چهار بند، چهار اختلاف؛ مستندات ایران از نقض تفاهم اسلامآباد توسط آمریکا
نقضهای همزمان آمریکا، اجرای تفاهم اسلامآباد و مسیر توافق نهایی را تهدید میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، گزارشی با عنوان «چهار بند، چهار اختلاف؛ مستندات ایران از نقض تفاهم اسلامآباد توسط آمریکا» به قلم خبرنگار سیاست خارجی ایرنا و منتشرشده در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، با تطبیق مفاد تفاهم اسلامآباد با تحولات سه هفته پس از امضای آن، استدلال حقوقی تهران درباره نقض همزمان تعهدات نظامی، اقتصادی و دریایی آمریکا و آثار آن بر آینده مذاکرات را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
کمتر از سه هفته پس از امضای یادداشت تفاهم اسلامآباد میان ایران و آمریکا، اختلاف بر سر نحوه اجرای آن از سطح تفسیر سیاسی فراتر رفته و به مجموعهای از ادعاهای حقوقی، امنیتی و اقتصادی تبدیل شده است. این سند قرار بود درگیری نظامی را متوقف کند، وضعیت موجود را در حوزه تحریمها حفظ کند، صادرات نفت ایران را تسهیل کند و زمینه دستیابی به توافقی نهایی در بازهای ۶۰روزه را فراهم آورد. با این حال، تحولات پس از امضا نشان داد که دو طرف برداشت یکسانی از دامنه و الزامآوربودن تعهدات ندارند.
نخستین محور اختلاف به بندهای مربوط به توقف عملیات نظامی و احترام به حاکمیت بازمیگردد. حملات ارتش آمریکا به مناطقی در جنوب و شرق ایران در روزهای ۱۷ و ۱۸ تیر، از دید تهران نقض مستقیم ممنوعیت توسل به زور و بیاعتنایی به اصل توقف جنگ است. این حملات همچنین بهعنوان نقض حاکمیت ملی ایران تفسیر شده و مبنایی برای طرح این ادعا فراهم آورده که واشنگتن نهتنها روح توافق، بلکه مهمترین تعهد امنیتی آن را کنار گذاشته است.
دومین محور، به لغو مجوز فروش نفت ایران مربوط است. بر اساس تفاهم، آمریکا باید مجوزهای صادرات نفت، تراکنشهای بانکی، بیمه و حملونقل مرتبط را حفظ میکرد. لغو این مجوز در ۱۶ تیر و تعیین مهلتی کوتاه برای پایان قراردادهای جاری، در نگاه تهران اقدامی معکوس و مغایر با تعهد اقتصادی واشنگتن است. این تحول، بخش اقتصادی تفاهم را تضعیف کرده و امکان بهرهمندی ایران از منافع فوری توافق را کاهش داده است.
سومین اختلاف، اعمال تحریمهای جدید است. بند مربوط به حفظ وضع موجود، واشنگتن را از وضع محدودیتهای تازه و افزایش حضور نظامی در منطقه منع میکرد. تحریمهای جدید از دید ایران نشان میدهد که آمریکا بهجای تثبیت فضای مذاکرات، ابزار فشار را دوباره فعال کرده است. همزمانی این تحریمها با حملات نظامی، این برداشت را تقویت کرده که نقضها موردی نیستند و چند بخش اصلی تفاهم بهطور همزمان آسیب دیدهاند.
چهارمین محور به ترتیبات تنگه هرمز مربوط میشود. تفاهم، مسئولیت تنظیم عبور ایمن کشتیهای تجاری و گفتوگو با عمان درباره خدمات دریایی آینده را به ایران واگذار کرده بود. تهران معتقد است حمایت آمریکا از تردد برخی شناورها خارج از مسیرهای هماهنگشده و اقدامات یکجانبه در این آبراه، اجرای این بند را مختل کرده است. از این منظر، مسئله فقط آزادی کشتیرانی نیست، بلکه حدود اختیارات ایران در مدیریت ترتیبات دریایی مورد توافق نیز محل مناقشه است.
مجموع این تحولات، استدلال تهران درباره «تعهد در برابر تعهد» را تقویت کرده است. بر این اساس، اگر یک طرف تعهدات امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود را اجرا نکند، طرف مقابل نیز خود را مجاز به اقدامات متناسب میداند. ادامه این روند میتواند مذاکرات ۶۰روزه را از مسیر اصلی خارج کند، اعتماد محدود ایجادشده پس از جنگ را از میان ببرد و بحران را به وضعیت پیش از تفاهم بازگرداند. آینده سند اکنون بیش از هر چیز به بازگشت عملی دو طرف، بهویژه آمریکا، به تعهدات مندرج در آن وابسته است./منبع



