آسیاامنیت و دفاعخارجی

تحول راهبردی هند در امنیت ملی مقابل پاکستان

به گزارش اطلس دیپلماسی، در یادداشتی با عنوان «تحول راهبردی هند در امنیت ملی مقابل پاکستان» که توسط دکتر لورن داگان آموس (Dr. Lauren Dagan Amos)، در مرکز مطالعات استراتژیک بسا (BESA Center)، منتشر شده، نویسنده به تغییر اساسی سیاست هند در مقابله با پاکستان پرداخته است. هند دیگر فقط به دنبال جلوگیری از حملات نیست و با قدرت بیشتری مقابله می‌کند تا طرف مقابل را مجبور به تغییر رفتار نماید. این یادداشت تأثیرات این تغییر رویکرد را در منطقه و فراتر از آن بررسی می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


در ماه می ۲۰۲۵، پس از حمله تروریستی مرگبار در پاهالگام کشمیر که به کشته شدن ۲۶ گردشگر منجر شد، هند معاهده آب‌های رود سند با پاکستان را تعلیق کرد، حملاتی عمیق در خاک پاکستان انجام داد و اعلام کرد هر حمله تروریستی آینده را به‌عنوان عمل جنگی تلقی خواهد کرد. این اقدامات نشان‌دهنده تغییر رویکرد راهبردی هند از سیاست بازدارندگی به سمت «اجبار» یا فشار قهری است. علاوه بر این، هند ارتقاء بی‌سابقه‌ای در توانایی‌های نظامی خود اعلام کرد که بخشی از اصلاحات سازمانی گسترده‌ای است. هند در حال جایگاه‌یابی به‌عنوان قدرتی نظامی و فناوری جهانی است که تحت استراتژی مستقل و خودمختار فعالیت می‌کند. این تغییر رویکرد ادامه‌ای بر واکنش هند به حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ است، که در گفتمان ملی‌گرایانه هند به عنوان الگویی برای سیاستی بی‌امان علیه تروریسم اسلامی شناخته می‌شود.

حمله تروریستی پاهالگام که عامل آن گروه «مقاومت جبهه» (TRF) معرفی شد، که به عنوان بازوی لشکر طیبه و مرتبط با اطلاعات پاکستان شناخته می‌شود، بحران منطقه‌ای شدیدی را ایجاد کرد. در پی این حمله، دولت هند معاهده آب‌های رود سند را تعلیق، مرز اصلی در اتاری را بست، ویزای پاکستانی‌ها را لغو و حضور دیپلماتیک پاکستان را در هند کاهش داد. همچنین حملات هوایی و پهپادی به تاسیسات نظامی و مراکز فرماندهی در خاک پاکستان از جمله مناطق عمیق در ایالت پنجاب انجام شد. پاکستان با آتش توپخانه و عملیات پهپادی متقابل پاسخ داد. با وجود این درگیری، آتش‌بس برقرار شد که بر اساس توافق دوطرفه اما بدون تعیین تاریخ برای مذاکرات سیاسی و بدون اشاره به مسائل اصلی چون کشمیر یا تروریسم فرامرزی بود.

در حوزه راهبردی، هند اعلام کرد هر حمله تروریستی علیه خود را عملی جنگی می‌داند که به آن پاسخ نظامی خواهد داد. این اعلامیه مفهومی جدید از حق دفاع خود را که در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل تعریف شده، نهادینه کرد و مرز میان تروریسم و تهدید آشکار دولتی را از بین برد. این تغییر، سیاست بازدارندگی سنتی را به سیاست «اجبار» تبدیل کرده که هدف آن تحمیل هزینه ملموس بر دشمن برای تغییر رفتار است. این رویکرد، افزایش معنای جنگ در سطح شناختی، سیاسی و نظامی را نشان می‌دهد و به عنوان اقدامی جسورانه از سوی یک دموکراسی لیبرال در عرصه امنیت جهانی مطرح می‌شود.

در عمل، این تغییر به معنای پاسخ‌های نظامی فعال‌تر هند حتی علیه گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به پاکستان است، توسعه عملیات نظامی در عمق خاک دشمن و استفاده از نیروهای ویژه، ضربات هدفمند و احتمالا جنگ شناختی است. این تحول همچنین بر توازن منطقه‌ای تاثیرگذار است و کشورهای همسایه را مجبور به آماده‌سازی برای واقعیتی می‌کند که تروریسم صرفا یک مسئله داخلی نیست بلکه مبنای اعلام درگیری بین‌المللی است. این تغییر گفتمانی هند، که تحت تاثیر واکنش به حمله حماس به اسرائیل شکل گرفته، هند را به فضای عملیاتی جدیدی وارد کرده است.

بحران اخیر همچنین مشروعیت دو سند کلیدی مدیریت اختلافات بین هند و پاکستان را که شامل معاهده آب‌های رود سند و توافقنامه شیملا می‌شوند، زیر سوال برد. هند برای نخستین بار پس از ۶۵ سال، تعلیق تعهدات خود در قبال معاهده آب‌های رود سند را اعلام کرد، معاهده‌ای که مدیریت استفاده از منابع حیاتی آب را بین دو کشور تنظیم می‌کرد و حتی پس از سه جنگ میان آنها پابرجا مانده بود. این اقدام به معنای تبدیل آب به ابزار استراتژیک امنیتی در سیاست دهلی نو است.

علاوه بر این، مقامات هندی به پایان کار توافقنامه شیملا اشاره کرده‌اند؛ توافقی که از ۱۹۷۲ به‌عنوان چارچوبی برای حل و فصل اختلافات و حفظ خط کنترل در کشمیر به شمار می‌آمد. در صورت خروج هند از این توافق، عملیات فراتر از خط کنترل بدون محدودیت‌های دیپلماتیک امکان‌پذیر خواهد شد که تحولی بنیادین با پیامدهای نظامی و حقوقی است.

از منظر توانایی‌های نظامی، هند در دهه گذشته اصلاحات عمیقی را در ساختارهای دفاعی خود انجام داده است. این کشور در حال ایجاد فرماندهی‌های یکپارچه تئاتری، ساختارهای چند‌حوزه‌ای نیرو و بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته همچون هوش مصنوعی، جنگ سایبری، موشک‌های مافوق صوت و سامانه‌های هسته‌ای دریایی است. این تغییرات رویکردی فعال، شبکه‌ای و فشار عملیاتی را در سیاست امنیتی هند بازتاب می‌دهد.

توانمندی‌های کلیدی هند شامل تسلیحات ضدماهواره‌ای، سیستم دفاع موشکی دو لایه، موشک‌های مافوق صوت، موشک‌های بالستیک بین‌قاره‌ای مجهز به فناوری MIRV و زیردریایی‌های هسته‌ای حامل موشک‌های بالستیک است. این تجهیزات هند را در جمع قدرت‌های بزرگ هسته‌ای و تکنولوژیک جهان قرار می‌دهد و در بحران پاهالگام به‌عنوان آزمونی عملی از زیرساخت‌های دفاعی ارتقاء یافته عمل کرد.

هند به واسطه این قابلیت‌ها، خود را به عنوان قدرتی چند‌ساحتی با توانمندی‌های منعطف نظامی معرفی کرده که در تعادل قوا در منطقه و جهان نقش‌آفرینی می‌کند. این کشور با حفظ ارتباطات استراتژیک با قدرت‌هایی چون آمریکا، روسیه، فرانسه و اسرائیل، اما بدون وابستگی تکنولوژیک کامل به آنها، راهبردی منحصر به فرد دارد.

در ساختار فرماندهی، هند در حال ایجاد فرماندهی‌های یکپارچه منطقه‌ای است که نیروهای زمینی، هوایی و دریایی را در حوزه‌های عملیاتی متحد می‌کند. این سازماندهی بر مبنای جبهه‌های استراتژیک شمالی (مرز چین)، غربی (مرز پاکستان) و اقیانوس هند شکل گرفته است و فرماندهی‌های افقی لجستیک، اطلاعات، آتشبار و سایبری را نیز شامل می‌شود. وظیفه هماهنگی میان نیروها بر عهده رئیس ستاد کل دفاع است که در این فرآیند نقش کلیدی دارد.

علاوه بر این، هند در حال تقویت ظرفیت‌های خود در زمینه‌های جدید جنگی مانند سایبر، هوش مصنوعی، فضا و جنگ شناختی است و مراکزی مانند مرکز شبیه‌سازی WARDEC را برای توسعه تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی و جنگ خودران راه‌اندازی کرده است. این تحولات نشان‌دهنده گذار از دفاع واکنشی به رویکردی پیشگیرانه، شبکه‌ای و انعطاف‌پذیر است که ترکیبی از ساختار، دکترین و فناوری را برای ایجاد نیرویی آماده به کار فراهم می‌کند.

در عرصه بین‌المللی، هند همزمان با اتخاذ تدابیر امنیتی سختگیرانه، تلاش دارد تصویر خود را به‌عنوان بازیگری مسئول و متعادل حفظ کند. دولت هند بر پاسخ متناسب و حق دفاع مشروع در برابر تروریسم دولتی تاکید دارد و سعی می‌کند از متهم شدن به آغازگر جنگ گسترده جلوگیری کند. اعلام دکترین جدید مقابله با تروریسم در کنار مدیریت مستقیم کانال‌های نظامی برای توقف تشدید بحران، نمونه‌ای از تعادل راهبردی هند است.

با وجود این، آتش‌بس بدون توافق بر سر مسائل اصلی مانند کشمیر و تروریسم فرامرزی برقرار شده و وضعیت استراتژیک بین هند و پاکستان همچنان شکننده و پرتنش باقی مانده است. تبدیل تروریسم به عمل جنگی ممکن است به الگویی برای سایر کشورها تبدیل شود که اصول حقوق بین‌الملل را به چالش می‌کشد. تعلیق معاهده آب‌ها نیز خطر ایجاد سابقه‌ای خطرناک در استفاده ابزاری از منابع حیاتی در مناقشات دیگر را به همراه دارد.

برای هند، این اقدامات بخشی از راهبردی گسترده‌تر برای تاکید بر سیاست امنیتی مستقل و مقتدر است که تحت تاثیر جریان‌های ملی‌گرایانه، اهداف منطقه‌ای و تمایل به بازسازی نظم راهبردی در جنوب آسیا قرار دارد. در آینده نزدیک، هند باید همزمان با حفظ بازدارندگی در برابر پاکستان، از تبدیل شدن به جنگ تمام‌عیار جلوگیری کند و جامعه بین‌المللی را متقاعد سازد که این اقدامات برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند است. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا