاً چندقطبی، حفظ سازمان ملل به عنوان نهاد مرکزی حکمرانی بینالمللی، و افزایش نفوذ «جنوب جهانی» در تعیین قوانین و اولویتهای جهانی. این ایدهها فراخوانی آشکار برای توزیع مجدد قدرت در نظام بینالملل کنونی است. با این حال، این سند یک تناقض چشمگیر را نیز آشکار میکند: در حالی که چین بهطور فزایندهای خود را قهرمان اصلاحات حکمرانی جهانی و مدافع چندجانبهگرایی معرفی میکند، همچنان در مورد تعهد منابع مالی در مقیاسی که از لحاظ تاریخی با رهبری جهانی مرتبط بوده، محتاط است.
زمانبندی انتشار این بیانیه تصادفی نیست. این سند در لحظهای منتشر میشود که به نظر میرسد واشنگتن بهطور فزایندهای تمایل کمتری به دوش کشیدن بارهای رهبری بینالمللی دارد. چین به وضوح یک فرصت را در اینجا میبیند و بارها خود را به عنوان مدافع نظم مبتنی بر سازمان ملل در برابر یکجانبهگرایی و سیاستهای قدرتمحور معرفی میکند. پیام این است که حکمرانی جهانی نباید برچیده شود، بلکه باید بازآرایی شود تا واقعیتهای قدرت معاصر را بهتر منعکس کند. ذینفعان این بازآرایی، کشورهای جنوب جهانی خواهند بود. چین خود را هم به عنوان عضو و هم نماینده این گروه گسترده معرفی میکند و بر نمایندگی بیشتر کشورهای در حال توسعه در نهادهای بینالمللی تأکید میکند. اما رهبری در امور بینالملل به چیزی بیش از ایدهها و لفاظیها نیاز دارد؛ به منابع نیز نیاز دارد. از لحاظ تاریخی، هر معمار بزرگ نظم بینالمللی، بهای قابل توجهی برای این نقش پرداخته است. بیانیه سفید چین در این زمینه به طرز محسوسی کمتر مشخص است و هیچ تعهد مالی جدید و بزرگی برای تحقق این جاهطلبیها ارائه نمیدهد.
این کمبود، با توجه به شرایط اقتصادی خود چین، به ویژه قابل توجه است. رشد کندتر و تمرکز داخلی بر پیشرفت فناوری، تمایل پکن را برای تعهدات پرهزینه خارجی محدود کرده است. دوران هزینههای دولتی برای ابتکار «کمربند و جاده» به پایان رسیده و با رویکردی محتاطانهتر جایگزین شده است. در نتیجه، چین به نظر میرسد بین جاهطلبی و خویشتنداری گرفتار شده است. با این حال، شاید این دقیقاً همان چیزی است که چین میخواهد. سیاستگذاران چینی مدتهاست اصرار دارند که چین به دنبال هژمونی نیست. پکن به دنبال ارائه یک طرح مارشال ۲.۰ نیست، بلکه به دنبال نوع دیگری از نفوذ است: نفوذی که ریشه در تجربه توسعه گذشته و مشروعیت نهادی موجود دارد. از این منظر، این بیانیه کمتر در مورد هژمونی مالی و بیشتر در مورد اعمال قدرت هنجاری است. چین به دنبال آن است که نحوه تفکر دیگران در مورد حاکمیت، توسعه، امنیت و توزیع قدرت را شکل دهد. بلندپروازی آن لزوماً جایگزینی آمریکا به عنوان تأمینکننده اصلی کالاهای عمومی جهانی نیست، بلکه بازتعریف اصولی است که بر اساس آن این کالاها اداره و تخصیص داده میشوند. چین در حال ارائه زبان جدیدی برای نظم بینالمللی به جهان است. سوال این است که آیا ابزارهای لازم برای تحقق این نظم را نیز فراهم خواهد کرد؟./منبع



