پیروزی چپگرایان در میشیگان و چالش دموکراتها
پیروزی عبدال السید نشان میدهد دموکراتها برای شکست ترامپیسم به چرخش چپ نیاز دارند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیروزی چپگرایان در میشیگان و چالش دموکراتها» نوشته نسرین مالک (Nesrine Malik) در گاردین (Guardian)، به پیامدهای پیروزی عبدال السید در انتخابات مقدماتی سنای حزب دموکرات در میشیگان و شکاف فزاینده میان جریان میانهرو و نیروهای ترقیخواه این حزب میپردازد و این موفقیت را نشانهای از تغییر پایگاه رأیدهندگان و ضرورت بازنگری دموکراتها در راهبرد انتخاباتی خود در آستانه انتخابات ۲۰۲۸ میداند؛ در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پیروزی عبدال السید در انتخابات مقدماتی سنای حزب دموکرات در میشیگان، از منظر سیاسی فراتر از یک موفقیت انتخاباتی فردی ارزیابی میشود و نشانهای از تغییر در مناسبات درون حزب دموکرات تلقی شده است. السید، سیاستمداری مسلمان و فرزند مهاجران، توانسته نامزدی حزب را در ایالتی به دست آورد که هم از میدانهای رقابتی مهم در انتخابات سراسری است و هم در فهرست ایالتهای مؤثر بر روند انتخاب نامزد ریاستجمهوری ۲۰۲۸ قرار دارد. اهمیت این پیروزی زمانی بیشتر میشود که او در برابر حمایت گسترده مالی از رقیب خود به موفقیت رسید.
رقابت میشیگان یکی از پرهزینهترین انتخابات مقدماتی کنگره در تاریخ حزب دموکرات بود. السید با وجود آنکه بیش از ۹ به یک از سوی رقیب خود از نظر هزینههای انتخاباتی عقب بود، پیروز شد. بخشی از منابع مالی رقیب از سوی شرکتهای بزرگ و گروههای ذینفوذ تأمین شده بود و تقریباً نیمی از این منابع نیز از یک سوپرپک مورد حمایت کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل تأمین شده بود. این وضعیت، پیروزی السید را در نگاه جریان ترقیخواهان به نمادی از مقاومت انتخاباتی در برابر نفوذ شرکتها، لابیها و منافع ویژه تبدیل کرده است.
یکی از پیامهای مهم انتخابات این است که ویژگیهایی که پیشتر برای یک نامزد دموکرات نقطهضعف محسوب میشد، اکنون میتواند به مزیت تبدیل شود. فقدان سابقه طولانی در ساختار حزبی، تجربه محدود و نداشتن حمایت نخبگان سیاسی، برای بخشی از رأیدهندگان به معنای دوربودن از سازوکارهایی است که به ناکارآمدی سیاسی، هزینه بالای خدمات درمانی، فشار بر مهاجران و خروج منابع مالی از اقتصاد داخلی نسبت داده میشود.
موضوع اسرائیل نیز در این رقابت نقش مهمی داشت، اما دو جریان اصلی انتخابات آن را با چارچوبهای متفاوتی مطرح کردند. مخالفان السید بر حق اسرائیل برای موجودیت تأکید میکردند، در حالی که او بحث را به هزینههای مالی سیاست خارجی آمریکا منتقل کرد و این پرسش را برجسته ساخت که آیا اسرائیل باید از منابع مالی مالیاتدهندگان آمریکایی برخوردار باشد. این تغییر چارچوب، مسئله سیاست خارجی را به دغدغه مستقیم رأیدهندگان درباره هزینههای عمومی پیوند زد.
با این حال، پیروزی در انتخابات مقدماتی هنوز به معنای موفقیت جریان ترقیخواهان در انتخابات سراسری یا توانایی آن برای تسلط بر مسیر انتخاباتی حزب دموکرات در سال ۲۰۲۸ نیست. این جریان با دو فشار عمده روبهروست: حملات جمهوریخواهان و مقاومت جناح میانهرو حزب دموکرات. جمهوریخواهان میتوانند نامزدهای ترقیخواه را با برچسبهایی مانند افراطی و کمونیست هدف قرار دهند و خطر تغییرات گسترده را برجسته کنند.
در سوی دیگر، گروههای میانهرو دموکرات نیز برای مقابله با رشد سوسیالیسم دموکراتیک منابع قابلتوجهی اختصاص دادهاند. نگرانی اصلی این جریان آن است که موفقیت نامزدهای ترقیخواه از انتخابات مقدماتی فراتر رود و در نهایت به نامزدی برای ریاستجمهوری منجر شود که در برابر جمهوریخواهان آسیبپذیر باشد.
با وجود این موانع، پیروزی السید در کنار موفقیت سیاستمدارانی مانند زهران ممدانی، نشاندهنده ظهور نوعی سیاست جدید در آمریکا است که تجربه مهاجرت، هویت فرهنگی و گفتمان اقتصادی ترقیخواهان را با مشارکت فعال در سیاست ملی پیوند میدهد. این جریان تلاش میکند ائتلافهای جدیدی از رأیدهندگان ایجاد کند و خود را در برابر ساختار سنتی قدرت حزبی تعریف کند.
در نهایت، مسئله اصلی برای دموکراتها این است که آیا میخواهند با جریان ترقیخواهان وارد رقابت شوند یا آن را به بخشی از ائتلاف انتخاباتی خود تبدیل کنند. تداوم طرد این نیروها ممکن است شکاف درون حزب را عمیقتر کند و در مقابل، پذیرش آنها میتواند مسیر تازهای برای مقابله با ترامپیسم و بازسازی پایگاه اجتماعی حزب در انتخابات ۲۰۲۸ فراهم کند./ منبع



