آخرین شاهدان اتمی؛ هشداری که نباید فراموش شود
در هشتاد و یکمین سالگرد بمباران اتمی ژاپن، آخرین سربازان بازمانده آمریکایی که شاهد آن فاجعه بودند، خاطرات تکاندهنده خود را به عنوان هشداری برای نسلهای آینده در جهانی که خطر جنگ هستهای دوباره در حال افزایش است، بازگو میکنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آخرین شاهدان اتمی؛ هشداری که نباید فراموش شود» به قلم ویکتوریا کلی (Victoria Kelly) در بولتن (The Bulletin) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به مرگ تدریجی آخرین سربازان آمریکایی شاهد پیامدهای بمباران اتمی، بر ضرورت ثبت شهادت آنها بهعنوان یک پل ارتباطی زنده با تاریخ تأکید میکند و استدلال میکند که خاطرات انسانی آنها هشداری حیاتی در عصر افزایش دوباره خطر جنگ هستهای است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
با گذشت هشتاد و یک سال از بمباران اتمی ژاپن، تنها تعداد انگشتشماری از آمریکاییهایی که شاهد آن فاجعه بودند، هنوز زندهاند. آنها را «سربازان اتمی» مینامند؛ نظامیانی که در هفتههای پس از انفجار بمبها وارد هیروشیما و ناکازاکی شدند. از میان میلیونها سرباز آمریکایی در جنگ جهانی دوم، تنها حدود ۶۷ هزار نفر برای اشغال این دو شهر اعزام شدند. بسیاری از آنها نوجوانانی بودند که برای برقراری نظم و کمک به دهها هزار غیرنظامی ژاپنی که از انفجار جان سالم به در برده اما با جراحات ناشناختهای دستوپنجه نرم میکردند، به آنجا فرستاده شدند. امروز کمتر از ده نفر از این سربازان در قید حیات هستند و جهان در حال از دست دادن آخرین پل ارتباطی زنده با تنها موارد استفاده از سلاح هستهای در تاریخ جنگ است.
آرچی موچوگیمبا، کهنهسرباز ۱۰۲ ساله، یکی از معدود بازماندگان است که در سپتامبر ۱۹۴۵ وارد ناکازاکی شد. او به یاد میآورد: «کمی پس از ورود، از یک بیمارستان عبور کردیم. تمام تختهای فلزی در گوشهای از یک دیوار مچاله شده بودند. قدرت محض بمب غیرقابل تصور بود.» او با جزئیاتی تکاندهنده به خاطر میآورد که چگونه طرح کیمونوهای زنان بر اثر حرارت انفجار، مستقیماً روی پوستشان سوخته و حک شده بود. خاطرهای که پس از هشت دهه هنوز با او زندگی میکند. او میگوید: «تاولهای روی پوست مردم چیزی است که بسیاری از آن صحبت نمیکنند؛ اینکه تشعشعات با بازماندگان چه کرد.» لری پرسلی، یکی دیگر از بازماندگان ۱۰۰ ساله، نیز به یاد میآورد که تفنگداران دریایی چگونه با آب آشامیدنی محدود به ناکازاکی رفتند و مجبور بودند با آبهای آلوده دوش بگیرند؛ آبی که به باور او، بعدها باعث سرطانهای ناشی از تشعشع در بسیاری از همرزمانش شد.
برای دههها، بسیاری از آنچه این سربازان دیده بودند، محرمانه تلقی میشد و به آنها دستور داده شده بود هرگز در مورد مشاهدات خود صحبت نکنند؛ سوگندی که برخی نزدیک به نیم قرن آن را حفظ کردند تا اینکه دولت در سال ۱۹۹۶ این محدودیتها را کاهش داد. با این حال، اثبات ارتباط یک بیماری خاص پس از دههها با چند ماه حضور در یک شهر آلوده به تشعشعات، خود نبردی دیگر بود که بسیاری از این کهنهسربازان سالها با وزارت امور کهنهسربازان درگیر آن بودند. هشدار این شاهدان در زمانی که چشمانداز هستهای جهان به طور فزایندهای بیثبات شده و قدرتهای هستهای درگیر یک مسابقه تسلیحاتی فزاینده هستند، اهمیتی دوچندان مییابد. خطر استفاده از سلاحهای هستهای امروز بیش از هر زمان دیگری از پایان جنگ سرد است، بهویژه که کلاهکهای هستهای مدرن، ۵۰ تا ۱۰۰ برابر قدرتمندتر از بمبهای هیروشیما و ناکازاکی هستند.
درک این خطر از طریق آمار و ارقام دشوار است و به همین دلیل، بازگویی خاطرات انسانی مانند طرح گل داوودی سوخته بر پوست یا صدای بیوقفه دستگاههای گایگر (تشعشعسنج) که این سربازان حمل میکردند، حیاتی است. در ژاپن تلاشهایی برای حفظ شهادت «هیباکوشاها» (بازماندگان ژاپنی) با استفاده از فناوریهایی مانند واقعیت مجازی صورت گرفته است، اما این یک ناکامی جمعی است که پس از ۸۱ سال، هنوز کسی به طور جدی از این سربازان آمریکایی نخواسته بود تا داستانهای خود را به اشتراک بگذارند. این یک قصور تاریخی است که نمیتوانیم اجازه دهیم پیامدهای انسانی جنگ هستهای به یک مفهوم انتزاعی تبدیل شود. همانطور که موچوگیمبا میگوید: «من یکی از معدود افرادی بودم که آن را تجربه کردم و هرگز آن را فراموش نخواهم کرد.»./منبع



