آیا اصلاحات هگست در دانشگاههای نظامی کافی است؟
اصلاحات کنونی در دانشگاههای نظامی آمریکا برای حل ریشهای مشکلات ناکارآمدی و تربیت رهبران جنگی کافی نیست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا اصلاحات هگست در دانشگاههای نظامی کافی است؟» نوشته کلی بوکار ولاهوس (Kelley Beaucar Vlahos) در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که تمرکز صرف بر حذف ایدئولوژیهای موسوم به «بیدار» در نهادهای آموزشی نظامی آمریکا کافی نیست، زیرا چالش اصلی این سیستم ناتوانی ریشهای در تربیت رهبران جنگی توانمند، ترجیح بوروکراسی و عدم تقابل با تفکر قالبی است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اصلاحات جاری در نهادهای آموزش عالی نظامی و آکادمیهای ارتش ایالات متحده، با وجود تمرکز بر حذف رویکردهای سیاسی و ایدئولوژیک، با انتقاد کارشناسان مواجه شده است که معتقدند این تغییرات سطحی هستند و به ریشههای ناکارآمدی ساختاری این مراکز نمیپردازند. منتقدان بر این باورند که مشکل اصلی، ناتوانی این نهادها در پرورش فرماندهان و افسرانی است که از تفکر انتقادی بالا، مهارتهای راهبردی واقعی و شهامت اخلاقی برای پیروزی در جنگها برخوردار باشند، در حالی که سیستم کنونی بیشتر بر پایه بوروکراسی و انطباق با دستورکارهای موجود بنا شده است.
بررسی تاریخچه این نهادها نشان میدهد که اگرچه در دهههای گذشته تلاش شده است تا برنامههای آموزشی به سمت راهبرد و تصمیمگیریهای امنیت ملی گسترش یابد، اما در عمل بسیاری از این مراکز به محیطهایی برای کسب مدارک صوری، پیشرفتهای بوروکراتیک و گذران دورههای آموزشی تبدیل شدهاند که در آنها استانداردهای سختگیرانه علمی و عملی به حاشیه رفته است. آمارها و تحلیلهای کارشناسی حاکی از آن است که نرخ بالای فارغالتحصیلی و فقدان ارزیابیهای انتقادی سختگیرانه، موجب افت کیفیت خروجیها شده است.
علاوه بر این، چالشهای ساختاری دیگری نظیر جذب بخش قابلتوجهی از دانشجویان بر اساس معیارهای ورزشی و معافیتهای مرتبط با آن، خروج بسیاری از فارغالتحصیلان از بدنه خدماتی ارتش پس از سالهای اولیه و ایجاد جوی از احتیاط فکری در میان اساتید به دلیل فشارهای سیاسی و سازمانی، به تضعیف فرهنگ تحلیل راهبردی انجامیده است. صاحبنظران نظامی و اسکالرهای این حوزه استدلال میکنند که پویاییهای بوروکراتیک حاکم بر ستاد مشترک و نهادهای آموزشی، انگیزه نوآوری و پرسشگری را سرکوب کرده و ترجیح داده است وفاداری و کنترل را جایگزین حقیقت و ارزیابی واقعبینانه از چالشهای میدانی کند.
در نهایت، منتقدان بر این باورند که اصلاحات ساختاری واقعی نیازمند بازنگری اساسی در استانداردهای پذیرش، شایستهسالاری در انتصاب اساتید، و دگرگونی بنیادین در ماهیت آموزشهای راهبردی است تا توانمندی عملیاتی و تفکر مستقل در میان افسران ارشد ارتقا یابد./ منبع



