اروپاامنیت و دفاع

توافق لبنان و اسرائیل؛ بسیار بدتر از آنچه انتظار می‌رفت

توافق چارچوب اخیر میان لبنان و اسرائیل، با گره زدن عقب‌نشینی اسرائیل به خلع سلاح حزب‌الله و سلب حق لبنان برای پیگیری‌های حقوقی، حاکمیت ملی و منافع لبنان را به شدت تضعیف کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق لبنان و اسرائیل؛ بسیار بدتر از آنچه انتظار می‌رفت» به قلم معن البیاری (Maen al-Bayyari) در نیوعرب(The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل انتقادی توافق چارچوب اخیر میان لبنان و اسرائیل می‌پردازد و استدلال می‌کند که این توافق، با وجود فشارهای آمریکا، نه تنها منافع ملی لبنان را تأمین نمی‌کند، بلکه حاکمیت این کشور را نیز تضعیف کرده و آن را در معرض خطر درگیری‌های داخلی قرار می‌دهد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

هیچ‌کس انتظار نداشت که مذاکرات لبنان و اسرائیل در واشنگتن، به میزبانی وزارت خارجه آمریکا، به یک توافق منجر شود. حتی آن دسته از ما که میانه‌رو محسوب می‌شویم، ممکن بود یک معامله دردناک را بپذیریم، اگر این توافق لبنان و غیرنظامیان لبنانی را از خشونت روزانه اسرائیل نجات می‌داد، اما توافقی که جمعه شب اعلام شد، صرفاً بد نیست؛ بلکه بسیار بدتر از توافق بدی است که بسیاری آماده تحمل آن بودند. این توافق از حوزه تأسف‌بار به حوزه غیرقابل‌تحمل پا گذاشته است. این سند که به عنوان یک توافق چارچوب توصیف شده، حاوی زبانی است که به وضوح لبنان را به سمت «پایان دادن به درگیری» با اسرائیل سوق می‌دهد. بنابراین، اغراق‌آمیز نیست اگر بگوییم این توافق کمتر شبیه یک ترتیب فنی و بیشتر شبیه یک آستانه سیاسی است: شاید به سمت یک معاهده صلح، شاید به سمت یک پیمان عدم تجاوز و شاید به عکسی در ماه آینده از رئیس‌جمهور ژوزف عون در کنار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر دولت اشغالگر، تحت حمایت دونالد ترامپ در کاخ سفید منجر شود.

واکنش پیروزمندانه اسرائیل به این توافق و همچنین شکاف میان زبان سند و جشن رسمی حاکمیت در لبنان، تنها به سوءظن‌ها دامن می‌زند. در بیانیه‌های رئیس‌جمهور عون و نخست‌وزیر نواف سلام، حاکمیت آن‌قدر تکرار می‌شود که شبیه به یک شعر سیاسی به نظر می‌رسد: در لحظه هیجان‌انگیز، اما به محض شنیده شدن، محو می‌شود. چرا لبنان رسماً توافقی را پذیرفته که به نظر می‌رسد عقب‌نشینی اسرائیل از خاک لبنان را به خلع سلاح حزب‌الله مشروط می‌کند، آن هم بدون یک جدول زمانی مشخص؟ چرا لبنان به نام حسن نیت، با «توقف تمامی اقدامات خصمانه یا مضر در مجامع سیاسی یا حقوقی بین‌المللی» موافقت کرده است؟ و چرا باید به اسرائیل، با سابقه طولانی نقض حدود قانونی، اخلاقی و بشردوستانه، اعتماد کرد که به معامله‌ای که سازوکارهای اجرایی آن مبهم است، پایبند بماند؟ این نقطه ضعف اصلی توافق است. این توافق، تعهد عینی اسرائیل یعنی عقب‌نشینی از خاک لبنان را به تعهدی از سوی لبنان گره می‌زند که دولت ممکن است قادر به اجرای آن نباشد. نتیجه احتمالی، حاکمیت نیست، بلکه وضعیتی است که در آن عقب‌نشینی اسرائیل به طور نامحدود به تعویق می‌افتد، در حالی که لبنان میان اشغال، فلج داخلی و فشار خارجی گرفتار می‌ماند.

مخالفت حزب‌الله با این توافق و اصرار بر اینکه چنین توافقی وجود ندارد، تنها این نکته را برجسته‌تر می‌کند. معضل قدیمی دولت لبنان با قدرتی آشنا بازگشته است: از آن خواسته می‌شود به عنوان یک مرجع حاکم عمل کند، در حالی که ابزارهای حاکمیت را در اختیار ندارد. هیئت لبنانی بدون حمایت معنادار عربی وارد پنج دور مذاکره شد. شجاعت در اتاق مذاکره نمی‌تواند جبران‌کننده آسیب‌پذیری در خارج از آن باشد. به نظر می‌رسد لبنان در رقابت با ساعت دیگری نیز بوده است: تفاهم‌نامه نوظهور اسلام‌آباد میان واشنگتن و تهران. بیروت می‌خواست نشان دهد که لبنان یک کشور مستقل است، ایران نمی‌تواند از طرف آن صحبت کند و عقب‌نشینی اسرائیل از خاک لبنان نمی‌تواند با باز یا بسته شدن تنگه هرمز معامله شود. اینها اهداف مشروعی هستند. اما اهداف مشروع، یک معامله ناقص را توجیه نمی‌کنند. یک توافق بهتر ممکن بود. حتی یک توافق بد نیز ممکن بود قابل دفاع باشد، اگر محدودتر، واضح‌تر و موقتی‌تر بود: یک امتیاز ضروری به شرایط، که تا زمانی که تاریخ اجازه بهتری را بدهد، تحمل می‌شد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا