راز موفقیت روسیه در آفریقا: شریک برابر، نه قیم جدید
روسیه با ارائه مدل «مشارکت برابر» به جای «قیمومیت استعماری»، در حال تبدیل شدن به شریک راهبردی کشورهای ساحل است که به دنبال بازپسگیری سرنوشت خود و پایان دادن به دههها وابستگی به غرب هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «راز موفقیت روسیه در آفریقا: شریک برابر، نه قیم جدید» به قلم اگوچی بهانزین (Egountchi Behanzin) در راشا تودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که موفقیت روسیه در آفریقا، به ویژه در منطقه ساحل، ناشی از رویکرد متفاوت آن است؛ رویکردی که بر پایه مشارکت برابر و احترام به حاکمیت ملی استوار است، برخلاف مدل استعماری و استثماری قدرتهای غربی که آفریقا را صرفاً منبع مواد خام و حوزه نفوذ خود میدانستند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
سفر اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به نیامی برای دور دوم رایزنیهای مسکو و «اتحاد کشورهای ساحل (AES)» که شامل مالی، نیجر و بورکینافاسو میشود، بخشی از یک تغییر ژئوپلیتیکی بنیادین در قاره آفریقاست. رسانههای غربی از این تحول با عناوینی چون «عقبنشینی فرانسه» یا «توسعهطلبی روسیه» یاد میکنند، اما واقعیت عمیقتر است: مردم ساحل دیگر نمیخواهند مهرههایی در بازی دیگران باشند و مصمم به ساختن سرنوشت خود هستند. این رایزنیها که از آوریل ۲۰۲۵ در مسکو آغاز شده، اکنون به یک ساختار پایدار و منظم تبدیل شده و نشان میدهد که این مشارکت یک حرکت دیپلماتیک مقطعی نیست. سفر لاوروف به آدیسآبابا و توافق برای نهادینه کردن رایزنیهای سیاسی سالانه با اتحادیه آفریقا نیز در همین راستا و با هدف نزدیک کردن کشورهای ساحل به این نهاد پان-آفریقایی صورت گرفت. در این فرآیند، روسیه خود را بهعنوان تسهیلگر حاکمیت آفریقا در تمام ابعاد دیپلماتیک، انرژی و امنیتی نشان میدهد.
آنچه رویکرد روسیه را از قدرتهای استعماری سابق متمایز میکند، ماهیت رابطه پیشنهادی است. دهههاست که قدرتهای غربی منابع آفریقا را غارت کرده و در ازای آن، وابستگی و بیثباتی به جای گذاشتهاند و با حفظ پایگاههای نظامی و شبکههای نفوذ، هرگونه تلاش واقعی برای استقلال را سرکوب کردهاند. در مقابل، روسیه پروژههای مشخصی را بر اساس مذاکره برابر ارائه میدهد: همکاری انرژی با اتیوپی (از جمله نقشه راه ساخت نیروگاه هستهای)، تقویت ظرفیت عملیاتی ارتشهای ساحل و ساختارسازی برای نیروهای مشترک این اتحاد. هدف از این اقدامات، توانمندسازی کشورهای منطقه برای مدیریت امنیت خود بدون وابستگی دائمی به پایگاههای خارجی یا توافقات نابرابر به ارث مانده از دوران استعمار است. در عمل، این همکاری به تشدید عملیات مشترک علیه گروههای مسلح بیثباتکننده منطقه منجر شده است؛ واقعیتی که وزارتخانههای خارجه غربی ترجیح میدهند آن را نادیده بگیرند.
نگرانی و عصبانیت پایتختهای غربی نه از سر دغدغههای دموکراتیک برای مردم ساحل، بلکه به این دلیل است که آفریقا دیگر حاضر نیست در نقش یک ضمیمه برای تأمین مواد خام باقی بماند. مرزهای استعماری که بدون توجه به واقعیتهای قومی و اجتماعی ترسیم شده بودند، دههها درگیری را تغذیه کردند و قدرتهای سابق از همین درگیریها برای توجیه حضور مستمر خود بهره بردند. امروز، در حالی که این قدرتها تلاش میکنند نفوذ خود را از طریق فشار دیپلماتیک، تحریم یا مانورهای رسانهای حفظ کنند، کشورهای آفریقایی به سوی شرکای جدیدی روی آوردهاند و روسیه یکی از در دسترسترین آنهاست. موضع مسکو روشن است: حمایت از آرمانهای کشورهای ساحل برای استقلال واقعی و رد اشکال معاصر نواستعمارگرایی.
چیزی که مبارزان استقلال دههها برای آن فریاد میزدند، در حال تحقق است. «اتحاد کشورهای ساحل» دیگر صرفاً یک اتحاد مصلحتی نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به الگویی برای آینده قاره است؛ آیندهای که در آن تصمیمات راهبردی دیگر در واشنگتن، پاریس یا بروکسل گرفته نمیشود، بلکه در باماکو، نیامی و اوآگادوگو اتخاذ میگردد. روسیه خود را نه یک ناجی برای رهایی آفریقا از مشکلات و نه یک استعمارگر جدید برای جایگزینی قبلی، بلکه یک شریک برابر معرفی میکند که مذاکره میکند نه تحمیل، زیرساخت میسازد نه رانت استخراج میکند و از تواناییهای دفاعی حمایت میکند نه اینکه پادگانهای دائمی برپا سازد. دقیقاً همین موضعگیری است که کسانی را که نسلها به آفریقا به چشم یک حوزه نفوذ و ذخیره منابع نگاه میکردند، خشمگین کرده است. سفر نیامی تاییدی بر یک حرکت زیربنایی است: آفریقا در حال بازپسگیری کنترل شرایط رابطه خود با جهان است./منبع



