جمعیت خونخواه آیتالله خامنهای خاورمیانه را دگرگون میکند
تشییع رهبر ایران محاسبات آمریکا و اسرائیل را درباره جامعه ایران به چالش کشید.
به گزارش اطلس دیپلماسی، گزارشی با عنوان «جمعیت خونخواه آیتالله خامنهای خاورمیانه را دگرگون میکند» نوشته سرویس کیهان و منتشرشده در روزنامه کیهان، پیوند میان بسیج اجتماعی پس از ترور رهبر ایران، تداوم رویارویی نظامی با آمریکا و تثبیت اهرم تهران در تنگه هرمز را بررسی میکند و این تحولات را نشانه ناکامی محاسبات واشنگتن و تلآویو درباره فروپاشی انسجام داخلی ایران میداند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تشییع گسترده پیکر آیتالله خامنهای در شهرهای ایران و عراق، همزمان با ادامه جنگ و تشدید تنش در تنگه هرمز، به نمایش تازهای از پیوند میان بسیج اجتماعی، مشروعیت سیاسی و قدرت منطقهای ایران تبدیل شد. حضور جمعیتهای انبوه در این مراسم، روایت مبتنی بر فروپاشی سریع انسجام داخلی پس از ترور رهبر ایران را با تردید روبهرو کرد و نشان داد فشار خارجی میتواند در مقاطعی به تقویت همبستگی ملی و مذهبی بینجامد.
در سطح نظامی، حملات جدید آمریکا به استانهای جنوبی ایران با پاسخ موشکی و پهپادی تهران علیه پایگاهها و تأسیسات لجستیکی آمریکا در چند کشور منطقه همراه شد. همزمان، ایران بر اعمال کنترل بر عبور کشتیها از تنگه هرمز، دریافت مجوز و تعیین مسیر دریایی پافشاری کرد. کاهش محسوس تردد کشتیها و نگرانی شرکتهای انرژی و مالکان نفتکشها نشان داد که مسئله هرمز از یک اختلاف دریایی فراتر رفته و به مهمترین اهرم ایران در برابر واشنگتن تبدیل شده است.
در حوزه دیپلماتیک، اعلام پایان آتشبس از سوی دونالد ترامپ با تلاشهای پشتپرده برای بازگرداندن طرفها به تفاهمنامه همراه بود. سفر میانجیهای قطری به تهران و هماهنگی آنان با آمریکا نشان داد واشنگتن، با وجود تهدید به حملات بیشتر، همچنان از پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ تمامعیار بیم دارد. این دوگانگی میان تشدید نظامی و درخواست کاهش تنش، محدودیت گزینههای آمریکا را برجسته کرده است.
در داخل دولت آمریکا نیز اختلافهایی درباره ادامه جنگ، بازگشت تحریمها و خطر بستهشدن کامل تنگه هرمز شکل گرفته است. بخشی از مقامها بر فشار نظامی بیشتر تأکید دارند، در حالی که گروهی دیگر نسبت به واکنشهای متقابل ایران، افزایش قیمت انرژی و پیامدهای سیاسی جنگ در آستانه انتخابات میاندورهای هشدار میدهند. از این منظر، تفاهمنامه پیشین نتوانسته اختلافهای اصلی درباره کشتیرانی، تحریمها و دامنه نفوذ منطقهای ایران را حل کند.
همزمان، ارزیابیهای مطرحشده درباره محاصره دوباره بنادر ایران بر دشواری اجرای چنین گزینهای تأکید دارند. نبود شکاف داخلی آشکار، توان ایران برای پاسخ متقابل و آسیبپذیری جریان انرژی، احتمال موفقیت یک کارزار فشار حداکثری را کاهش میدهد. احتمال پیوند بحران هرمز با تهدیدهای دریایی در بابالمندب نیز دامنه مخاطرات را از خلیج فارس فراتر میبرد.
ابعاد نمادین تشییع نیز در محاسبات راهبردی اهمیت یافته است. انتقال پیکر میان ایران و عراق، حضور گسترده مردم و شعارهای انتقام، تصویری از پیوند مذهبی و منطقهای ارائه کرد که با انتظار آمریکا و اسرائیل برای فاصلهگرفتن جامعه از حاکمیت سازگار نبود. این بسیج اجتماعی الزاماً به معنای اجماع کامل سیاسی نیست، اما توانایی حکومت برای تبدیل سوگ عمومی به نمایش انسجام و بازدارندگی را آشکار کرد.
در مجموع، همزمانی تشییع گسترده، مقاومت نظامی و کنترل تنگه هرمز نشان میدهد که ترور رهبر ایران نهتنها به فروپاشی فوری ساختار سیاسی منجر نشده، بلکه میتواند زمینه تقویت موقعیت تهران در چانهزنیهای منطقهای را فراهم کند. ادامه این روند، احتمال بازآرایی معادلات امنیتی خلیج فارس و تشدید هزینههای راهبردی آمریکا و اسرائیل را افزایش میدهد./منبع



