امنیت و دفاعخاورمیانه

تفاوت سلاح بازدارنده و تسلیحات متعارف

تسلیحات متعارف بدون یک سلاح راهبردی نمی‌توانند بازدارندگی کامل برای ایران ایجاد کنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تفاوت سلاح بازدارنده و تسلیحات متعارف» نوشته محمد مونسان و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، با تفکیک میان سلاح‌های راهبردی و تسلیحات متعارف، استدلال می‌کند که توان موشکی و پهپادی، با وجود اهمیت عملیاتی، نمی‌تواند جایگزین ظرفیتی شود که هزینه حمله به ایران را برای دشمن غیرقابل‌تحمل سازد؛ موضوعی که بازنگری در مبانی دکترین دفاعی کشور را ضروری نشان می‌دهد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

تمایز میان سلاح بازدارنده و تسلیحات متعارف بر پایه میزان تأثیر آن‌ها بر محاسبات دشمن تعریف می‌شود. سلاح بازدارنده، ابزاری راهبردی است که با ایجاد احتمال خسارت گسترده و غیرقابل‌تحمل، هزینه حمله را برای دشمن به اندازه‌ای بالا می‌برد که تصمیم به تهاجم را نامعقول می‌سازد. در این چارچوب، سلاح هسته‌ای تنها نمونه‌ای معرفی می‌شود که تاکنون توانسته میان قدرت‌های رقیب نوعی ترس متقابل و موازنه بازدارنده ایجاد کند.

تجربه رقابت هسته‌ای آمریکا و شوروی، منازعه هند و پاکستان و همچنین روابط روسیه و ناتو نشان می‌دهد که برخورداری متقابل از توان نابودی گسترده، احتمال حمله مستقیم را کاهش داده است. در مقابل، زمانی که تنها یک طرف دارای سلاح هسته‌ای باشد، امکان استفاده یا تهدید به استفاده از آن افزایش می‌یابد. بمباران هیروشیما و ناکازاکی نمونه تاریخی این عدم تقارن دانسته می‌شود و تهدیدهای هسته‌ای علیه کشورهای فاقد چنین توانایی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

در این تقسیم‌بندی، سلاح‌های هسته‌ای راهبردی برای وارد کردن خسارت در مقیاس ملی و سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی برای نابودی اهداف بزرگ نظامی یا شهری در نظر گرفته می‌شوند. تفاوت اصلی آن‌ها با مهمات متعارف نه فقط در قدرت انفجار، بلکه در اثر روانی، سیاسی و تصمیم‌ساز آن‌هاست. همین ظرفیت تخریب فوری است که می‌تواند پیش از آغاز جنگ، محاسبات مهاجم را تغییر دهد و بازدارندگی را به جای دفاع پس از حمله قرار دهد.

تسلیحات متعارف، از موشک‌های بالستیک و کروز تا پهپادها، برای عملیات نظامی، دفاع سرزمینی و تحمیل هزینه به مهاجم اهمیت دارند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند در برابر قدرتی مجهز به تسلیحات راهبردی، بازدارندگی کامل ایجاد کنند. تعداد زیاد این سلاح‌ها نیز جایگزین ظرفیت تخریب فوری و گسترده یک سلاح راهبردی نمی‌شود. مقایسه میان یک در مستحکم و مجموعه‌ای از ابزارهای دفاعی کوچک، برای توضیح این تفاوت به کار می‌رود: ابزارهای متعارف ممکن است مهاجم را عقب برانند، اما مانع ورود اولیه و تکرار حمله نمی‌شوند.

این استدلال در بررسی وضعیت دفاعی ایران به این نتیجه می‌رسد که حملات اخیر، محدودیت بازدارندگی متعارف کشور را آشکار کرده‌اند. شلیک گسترده موشک‌ها و پهپادها می‌تواند خسارت وارد کند و قدرت پاسخ‌گویی را نشان دهد، اما هزینه مالی، مصرف ذخایر و دشواری بازتولید آن‌ها، استمرار چنین الگویی را با پرسش مواجه می‌کند. در صورت تکرار جنگ، وابستگی به هزاران پرتابه متعارف ممکن است منابع دفاعی و صنعتی کشور را به‌تدریج فرسوده کند.

در مقابل، زرادخانه‌های محدود هسته‌ای کره شمالی، اسرائیل، پاکستان و هند به‌عنوان نمونه‌هایی مطرح می‌شوند که با تعداد نسبتاً اندکی سلاح، هزینه حمله مستقیم را افزایش داده‌اند. از این منظر، سلاح راهبردی نه فقط یک ابزار رزمی، بلکه وسیله‌ای برای جلوگیری از آغاز جنگ تلقی می‌شود. نتیجه نهایی آن است که ایران باید دکترین دفاعی خود را از اتکای صرف به پاسخ متعارف فراتر ببرد و درباره ایجاد یک بازدارندگی راهبردی معتبر تصمیم‌گیری کند؛ زیرا در نبود چنین بازدارندگی‌ای، تهدید حملات بعدی و هدف قرار گرفتن مراکز فرماندهی همچنان پابرجا خواهد ماند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا