امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

ترامپ نباید فریب بازی هسته‌ای ایران را بخورد

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان ژورنالیستی « ترامپ نباید فریب بازی هسته‌ای ایران را بخورد» منتشرشده در نشریه هیل (The Hill)، و نوشته مارک تات (Mark Toth)، به بررسی دقیق تازه‌ترین پیشنهاد هسته‌ای ایران مبنی بر توقف یک‌ساله غنی‌سازی اورانیوم در ازای آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران می‌پردازد و با ارزیابی واکنش بازیگران کلیدی مانند آمریکا، اسرائیل و روسیه، ابعاد تاثیرگذاری راهبرد هسته‌ای و دیپلماتیک جمهوری اسلامی را بر موازنه قدرت منطقه‌ای و جهانی روشن می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


تازه‌ترین پیشنهاد ایران برای توقف یک‌ساله غنی‌سازی اورانیوم در ازای آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و به رسمیت شناخته‌شدن حق غنی‌سازی با اهداف غیرنظامی، به سرعت با مخالفت جدی آمریکا و اسرائیل مواجه شد و به یک بن‌بست راهبردی بدل گشت. این پیشنهاد از ابتدا نه‌تنها برای واشینگتن و تل‌آویو غیرقابل پذیرش تلقی شد، بلکه گمانه‌زنی‌ها درباره هدف ایران از این ابتکار را تقویت کرد. برخی معتقدند اعلام آمادگی ایران برای توقف موقت غنی‌سازی، تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از افزایش فشارهای نظامی یا اقتصادی غرب و اسرائیل است؛ همچنانکه ظرفیت فعلی غنی‌سازی ایران و سرعت افزایش این ظرفیت، به‌ویژه با توان بالای سانتریفیوژهای جدید، نگرانی از دستیابی سریع ایران به چندین سلاح هسته‌ای را افزایش داده است. در این مسیر، مقامات اسرائیلی با صراحت هشدار داده‌اند که اجازه ادامه این بازی خطرناک به ایران داده نخواهد شد.

هم‌زمان، ایران تحرکات دیپلماتیک خود را با اعزام رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه به عمان افزایش داده و از این کشور به عنوان میانجی برای ارسال پیام به طرف آمریکایی استفاده کرده است؛ همچنان‌که پیش‌تر عمان در نقش میانجی در مذاکرات آتش‌بس یمن ایفای نقش کرده بود. هدف اصلی سفر، متقاعد ساختن عمان به حمایت از پیشنهاد توقف غنی‌سازی و جلب همراهی کشورهای منطقه برای به رسمیت شناختن برنامه هسته‌ای تجاری ایران عنوان شده است. تهران همچنین طرح تشکیل کنسرسیوم هسته‌ای منطقه‌ای با مشارکت ایران و کشورهای عربی خلیج فارس را مطرح نموده تا غنی‌سازی اورانیوم با غنای پایین و عمدتاً تحت نظارت مهندسان ایرانی انجام شود. این طرح که با هدف جلب حمایت کشورهای عربی پیشنهاد شده، در عمل به سبب تضاد با سیاست «غنی‌سازی صفر» واشینگتن و نگرانی کشورهای عربی از تهدیدهای احتمالی اسرائیل، پذیرش گسترده‌ای نیافته است.

در همین بازه زمانی، اسرائیل با انجام حملات نظامی علیه مواضع حوثی‌ها در یمن و ارسال پیام‌های صریح به تهران و پایتخت‌های عربی منطقه، هشدار خود را نسبت به پیامدهای خطرناک هرگونه همکاری هسته‌ای با ایران به نمایش گذاشت. موضع‌گیری شدید اسرائیل، بویژه در واکنش به طرح‌های غنی‌سازی ایران در منطقه، همراه با اظهارات بنیامین نتانیاهو مبنی بر مسئولیت مستقیم ایران در حملات علیه اسرائیل، گویای حساسیت بالای تل‌آویو نسبت به پیشرفت‌های هسته‌ای ایران است.

از سوی دیگر، سطح تهدید به مراتب فراتر از منطقه ارزیابی شده است. همزمان با تلاش‌های دیپلماتیک تهران در عمان، مقامات جمهوری اسلامی فرصت را برای تحکیم پیوندهای امنیتی با روسیه و کره شمالی نیز مغتنم شمرده و در نشست نظامی به میزبانی مسکو شرکت کردند. این همکاری نظامی و دفاعی، با توجه به نقش ایران در تامین موشک و پهپاد برای روسیه و جایگاه ایران به عنوان یکی از ارکان اصلی «محور شرارت» پوتین، نشان‌دهنده تلاش تهران برای تثبیت موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی و حفظ حمایت مسکو در برابر تهدیدهای احتمالی از سوی غرب است. جمهوری اسلامی همچنین امیدوار است با اتکا به پیمان راهبردی بیست‌ساله با روسیه و تامین مستمر سلاح برای مسکو، عرصه مانور خود را در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل حفظ کند.

در این میان، دولت ترامپ نسبت به رویکرد جمهوری اسلامی بدبین مانده و ارزیابی‌ها حاکی از آن است که تهران سعی دارد با ارائه پیشنهادهای تاکتیکی و محدود، از دولت آمریکا امتیاز بگیرد و در عین حال فرصت کافی برای پیشبرد برنامه هسته‌ای و نیل به آستانه تسلیحات هسته‌ای به دست آورد. چنین راهبردی برای اسرائیل غیرقابل پذیرش تلقی شده و تهران را به نقطه مقابله نظامی حتی در کوتاه‌مدت نزدیک می‌کند.

از منظر راهبردی، هدف ایران روشن باقی مانده است: حفظ توان غنی‌سازی به عنوان یک برگ برنده برای جلب امتیاز از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، استفاده از ظرفیت همکاری‌های امنیتی با روسیه و بهره‌گیری از شرکای منطقه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به برنامه هسته‌ای خود. این امر، ضمن تشدید رقابت تسلیحاتی، نگرانی امنیتی کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را افزایش داده است؛ به‌ویژه با در نظر گرفتن این نکته که پذیرش مشارکت در کنسرسیوم هسته‌ای پیشنهادی ایران، چه به لحاظ امنیتی و چه سیاسی، برای دولت‌های عربی پرهزینه و خطرناک ارزیابی می‌شود.

در سطح بین‌المللی، روسیه نقش حمایتی و بازدارنده مهمی در قبال ایران ایفا می‌کند؛ از جمله تلاش برای جلوگیری از هرگونه اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل علیه تاسیسات استراتژیک ایران، چه در حوزه هسته‌ای، موشکی یا پهپادی. همزمان، مقام‌های نظامی و امنیتی مسکو برگزاری نشست‌های نظامی و همکاری مشترک را ابزاری برای پیوند هرچه بیش‌تر میان جمهوری اسلامی و محور روسیه-کره شمالی می‌دانند، و این وابستگی دوطرفه می‌تواند تبعات موازنه قدرت منطقه‌ای و جهانی را تغییر دهد.

تشدید حملات اسرائیل به متحدان منطقه‌ای ایران، تهدید به مداخله نظامی مستقیم و استمرار رویکرد بدبینانه آمریکا نسبت به پیشنهادهای هسته‌ای تهران، فضای مذاکرات را بیش از پیش به سوی تقابل و تشدید بحران سوق داده است. در این میان، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند با تحرکات دیپلماتیک و امنیتی چندلایه، پیوند با مسکو، رایزنی با کشورهای عربی خلیج و ارائه ابتکارات مقطعی، از شدت فشارها بکاهد و عرصه بازی هسته‌ای را همچنان باز نگه دارد. هم‌زمان، واشینگتن و متحدانش بر ضرورت حفظ فشار حداکثری و ارسال پیام صریح و بازدارنده به تهران و محور حمایت‌کنندگان آن تأکید دارند تا از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای جلوگیری شود و سناریوی توافقی مشابه برجام پیشین بدون تضمین‌های کافی تکرار نگردد.

در نهایت، وضعیت فعلی بیانگر آن است که هیچ‌یک از بازیگران اصلی از میزان بی‌اعتمادی و سطح تهدید امنیتی عقب‌نشینی نکرده‌اند و هرگونه تحرک هسته‌ای بیشتر از سوی ایران می‌تواند به واکنش‌های سخت و احتمال تقابل مستقیم بیانجامد؛ به‌ویژه آنکه شرایط کنونی، با تشدید همکاری نظامی تهران با مسکو و آگاهی اسرائیل از بازی هسته‌ای جمهوری اسلامی، منازعه را در سطح منطقه‌ای و جهانی پیچیده‌تر می‌سازد. عرصه دیپلماسی هسته‌ای ایران اگرچه مملو از ابتکار و پیشنهاد است، اما همچنان در تلاقی تضاد منافع بازیگران اصلی منطقه و جهان، چشم‌اندازی روشن برای پایان تنش ایجاد نکرده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا