آمریکااروپاامنیت و دفاعخاورمیانه

معماری نوین امنیتی خلیج فارس در دستور کار نشست آنکارا

با توجه به وابستگی امنیتی دولت‌های خلیج فارس به آمریکا و ناکارآمدی ابتکار همکاری استانبول، نشست آنکارا فرصتی حیاتی برای ناتو است تا با ارائه یک چارچوب چندجانبه، به ویژه در حوزه امنیت دریایی، به بخشی موثرتر از راهبردهای بازدارندگی منطقه تبدیل شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «معماری نوین امنیتی خلیج فارس در دستور کار نشست آنکارا» به قلم بتول دوغان آکاس (Betul Dogan Akkas) در خبرگزاری آناتولی (Anadolu Agency) منتشر شده است. این یادداشت ضمن تحلیل چالش‌های ساختاری همکاری امنیتی ناتو و کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله عدم وجود موضع یکپارچه در میان این کشورها و محدودیت‌های ابتکار همکاری استانبول، نشست آنکارا را فرصتی تعیین‌کننده برای تبدیل ناتو به یک جزء قدرتمندتر در سیاست‌های بازدارندگی منطقه‌ای، به ویژه در حوزه امنیت دریایی، ارزیابی می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

تشدید تنش‌های نظامی در منطقه خلیج فارس، به‌ویژه واقعیت یک حمله نظامی مستقیم به ایران، در حال ایجاد یک تغییر ساختاری در جغرافیای سیاسی و امنیتی منطقه است. معماری امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس پیش از این تحولات، بر چند پایه استوار بود که در آن ناتو نقش محدودی ایفا می‌کرد. اولاً، توانمندی‌های نظامی این کشورها، از جمله سیستم‌های دفاع هوایی، عملیات امنیت دریایی و دفاع سایبری، عمدتاً وارداتی و به شدت به توافقات دوجانبه با ایالات متحده وابسته بوده است. بحرین، کویت، عربستان و قطر همگی به‌عنوان «متحدان اصلی غیرناتو» آمریکا شناخته می‌شوند. این کشورها در طول زمان شرکای امنیتی خود را با همکاری با بازیگران اروپایی، چین، ترکیه و حتی اسرائیل متنوع کرده‌اند، اما هیچ‌یک از آن‌ها در تأمین امنیت ملی خود به خودکفایی نرسیده‌اند. روند فعلی، همکاری با طیف وسیع‌تری از قدرت‌های خارجی و سرمایه‌گذاری هم‌زمان در صنایع دفاعی ملی است.

ثانیاً، کشورهای خلیج فارس با تأخیر به چتر امنیتی ناتو پیوسته‌اند. «ابتکار همکاری استانبول» (ICI) که در سال ۲۰۰۴ راه‌اندازی شد، امارات، قطر، بحرین و کویت را شامل می‌شود، اما عربستان و عمان، با وجود نقش حیاتی‌شان در امنیت منطقه به‌ویژه در تنگه هرمز، خارج از این ابتکار باقی مانده‌اند. این عدم وجود موضع یکپارچه، اولین چالش بزرگ برای ناتو محسوب می‌شود. علاوه بر این، ابتکار همکاری استانبول در عمل کارایی چندانی نداشته و کمتر از ۱۵ درصد از فعالیت‌های پیشنهادی ناتو در چارچوب آن اجرایی شده است. اگرچه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ فصل جدیدی از همکاری با ناتو را گشود، اما تنش‌های کنونی می‌تواند مرحله دیگری از همکاری را در راستای سیاست‌های ناتو ۳.۰ آغاز کند.

ناتو با درک چالش‌های همکاری یکپارچه با شورای همکاری خلیج فارس، در سال ۲۰۰۹ راهبرد خود را به سمت «برنامه‌های همکاری فردی» تغییر داد. این تغییر نشان‌دهنده پذیرش واقعیت تفاوت‌ها در میان پادشاهی‌های خلیج فارس بود. در این میان، امارات با تأسیس یک نمایندگی دائمی در مقر ناتو، به مشتاق‌ترین شریک این اتحاد تبدیل شده و کویت نیز با میزبانی مرکز منطقه‌ای ICI و امضای توافق‌نامه ترانزیت با ناتو، به شریکی مهم بدل گشته است. با این حال، شورای همکاری خلیج فارس با وجود مواجهه با چالش‌های امنیتی مشترک، فاقد درک امنیتی یکپارچه است و در نتیجه، اعضای آن انتظارات متفاوتی از ناتو دارند. از سوی دیگر، ابهام در مورد تقسیم وظایف میان ناتو و آمریکا و تمرکز ناتو بر جنگ اوکراین، موانع دیگری بر سر راه تعمیق این همکاری‌ها هستند.

در این شرایط، نشست آنکارا که قرار است جلسه ویژه‌ای با چهار کشور عضو ابتکار همکاری استانبول داشته باشد، اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند. این نشست می‌تواند بستری برای طراحی یک چارچوب امنیتی مؤثرتر و تقسیم کار بهتر در خلیج فارس فراهم کند. یکی از حوزه‌های بسیار مهم، امنیت دریایی است. ناتو تجربیات قابل توجهی در این زمینه دارد و می‌تواند به تقسیم وظایف در امنیت دریایی خلیج فارس، از جمله تضمین عبور و مرور ایمن در دریای سرخ و تنگه هرمز کمک کند. وابستگی به نیروی دریایی آمریکا همواره ستون اصلی راهبرد بازدارندگی خلیج فارس بوده است، اما ناتو می‌تواند با ارائه یک معماری دریایی مشترک و نهادینه‌تر برای تنگه هرمز و حمایت از راهبردهای ملی از طریق آموزش و همکاری عملیاتی، این چارچوب را تکمیل کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا