جنگ روایتها؛ ابزار نوین رقابت ژئوپلیتیکی
قدرتها با مهندسی ادراک، موازنه ژئوپلیتیکی را به سود خود تغییر میدهند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ روایتها؛ ابزار نوین رقابت ژئوپلیتیکی» نوشته شیرزاد عسکری، کارشناس امور رسانه، و منتشرشده در شورای راهبردی روابط خارجی (Strategic Council on Foreign Relations)، توضیح میدهد که رقابت قدرتها از کنترل سرزمین و منابع فراتر رفته و به شکلدهی ادراک، مشروعیت و معنای رویدادها در فضای رسانهای و شناختی گسترش یافته است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
قدرت در سیاست جهانی دیگر تنها با شمار نیروهای نظامی، وسعت قلمرو، حجم اقتصاد یا توان بازدارندگی سنجیده نمیشود. در کنار این مؤلفههای کلاسیک، توانایی شکلدادن به ادراک عمومی و تعریف معنای رخدادها به یکی از منابع اصلی قدرت تبدیل شده است. رقابت دولتها اکنون نهفقط بر سر آنچه در میدان اتفاق میافتد، بلکه بر سر روایتی جریان دارد که از آن رخداد در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی تثبیت میشود.
رسانههای بینالمللی، شبکههای اجتماعی، تولیدات فرهنگی، رویدادهای ورزشی و سامانههای هوش مصنوعی، زیرساخت این رقابت را تشکیل میدهند. سرعت انتشار اطلاعات و امکان بازتولید گسترده محتوا باعث شده است که یک روایت پیش از روشنشدن همه واقعیتها، به برداشت غالب تبدیل شود. در چنین فضایی، قاببندی خبر، انتخاب واژگان و برجستهکردن بخشی از واقعیت میتواند بیش از خود واقعه بر افکار عمومی و تصمیمهای سیاسی اثر بگذارد.
این تحول، قدرت نرم را از یک ابزار جانبی به بخشی از راهبرد امنیتی و سیاست خارجی کشورها تبدیل کرده است. روایتهای موفق میتوانند مشروعیت یک دولت را افزایش دهند، زمینه تشکیل ائتلافهای تازه را فراهم کنند یا حمایت عمومی از تحریم و مداخله نظامی را کاهش دهند. در مقابل، روایتهای منفی قادرند اعتبار بینالمللی کشورها را تضعیف کنند، سرمایهگذاری خارجی را تحت تأثیر قرار دهند و شکافهای داخلی را عمیقتر سازند.
فرهنگ نیز در این میدان نقشی آرام اما ماندگار دارد. سینما، ادبیات، موسیقی، زبان، ورزش و سبک زندگی میتوانند تصویری جذاب یا منفی از یک کشور ایجاد کنند و بدون استفاده مستقیم از فشار سیاسی، نگرش جوامع دیگر را تغییر دهند. مسابقات ورزشی جهانی نیز به صحنه نمایش هویت ملی، اعتبار سیاسی و توان سازماندهی دولتها تبدیل شدهاند و دیگر نمیتوان آنها را کاملاً جدا از رقابتهای ژئوپلیتیکی دانست.
گسترش هوش مصنوعی و الگوریتمهای توصیهگر، جنگ روایتها را وارد مرحله پیچیدهتری کرده است. این ابزارها میتوانند مخاطبان را بهصورت دقیق هدف قرار دهند، محتوای شخصیسازیشده تولید کنند و جریان اطلاعات را براساس علایق و واکنشهای کاربران شکل دهند. در نتیجه، حتی فناوریهایی که بیطرف به نظر میرسند، ممکن است سوگیریهای سیاسی، فرهنگی یا ساختاری را بازتولید کنند.
این وضعیت مرز میان سیاست داخلی و خارجی را نیز کمرنگ کرده است. روایتی که برای مخاطب خارجی طراحی میشود، میتواند مستقیماً بر اعتماد عمومی، قطببندی سیاسی و رفتار اجتماعی در داخل اثر بگذارد. به همین دلیل، مدیریت ادراک دیگر صرفاً وظیفه دستگاه دیپلماسی نیست و به همکاری نهادهای رسانهای، فرهنگی، امنیتی و فناوری نیاز دارد.
از همین رو، امنیت ملی دیگر فقط حفاظت از مرزها و زیرساختهای فیزیکی نیست؛ حفاظت از فضای اطلاعاتی و توان شناختی جامعه نیز به بخشی از آن تبدیل شده است. کشورهایی که فاقد روایت منسجم، معتبر و قابلفهم باشند، ممکن است حتی با برخورداری از توان اقتصادی و نظامی، در رقابت سیاسی شکست بخورند. موازنه قدرت آینده تا حد زیادی به توان دولتها در تولید روایت، حفظ اعتماد مخاطب و مقاومت در برابر عملیات شناختی وابسته خواهد بود. در نظم جدید، کنترل معنا میتواند بهاندازه کنترل منابع و سرزمین تعیینکننده باشد./منبع



