جهانخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

ایران پس از جنگ؛ با اعتمادبه‌نفس، اما بدون تغییر

جنگ با آمریکا و اسرائیل، با تقویت اعتماد به نفس ایران در توانایی بازدارندگی خود و نمایان ساختن محدودیت‌های چتر امنیتی آمریکا، ممکن است به شکل‌گیری نظم جدیدی در غرب آسیا منجر شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران پس از جنگ؛ با اعتمادبه‌نفس، اما بدون تغییر» به قلم جورجیو کافیرو (Giorgio Cafiero) در نیوعرب(The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که جنگ اخیر، ضمن تقویت اعتماد به نفس ایران در قابلیت‌های بازدارندگی‌اش، محرک‌های اصلی سیاست خارجی این کشور را تغییر نداده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

با وجود پیشرفت‌های گزارش‌شده در دور اول مذاکرات میان آمریکا و ایران در سوئیس، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد همچنان شکننده است. باقی‌مانده دوره مذاکراتی ۶۰ روزه احتمالاً پرتلاطم خواهد بود و تهدیدهای نظامی مجدد از سوی دونالد ترامپ و تلاش‌های اسرائیل برای خرابکاری در دیپلماسی آمریکا و ایران در لبنان، می‌تواند مسیر پیش رو را پیچیده کند. با این حال، بسیاری از ناظران پیش‌بینی می‌کنند که این درگیری و مذاکرات متعاقب آن، می‌تواند ظهور یک نظم منطقه‌ای جدید در غرب آسیا را تسریع بخشد. در حالی که جنگ، برداشت‌ها از قدرت، آسیب‌پذیری و بازدارندگی را تغییر داده، بعید است که محرک‌های اصلی سیاست خارجی تهران تغییر کند. ایران احتمالاً از این دوره با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به اثربخشی قابلیت‌های بازدارندگی خود خارج خواهد شد. در طول درگیری، ایران توانایی خود را برای منطقه‌ای و بین‌المللی کردن سریع جنگ و تحمیل هزینه‌های قابل توجه به دشمنانش نشان داد. اقداماتی مانند بستن تنگه هرمز و پرتاب موشک و پهپاد به سمت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، توانایی تهران برای اعمال فشار فراتر از مرزهای خود را حتی در زمان حملات شدید آمریکا و اسرائیل به اثبات رساند.

در آینده، تنگه هرمز قرار است به ستون مرکزی‌تری در راهبرد بازدارندگی تهران تبدیل شود و این امر به طور بالقوه ایران را جسورتر کرده و اهرم فشار آن را در تقابل‌های آتی افزایش خواهد داد. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد پادشاهی‌های عرب خلیج فارس به بهبود روابط با تهران، اولویت دادن به ثبات منطقه‌ای و توسعه اقتصادی به جای رویارویی، متعهد هستند. در عین حال، حملات ایران به اهداف خلیج فارس در طول جنگ، احتمالاً سوءظن‌ها را در میان مقامات و شهروندان این کشورها عمیق‌تر خواهد کرد. یک سؤال اصلی که از این درگیری ناشی می‌شود این است که آیا کشورهای شورای همکاری خلیج فارس وابستگی خود به ایالات متحده به عنوان ضامن امنیتی را کاهش خواهند داد یا خیر. جنگ، بسیاری از سیاست‌گذاران در کشورهای عربی خلیج فارس را وادار به ارزیابی مجدد اعتبار و کارایی چتر امنیتی آمریکا کرده است. همسایگان ایران اکنون دیده‌اند که ایران می‌تواند آسیب قابل توجهی به آنها وارد کند و چتر امنیتی آمریکا محدودیت‌های خود را دارد. شیرین هانتر، دیپلمات سابق ایرانی، معتقد است که یک سناریوی خوش‌بینانه این است که هر دو طرف به جای درخواست از آمریکا یا اسرائیل برای حل مشکل ایران، تلاش کنند به نوعی تفاهم با ایران دست یابند.

در عرصه داخلی، با وجودی که سپاه پاسداران احتمالاً با نفوذ سیاسی بیشتری از تحولات اخیر خارج خواهد شد، حکومت‌داری چالش‌هایی بسیار متفاوت از امنیت و جنگ را به همراه دارد. رهبری ایران احتمالاً تشخیص خواهد داد که بازگشت به تاکتیک‌های تندروانه گذشته، با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی چند دهه اخیر، نتیجه معکوس خواهد داشت. خوان کول، استاد تاریخ دانشگاه میشیگان، معتقد است که هنوز مشخص نیست که آیا سپاه سیاست‌گذاری می‌کند یا خیر؛ در غیر این صورت، احتمالاً هیچ مذاکره‌ای با آمریکا وجود نداشت. چالش‌های اقتصادی نیز احتمالاً پابرجا خواهند ماند. اگرچه مذاکرات با واشنگتن می‌تواند تسکین کوتاه‌مدتی را فراهم کند.. در نهایت، متغیر تعیین‌کننده این نیست که آیا ایران تغییر کرده است، بلکه این است که آیا گشایش دیپلماتیک ایجاد شده توسط تفاهم‌نامه می‌تواند دوام بیاورد و به نوعی تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا منجر شود یا خیر. اگر چنین شود، ممکن است یک تعادل منطقه‌ای باثبات‌تر ظهور کند. اگر شکست بخورد، همان پویایی‌های بازدارندگی و رقابت‌های حل‌نشده‌ای که درگیری اخیر را شعله‌ور کرد، می‌تواند به سرعت غرب آسیا را به سمت جنگ بازگرداند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا