پایگاههای آمریکا در خلیج فارس؛ متحدان را به اهداف جنگ تبدیل کردهاند
استقرار پایگاههای آمریکا، امنیت کشورهای خلیج فارس را با مخاطرات بیشتری روبهرو کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پایگاههای آمریکا در خلیج فارس؛ متحدان را به اهداف جنگ تبدیل کردهاند» نوشته جنی ویلیامز (Jenny Williams) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor)، پیامدهای امنیتی حضور نظامی آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس را بررسی کرده و استدلال میکند که این حضور، علاوه بر ایجاد بازدارندگی، کشورهای میزبان را به بخشی از میدان تقابل میان واشنگتن و تهران تبدیل کرده و ضرورت بازنگری در معماری امنیتی منطقه را برجسته ساخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
حضور نظامی گسترده آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس طی دهههای گذشته همواره بهعنوان تضمینی برای امنیت این کشورها معرفی شده است. استقرار پایگاههای نظامی، فروش تسلیحات، آموزش نیروهای نظامی و همکاریهای امنیتی، بخشی از راهبردی بوده که هدف آن حفظ ثبات منطقه و بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی عنوان شده است. با این حال، تحولات اخیر نشان داده است که این الگو در کنار مزایای امنیتی، هزینهها و مخاطرات قابلتوجهی نیز برای کشورهای میزبان به همراه دارد.
حملات موشکی و پهپادی ایران به بحرین و کویت در واکنش به حملات آمریکا، این واقعیت را آشکار کرد که در صورت وقوع رویارویی مستقیم میان واشنگتن و تهران، کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا نیز به بخشی از اهداف عملیات تلافیجویانه تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، پایگاههایی که در زمان صلح نماد حمایت امنیتی تلقی میشوند، در زمان جنگ به اهدافی راهبردی برای طرف مقابل تبدیل خواهند شد.
بحرین با میزبانی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و کویت با استقرار هزاران نیروی نظامی آمریکایی، جایگاه مهمی در ساختار نظامی آمریکا در منطقه دارند. همین موقعیت باعث شده است که در صورت تشدید تنشها، زیرساختهای نظامی و حتی بخشهایی از قلمرو این کشورها مستقیماً در معرض تهدید قرار گیرند. در نتیجه، تصمیمهایی که در واشنگتن درباره نحوه مواجهه با ایران اتخاذ میشود، پیامدهای امنیتی مستقیمی برای کشورهای میزبان به همراه خواهد داشت.
این وضعیت پرسشهایی جدی درباره مفهوم «معماری امنیت منطقهای» ایجاد کرده است. اگر این ساختار نتواند از سرایت پیامدهای درگیری میان آمریکا و ایران به خاک کشورهای عربی جلوگیری کند، کارآمدی آن با تردید روبهرو خواهد شد. در عمل، کشورهای کوچک منطقه بخش مهمی از هزینههای راهبردهای قدرتهای بزرگ را متحمل میشوند، در حالی که نقش محدودی در تصمیمگیریهای اصلی دارند.
پیامدهای این وضعیت تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود. شهروندان، کارگران، کارکنان بخشهای خدماتی و ساکنان مناطق نزدیک به پایگاههای نظامی، نخستین گروههایی هستند که آثار تشدید تنشها را تجربه میکنند. اختلال در زندگی روزمره، نگرانیهای امنیتی، آسیبپذیری زیرساختها و افزایش ریسک سرمایهگذاری، بخشی از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این شرایط به شمار میرود.
در عین حال، ایران نیز این پیام را منتقل کرده است که هرگونه استفاده از پایگاههای منطقهای برای انجام عملیات نظامی علیه تهران، پاسخ متقابل را متوجه همان پایگاهها و کشورهای میزبان خواهد کرد. از این منظر، هرچه وابستگی عملیاتی آمریکا به این پایگاهها افزایش یابد، احتمال کشیده شدن کشورهای میزبان به چرخه تنش نیز بیشتر خواهد شد.
همچنین تداوم درگیریها بر امنیت انرژی و تجارت جهانی نیز تأثیر گذاشته است. افزایش تنشها در تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت، تهدید مسیرهای کشتیرانی و افزایش هزینههای حملونقل، نشان میدهد که بحرانهای نظامی تنها به حوزه امنیت محدود نمیشوند و آثار اقتصادی گستردهای نیز بر منطقه و جهان بر جای میگذارند.
در مجموع، تحولات اخیر ضرورت بازنگری در الگوی امنیتی خلیج فارس را برجسته کرده است. کاهش وابستگی به حضور نظامی خارجی، تقویت سازوکارهای منطقهای، توسعه گفتوگوهای سیاسی با ایران و کاهش تنشهای نظامی میتواند از تبدیل کشورهای عربی به میدان رویارویی قدرتهای بزرگ جلوگیری کند. در غیر این صورت، پایگاههایی که در دوران صلح نماد بازدارندگی محسوب میشوند، در زمان بحران به نخستین اهداف حملات متقابل تبدیل خواهند شد و امنیت کشورهای میزبان را بیش از پیش در معرض مخاطره قرار خواهند داد./منبع



