آیا جنگ مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران کمک کرد؟
در حالی که پیش از جنگ سال ۲۰۲۶، حکومت ایران با چالشهای داخلی مواجه بود، حمله مشترک واشنگتن و تلآویو نهتنها منجر به سرنگونی نظام نشد، بلکه پایههای آن را بیش از پیش مستحکم ساخت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا جنگ مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران کمک کرد؟» به قلم اسکات پترسون (Scott Peterson) در کریستین ساینس مانیتور (Christian Science Monitor) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی پیامدهای پیشبینینشده جنگ اخیر خاورمیانه پرداخته و نشان میدهد که چگونه فشارهای خارجی با هدف براندازی، بهطور متناقضی به ابزاری برای تثبیت حاکمیت تهران، تقویت مواضع دیپلماتیک و ایجاد انسجام داخلی تبدیل شده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
صدها هزار نفر از مردم در خیابانهای تهران، در حالی که زیر بارانی از گلبرگها و گلاب در گرمای شدید تابستان راهپیمایی میکردند، پیکر آیتالله علی خامنهای را که بیش از سه دهه رهبری ایران را بر عهده داشت، تشییع کردند. در این مراسم که با شعارهای پیاپی و آتش زدن پرچمهای دشمنان ایران همراه بود، جمعیت خشمگین با در دست داشتن تصاویری که چهره دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را در مرکز سیبل نشان میداد، خواهان انتقامگیری سخت شدند. این حضور خیرهکننده خیابانی، پیامی بسیار فراتر از یک سوگواری ساده به همراه داشت. رهبران و فرماندهان جمهوری اسلامی ایران توانستهاند از یورش سنگین چهلروزه که هدف آن تغییر حکومت و نابودی کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران بود، به بهترین شکل استفاده کنند.
پیش از آغاز این جنگ ویرانگر، حاکمیت در تهران به دلیل نارضایتیهای مزمن ناشی از مشکلات اقتصادی و اداری، با تهدیدات داخلی جدی روبرو بود، اما امروز، جمهوری اسلامی ایران با اعتمادبهنفسی بیسابقه در عرصه منطقهای و بینالمللی ظاهر شده است؛ اعتمادبهنفسی که مستقیماً از دل جنگی بیرون آمده که به گفته بسیاری از تحلیلگران، ناجی حکومت در برابر بحران مشروعیت داخلی شد. این حس پیروزی و قدرت در مواضع بسیار سرسختانه تهران در جریان مذاکرات جاری با واشنگتن، پس از امضای یادداشت تفاهم چهاردهمادهای در ماه ژوئن، بهخوبی مشهود است.
مقامات ایرانی بهصراحت اعلام کردهاند که با تسلط کامل بر تنگه هرمز، اهرم فشار جدید خود بر اقتصاد جهانی را حفظ خواهند کرد و بر ارتباط دادن آتشبس در خلیج فارس به سایر جبهههای درگیری با اسرائیل تأکید دارند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران، کنترل بر تنگه هرمز را یک نعمت الهی و بزرگترین ابزار قدرت کشورش توصیف کرده است. یادداشت تفاهم اخیر که شامل معافیتهای نفتی، آزادسازی دوازده میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده، ایجاد صندوق بازسازی سیصد میلیارد دلاری و لغو تحریمهای فلجکننده چنددههای است، نشاندهنده تغییر شگرفی در سرنوشت ژئوپلیتیک ایران است.
ولی نصر، کارشناس برجسته مسائل ایران، معتقد است که مداخله نظامی واشنگتن و تلآویو، معادلات را کاملاً دگرگون کرده است. به گفته او، اگرچه مشکلات داخلی ناپدید نشدهاند، اما جنگ به قدری عظیم و سرنوشتساز بود که تصویر کلی را تغییر داد و با شکست اهداف نظامی غرب، سایه جنگ حداقل برای مدتی از سر ایران برداشته شده است. دنی سیترینوویچ از مقامات سابق اطلاعاتی ارتش اسرائیل نیز تأکید دارد که فشارهای خارجی به جای تسریع فروپاشی، فرصتی طلایی برای تثبیت حاکمیت فراهم آورد و روند تغییرات تدریجی داخلی را متوقف ساخت.
در سطح داخلی، تغییرات ملموسی نیز رخ داده است. مقامات ایرانی برای کاهش التهابات عمومی، سختگیریهای اجتماعی را کاهش دادند. با این وجود، دیدگاههای مردم متفاوت است. در حالی که برخی منتقدان سابق، اکنون به قدرت ساختار حاکمیتی در دفاع از کشور اذعان دارند، برخی دیگر همچنان نگران آینده اقتصادی خود هستند و معتقدند که توافق با غرب، صرفاً بقای حکومت را برای دهههای آینده تضمین کرده است. در نهایت، آزمون بزرگ حاکمیت این خواهد بود که آیا میتواند از این فرصت استثنایی و منابع مالی جدید برای حل بحرانهای اقتصادی و بهبود سطح زندگی مردم استفاده کند یا خیر./منبع



