امنیت و دفاعایالات متحده

دونالد ترامپ گزینه مناسبی برای بازگشایی تنگه هرمز ندارد

بن‌بست نظامی در تنگه هرمز منافع اقتصادی آمریکا و ایران را به مخاطره انداخته است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دونالد ترامپ گزینه مناسبی برای بازگشایی تنگه هرمز ندارد» در اکونومیست (Economist) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی بن‌بست راهبردی میان ایالات متحده و ایران در تنگه هرمز و شکست تفاهم‌نامه اخیر صلح می‌پردازد. این یادداشت نشان می‌دهد که به دلیل نبود گزینه‌های نظامی کارآمد برای واشنگتن و فشارهای شدید مالی بر تهران، احیای توافقات دوجانبه تنها راه برون‌رفت از این تنش‌های پرهزینه است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

امضای تفاهم‌نامه مقدماتی صلح میان ایالات متحده و ایران، بر خلاف انتظارات اولیه برای پایان‌دادن به درگیری‌ها و بازگشایی تنگه هرمز، به سرعت به عاملی برای بازگشت تنش‌ها بدل شد. از سرگیری درگیری‌ها و افت شدید حجم عبور و مرور دریایی در این آبراه حیاتی، نشان‌دهنده ناپایداری توافقاتی است که بندهای مبهمی را در خود جای داده‌اند. وقایع اخیر از جمله حمله موشکی به نفتکش‌های اماراتی و حملات تلافی‌جویانه هوایی ایالات متحده به جنوب ایران، بحران را وارد مرحله جدیدی از تقابل‌های کنترل‌شده اما خطرناک کرده است. اگرچه هر دو طرف مایل به پیشگیری از یک جنگ تمام‌عیار هستند، اما لغو معافیت‌های تحریمی فروش نفت ایران و بازگشت مجدد محاصره دریایی توسط واشنگتن، عملاً تفاهم‌نامه را از بین برده است.

ریشه اصلی اختلاف اخیر به تفسیرهای متناقض از بند پنجم تفاهم‌نامه بازمی‌گردد که ایران را موظف به تأمین امنیت عبور و مرور کشتی‌های تجاری می‌کند. در حالی که ایالات متحده این بند را به معنای مین‌روبی و بازگشایی کامل مسیر می‌داند، ایران آن را حق خود برای مدیریت و هدایت ترافیک دریایی تعبیر می‌کند. این مناقشه ترافیک تانکرها را به پایین‌ترین سطح خود رسانده و به افزایش ۲۰ درصدی قیمت نفت خام برنت منجر شده است؛ چرا که مالکان کشتی‌ها به دلیل خطرات موجود، عبور از هرمز را غیرممکن می‌دانند.

در این میان، واشنگتن با بن‌بست گزینه‌های اجرایی مواجه است. نخست، گزینه تداوم حملات محدود نظامی کارایی خود را از دست داده است، زیرا حملات متعدد هوایی نتوانسته رفتار دفاعی ایران را تغییر دهد و این کشور همچنان توانایی شلیک موشک‌های دوربرد از عمق خاک خود را حفظ کرده است. دوم، تشدید تنش‌ها از طریق بمباران زیرساخت‌های حیاتی یا اعزام نیروی زمینی، ریسک حملات متقابل به متحدان منطقه‌ای آمریکا را به همراه دارد و تسخیر نمادین جزیره خارگ نیز به دلیل فاصله زیاد با تنگه هرمز، کمکی به امنیت کشتی‌رانی نخواهد کرد. سوم، بازگشت به سیاست محاصره اقتصادی صرفاً یک مسابقه فرسایشی برای سنجش میزان تاب‌آوری طرفین است که ثبات پایداری به همراه نخواهد داشت. در نهایت، جلب حمایت بین‌المللی برای یک ائتلاف نظامی چندملیتی نیز به دلیل تردید متحدان اروپایی و آسیایی و هراس کشورهای حاشیه خلیج فارس از اقدامات تلافی‌جویانه، عملاً غیرممکن است.

از سوی دیگر، تداوم این وضعیت برای تهران نیز بدون هزینه نیست. اگرچه جریان‌های تندرو بر حفظ کنترل تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار پافشاری می‌کنند، اما اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ و تحریم‌های ایران به‌شدت نیازمند درآمدهای مالی است. تداوم تنش‌ها دستاوردهای اقتصادی کوتاه مدت تفاهم‌نامه را نابود کرده و خریداران عمده را به سمت بازارهای جایگزین سوق داده است. در غیاب راه‌حل نظامی کارآمد برای بازگشایی تنگه هرمز یا انتفاع مالی ایران از انسداد آن، بازگشت به میز مذاکره و احیای توافقات متوازن، همچنان منطقی‌ترین گزینه برای هر دو بازیگر به شمار می‌رود./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا