جنگ ایران، شکست راهبردهای دیرپای آمریکا را آشکار کرده و پایان نظم منطقهای تحت رهبری واشنگتن را رقم زده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «پایان "خاورمیانه آمریکایی": ایران و آخرین نفسهای یک نظم شکستخورده» نوشته مارک لینچ (Marc Lynch) در فارن افرز (Foreign Affairs)منتشر شده است و به بررسی پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران برای نظم منطقهای تحت رهبری واشنگتن میپردازد. نویسنده استدلال میکند که شکست نظامی در برابر ایران، همراه با پیامدهای جنگ غزه، بنیانهای نظم موجود را فرسوده و فرصتی برای بازنگری اساسی در سیاست آمریکا ایجاد کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
«خاورمیانه آمریکایی» که پس از جنگ ۱۹۹۰–۹۱ و فروپاشی اتحاد شوروی بر پایه برتری آمریکا شکل گرفت، در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به پایان رسیده است. ناتوانی در تغییر حکومت ایران، شکست دههها تحریم و استفاده از زور، ناتوانی آمریکا در حفاظت از متحدانش در حاشیه خلیج فارس و حفظ امنیت تنگه هرمز، و رفتار فزاینده اسرائیل در غزه و سرزمینهای فلسطینی، بنیانهای نظم منطقهای را فرسودهاند. این نظم با هدف مهار ایران و عراق، تضمین امنیت اسرائیل و حفظ جریان نفت، بر شبکهای از پایگاهها و تضمینهای امنیتی آمریکا استوار بود و در نهایت، اعراب و اسرائیل را در برابر ایران و نیروهای همسو با آن قرار میداد. این شکست، انحرافی موقت نیست، بلکه نتیجه انباشتهشدن خطاهای راهبردی است که دیگر بهسادگی با تغییر رئیسجمهور یا دور تازهای از درگیری قابل ترمیم نیست.
این نظم، هرچند برای واشنگتن ثبات نسبی و منافع راهبردی ایجاد کرد، اما برای بسیاری از مردم منطقه با جنگ، سرکوب، محرومیت و شکست توسعه همراه بود. حمایت آمریکا از حکومتهای اقتدارگرا، اصلاحات اقتصادی نابرابر و سیاستهای ضدتروریسم، فساد و سرکوب را تقویت کرد. همزمان، تضمینهای امنیتی آمریکا به متحدان امکان داد سیاستهای مستقل و گاه مخربی در لیبی، سودان، سوریه و یمن دنبال کنند. ایران نیز در واکنش به فشارها، شبکهای از نیروهای غیردولتی ایجاد کرد و به توسعه پهپادها و موشکهای بالستیک ارزانقیمت روی آورد. اسرائیل نیز به پشتوانه حمایت آمریکا، بهجای حل مسئله فلسطین، بر برتری نظامی و تشدید مداخلات منطقهای تکیه کرد.
جنگ غزه و سپس جنگ ایران ضربهای دوگانه به نظم آمریکایی وارد کردند. حمایت واشنگتن از عملیات اسرائیل در غزه اعتبار اخلاقی آمریکا را تضعیف کرد و جنگ ایران توهم شکستناپذیری نظامی آمریکا را از میان برد. کشورهای حاشیه خلیج فارس که بدون مشورت وارد جنگ شدند، در معرض حملات ایران قرار گرفتند و مشاهده کردند که آمریکا نه توانست ایران را کنار بزند و نه توانست مانع بستهشدن تنگه هرمز شود. در نتیجه، اعتماد آنان به تضمینهای امنیتی واشنگتن فرو ریخت.
این فروپاشی فوری نخواهد بود؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس همچنان به همکاری با آمریکا ادامه میدهند، اما بهتدریج خودمختاری بیشتری نشان خواهند داد، با ایران، چین و روسیه روابط گستردهتری برقرار خواهند کرد و رقابت عربستان و امارات نیز تشدید خواهد شد.
با این حال، پایان نظم قدیم را میتوان فرصتی برای بازسازی سیاست آمریکا دانست. واشنگتن باید از مداخله نظامی و مهار نظامی فاصله بگیرد، بر دفاع، اشتراک اطلاعات، دفاع موشکی و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تمرکز کند و ایران را از طریق دیپلماسی وارد نظام امنیتی منطقه کند. همچنین باید رابطه با اسرائیل را مشروط به رعایت حقوق بشر و توقف الحاق کرانه باختری و مداخلات منطقهای کند و حمایت بیقیدوشرط از حکومتهای اقتدارگرا را کنار بگذارد. این شاید آخرین فرصت آمریکا برای تغییر مسیر و ساختن نظمی باثباتتر باشد./منبع



