بنت، شریک جنگهای شخصی نتانیاهو نباش
یک تحلیلگر اسرائیلی از نفتالی بنت میخواهد تا با مخالفت با جنگافروزیهای نتانیاهو که با اهداف شخصی صورت میگیرد، مانع از یک فاجعه استراتژیک برای اسرائیل شود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بنت، شریک جنگهای شخصی نتانیاهو نباش» به قلم دیمیتری شومسکی (Dmitry Shumsky) در هاآرتص (Haaretz) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که حمله اخیر به ضاحیه، نه با اهداف نظامی، بلکه برای به تأخیر انداختن دادگاه فساد نتانیاهو صورت گرفته و یک شکست استراتژیک برای اسرائیل بوده است. نویسنده از نفتالی بنت میخواهد تا با رهبری یک کارزار عمومی، مانع از تکرار چنین اقداماتی برای برهم زدن انتخابات آینده شود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
جای تعجب نیست که در جریان تبادل آتش میان ایران و اسرائیل در دو هفته پیش، نفتالی بنت، نخستوزیر سابق، خواستار «اقدام قاطعانه» اسرائیل شد. به هر حال، بنت یک راستگراست و نقش راستگرایان در اسرائیل این است که در هر فرصت عملیاتی، اولین کسانی باشند که برای نمایش قدرت نظامی کف میزنند. اما حتی به عنوان نماینده جناحی که امنیت و ارتش همیشه برایش اولویت اصلی بوده، او باید با دستور نتانیاهو برای حمله به ضاحیه در آن زمان و شرایط خاص مخالفت میکرد. زیرا این حمله، از منظر صرفاً عملیاتی، یک حرکت غیرقابل قبول بود که به ضربهای سخت و اساسی به امنیت ملی اسرائیل منجر شد. حمله به ضاحیه، همانطور که یوسی ورتر، تحلیلگر هاآرتص، توضیح داد، هیچ هدف نظامی نداشت. هدف واقعی آن، به تأخیر انداختن بخشی از دادگاه فساد نتانیاهو به مدت پنج هفته، از طریق برافروختن جنگی دیگر با ایران بود. این اقدام عجیب، شرمآور و مجرمانه از سوی متهم شماره یک، یعنی تلاش برای استفاده از ارتش و شهروندان اسرائیل به عنوان سپر محافظ در برابر قضات، علاوه بر همه اینها، به یک شکست امنیتی شرمآور نیز تبدیل شد.
ایرانیها به تهدید خود مبنی بر پاسخ به حملات به ضاحیه عمل کردند و پس از پاسخ متقابل اسرائیل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، سوت پایان را به صدا درآورد. نتیجه غمانگیز این بازی «این به آن در» این بود که ایران توانست معادله جدیدی را تثبیت کند: «اگر اسرائیل به بیروت شلیک کند، ایران به اسرائیل شلیک میکند»، آن هم بدون پرداخت هیچ هزینه واقعی. این دستاورد برای ایران، در کنار موفقیتش در تبدیل کنترل بر تنگه هرمز به یک دارایی نظامی مشروع، قرار میگیرد. پیشبینی این نتیجه فاجعهبار برای امنیت اسرائیل دشوار نبود. به هر حال، ترامپ از همان ابتدا روشن کرده بود که علاقهای به حمله اسرائیل به بیروت ندارد و نمیخواهد که یک درگیری طولانیمدت دوباره شعلهور شود. اسرائیل باید گزینه بد را از بدتر انتخاب میکرد و از حمله خودداری مینمود. اگر چنین میشد، اسرائیل میتوانست با قدرت به حملات حزبالله به شهرکهای شمالی خود پاسخ دهد.
با این حال، وقتی زمانبندی حملات توسط ملاحظاتی که هیچ ارتباطی با عملیات نظامی ندارند، دیکته میشود و وقتی رئیس ستاد ارتش، ترسیده و بیکفایت، نمیتواند قاطعانه به بیفایده بودن نظامی «جنگهای دادگاه نتانیاهو» اشاره کند، احتمال یک فاجعه ژئواستراتژیک تقریباً قطعی است. سؤال این است که آیا نقش طبیعی یک عضو راست ملیگرا، مانند بنت، این نیست که اولین کسی باشد که علیه استفاده از ارتش به عنوان ابزاری برای اهداف شخصی هشدار دهد؟ این سؤالات با توجه به این فرض که حمله نتانیاهو به ضاحیه نوعی آزمایش بوده، اهمیت بیشتری مییابد: راهی برای سنجش واکنش عمومی قبل از اینکه او احتمالاً با شعلهور کردن مجدد یک درگیری منطقهای، انتخابات را مختل کند. بنت راهحل را در دستان خود دارد: او باید فوراً یک کارزار عمومی-امنیتی را آغاز کند که خواستار خودداری از هرگونه تشدید تنش نظامی قبل از انتخابات باشد. او باید در چنین کارزاری توضیح دهد که نخستوزیری که تنها مأموریتش بقای قانونی خود است، نهتنها برای تصمیمگیریهای عملی در مورد امنیت اسرائیل مناسب نیست، بلکه با تصمیمات نظامی خود، امنیت اسرائیل را به معنای واقعی کلمه به خطر میاندازد. امید است که بنت از این فرصت استفاده کند و اهمیت بازگرداندن راست اسرائیل به ارزشهای «آنچه برای کشور خوب است» به جای «ارزشهای» آنچه برای رهبر و خانوادهاش خوب است را درک کند./منبع



